+
نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 2:43 توسط ح.م.سروستاني
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 4:20 توسط ح.م.سروستاني
|
شرق: از مجموعه دفترهاى تئاتر نشر نيلا دفتر پنجم آن به كوشش ژيلا اسماعيليان منتشر شده كه مجموعه مقالاتى است از بهرام بيضايى، محمد چرم شير، فرهاد مهندس پور و ديگران در باب تئاتر. اولين مطلب اين دفتر با عنوان «گفت وگو و جست وجو و جست وجو و گفت وگو» بخش سوم از سلسله مطالبى است كه فرهاد مهندس پور نوشته كه اين بخش به كاراكتر اختصاص دارد و به عنوان مثال به شخصيت هاى نمايش هنريك ايبسن، نمايشنامه نويس نروژى قرن نوزدهم، اشاره كرده است. او اشاره كرده كه ايبسن در صفحاتى جداگانه خصوصيات، درونيات و ماهيت كاراكترهايش را گرد مى آورده و آنگاه آنها را كنار هم قرار مى داده است. موضوع ديگرى كه به آن اشاره كرده اين است كه اين كاراكترها هرگز از ماهيت خود عدول نمى كرده اند به اين ترتيب موقعيت ها تحت تاثير و ناشى از ماهيت كاراكترها است. مقاله بهرام بيضايى نيز با عنوان «درباره عباس هندو» بخشى از پژوهش گسترده اى است كه مجموعه اى از تعزيه نامه هاى مربوط به حضرت عباس را دربرمى گرفته و در سال ۱۳۶۳ نوشته شده است. بيضايى در مقاله خود نوشته كه تعزيه نامه عباس هندو يكى از جالب ترين متن هاى شبيه خوانى است كه ظاهراً بسيار ساده به نظر مى رسد، اما از چندين لايه تشكيل شده است. بيضايى در جاى ديگرى از مقاله نوشته است: «از لحاظ تاريخى، سادگى شعرهاى اين متن هاى تعزيه، كه همه گيرترين شكل هنرى ايران در قرن گذشته بود، پيشرو شيوه سادگى گرايى قرن اخير ادبيات ايران است.»
از مجموعه دفترهاى نيلا، دفتر ديگرى هم منتشر شده كه اولين دفتر از مجموعه دفترهاى شعر نيلا است و به شاعران نسل ۹۸ اسپانيا از جمله ماچادو، خيمه نس و اونامونو اختصاص دارد. به نظر مى رسد كه دفتر شعر آينده هم به شاعران اسپانيايى اختصاص دارد، به آثارى از شاعران نسل ۲۷ اسپانيا، شاعرانى نظير لوركا، آلبرتى، ديه گو و ديگران. گروه ۹۸ را شاعرانى مثل اونامونو، آنگل گانيوت، پيوبارويا، آزورين، رامون دل واله اينكلان، مانوئل و آنتونيو ماچادو و خيمه نس تشكيل مى دادند. اين افراد مى كوشيدند اسپانيا، ادبيات اسپانيايى و حتى خودشان را بازسازى كنند. براساس آنچه در مقاله اى كه براى معرفى اين گروه در ابتداى اين دفتر آمده، اين چهره ها، به رهبرى اونامونو، به طور كلى جذب دو جريان قوى و متضاد شده بودند. از يك سو، به گذشته پرشكوه اسپانيا دل بسته بودند و از سوى ديگر به عقايد و فرهنگ اروپا گرايش داشتند و هدف «اروپايى كردن» يا «مدرن سازى» اسپانيا را دنبال مى كردند. در اين دفتر علاوه بر مقالاتى كه از كارل كاب در مورد اين شاعران ترجمه شده، شعرهايى را هم از ايشان احسان نوروزى و مهدى جواهريان راد ترجمه كرده اند.
|
|
|
«جنگل واژگون» عنوان داستان بلندى (حدوداً صد صفحه) از جى. دى. سلينجر است كه بابك تبرايى و سحر ساعى ترجمه كرده اند. داستان با گزيده اى از يادداشت هاى روزانه دختربچه اى به نام كورين فون نورد هوفن (قهرمان داستان) شروع شده كه شب پيش از يازدهمين جشن سالگرد تولدش نوشته شده. همين شروع، داستان را بسيار جذاب كرده است: «... خداى مهربان خواهش مى كنم نگذار لورنس فلپس در مهمانى من بدجنسى كند و نگذارد پدر و آقاى ميلر سرميز يا هر جاى ديگرى آلمانى حرف بزنند چون خوب مى دانم وقتى هم بروند خانه به پدر و مادرهاى شان مى گويند... هر كسى اين را بدون اجازه من بخواند ظرف ۲۴ ساعت مى ميرد يا مريض مى شود.» داستان با ماجراى تولد كورين شروع مى شود و بعد مى رويم سراغ روزهايى كه كورين ديگر بزرگ شده و دنبال پيدا كردن راه زندگى اش. نيلا پيش از اين ناتوردشت و فرنى و زويى را از اين نويسنده ترجمه كرده و قرار است داستان «شانزدهم هپ ورث، ۱۹۲۴» را هم از اين نويسنده ترجمه كند.
|
|
|
نيلا از مجموعه كتاب كوچك اين انتشارات كتاب ديگرى هم منتشر كرده با عنوان «درگذشت پيكلز مك كارتى» كه داستانى است از ارنست همينگوى، ترجمه رضا قيصريه. اين داستان يكى از اولين كارهاى ادبى همينگوى است كه در سال ۱۹۱۹ نوشته شده. همينگوى در اين داستان رزمندگان گردان «آرديتى»ها در ارتش ايتاليا را به تصوير مى كشد. آرديتى ها اغلب از سابقه دارها بودند. در مورد آنها مى گويند، اگر فرمانده شان را در ميان دشمن گم مى كردند به ميدان برمى گشتند و آن قدر مى جنگيدند تا فرمانده را بيابند. لژيون هاى فرانسوى و بعداً گروه رنجرها و تكاورها در ارتش هاى امروزى از آرديتى هاى ايتاليايى الگوبردارى شده اند. قيصريه داستان را از ايتاليايى ترجمه كرده و معتقد است كه از لابه لاى آن مى توان فضاى همينگوى وار را باز شناخت.
كتاب ديگرى كه اين انتشارات درآورده نمايشنامه اى است با عنوان «بازرس هاند واقعى»، نمايشنامه اى از تام استوپارد، ترجمه امير امجد. امجد در يادداشت خود يكى از بارزترين ويژگى هاى او را «خلق جملاتى در موقعيت هاى خاص كه همزمان چندين معنى را يدك مى كشند و لايه هاى گوناگون معنايى را در آن واحد به مخاطب عرضه مى كنند» دانسته و معتقد است كه همين ويژگى يعنى درج معانى چندگانه در يك گفت وگو كار ترجمه را بسيار دشوار، و گاه اصلاً ناممكن ساخته و نمونه درخشانش را در نمايشنامه در گفت وگوهاى حين بازى بريج دانسته كه طى آن صحنه هاى نبرد طرف هاى بازى به عرصه نبرد عشقى شخصيت ها بدل مى شود. امجد همين طور معتقد است كه شوخى استوپارد با قواعد و نشانه هاى آشناى ژانر «معمايى _ كارآگاهى» و خلق يك نمونه شاهكار هجوآميز [پاروديك] در ادبيات نمايشى ايران ناياب است.
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:24 توسط ح.م.سروستاني
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 8:23 توسط ح.م.سروستاني
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 23:58 توسط ح.م.سروستاني
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 18:32 توسط ح.م.سروستاني
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 18:29 توسط ح.م.سروستاني
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 17:56 توسط ح.م.سروستاني
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 1:36 توسط ح.م.سروستاني
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 1:34 توسط ح.م.سروستاني
|