تبليغاتX
كتابنما / Book-Rewiew Bibliography
معرّفي و نقد كتاب
 
190131.jpg
بهرنگ رجبى: «دل سگ» بولگاكف از آن دسته رمان هايى است كه مى كوشد خود مولد كنشى اجتماعى باشد. اينجا- برخلاف «مرشد و مارگريتا» مثلاً- با مجموعه بى شمارى از جزئيات، حوادث و شخصيت هاى خاص مواجه نيستيم كه در كنار يكديگر كليتى منحصربه فرد و يگانه بسازند- كليتى كه از مناظر گوناگون تفسيرهاى مختلف و حتى متضاد بپذيرد. «دل سگ» رمانى است در باب پاره اى مفاهيم و ايده ها كه نمونه هايش در عصرى خاص از همين جهان واقعى وجود داشته اند. بولگاكف- هنرمندانه و به يارى انبوه تكنيك ها و ظرايف نويسندگى اش- موفق مى شود از گذر داستانى تمثيلى و سرشار از نشانه ها و استعاره ها به سوى هدفى كه دارد حمله ور شود و البته اين هدف را براى ما خوانندگان رمان نيز مشخص و آشكار كند. اگر رمان هاى نويسندگان روس تبار عهد كمونيسم در نهايت شرح برترى و تفوق پاره اى مفاهيم و ايده ها بود بر همه چيز _ از مفاهيم و ايده هاى ديگر تا حتى جان آدمى و يك ملت- پس «قلعه حيوانات» جورج اورول و «دل سگ» ميخاييل بولگاكف نيز- در مقام رمان هايى ضد اين جريان- ناگزير بودند به همين مفاهيم و ايده ها بپردازند و خطرات و مهابت و ابتذال و توخالى بودن شان را يادآور شوند. بدين ترتيب چنين رمان هايى اساساً در پى تفسيرپذيرى هاى گوناگون نبودند و نمى خواستند كه- بسته به منظر نگاه مخاطب- معانى مختلف و چندگانه حاصل دهند. اين رمان ها همچون ابزارهاى نبرد فقط يك خواست داشتند و سعى مى كردند كه اين يك خواست را با تمام توان و قدرت هر چه بيشتر متحقق سازند. از همين رو هم اين گونه رمان ها در عصر سياست زدگى جهانى- دهه هاى هشتاد و نود ميلادى- كم كم به سايه رفتند، از جايگاه رفيع شان پايين كشيده شدند و حجم مطالعات جدى و انتقادى نيز پيرامون شان كاستى گرفت. اما از ابتداى هزاره تازه و با سياسى شدن دوباره همه چيز پس از رخدادهايى مهيب و هولناك (كه آدمى را باز با واقعيت بى رحم و نفرت انگيز موجود مواجه كرد) انگار پرچم فتح دوباره به دست اين رمان ها بازگشته، تيراژها دوباره صفرهاى بسيار به خود ديده اند و نقل تكه هايى از اين داستان ها حتى به صفحات كتاب هايى نظرى در باب سياست و جامعه شناسى راه يافته است. سرخوشى و شيطنت پست مدرنيستى فعلاً از سبد مايحتاج ضرورى آدمى حذف شده و جايش را ابزار مبارزه گرفته است.
«دل سگ» يعقوبى نمايشنامه اى است برپايه رمان بولگاكف و در دورانى نوشته شد كه آبستن خيزش جريانى اجتماعى براى تغيير بود ؛و اين خواست تغيير مفهوم نبرد به خود گرفت هنگامى كه پيشاروى خود جريان و كسانى را ديد كه طالب ثبات و عدم تغيير وضع موجود بودند. در چنين وضعيتى هنرمندى كه در كشاكش با روزگار خويش است بالطبع مى كوشد همچون كنشگرى اجتماعى به شرايط دوروبر واكنش نشان دهد. «دل سگ» و «يك دقيقه سكوت» دقيقاً بر آيند كار چنين هنرمندى در زمانه اى بودند كه همه چيز سياسى بود، همان طور كه «گل هاى شمعدانى» و «قرمز و ديگران» هم يادگارهاى دوره اى اند زده از سياست كه درآن همه چيز يا دارد به سوى فرماليسم بازمى گردد يا به سوى تفكيك امر اجتماعى از امر سياسى و اولويت قائل شدن براى ريشه يابى و حل مسائل و معضلات اجتماعى. «دل سگ» در همان سال نوشته شدنش چاپ نشد، ماند تا سال گذشته و وقتى در ابتداى امسال كتاب را برداشتم و از پس يك دوره فاصله خواندمش هنوز هم به نظرم دلچسب و جذاب آمد. پاسخ به اينكه چرا اثرى كه در (و براى) زمانى و كنشى خاص نوشته شده، حتى پس از آن زمان همچنان چنين نيرو و طراوت خويش را حفظ كرده و سرپا ايستاده، احتمالاً توضيح دهنده تفاوت آثارى چنين هنرمندانه با بيانيه ها و ژورناليسم همان دوره خواهد بود و همچنين _ شايد- شرح آن لمحه، آن ضربه، آن تلنگرى كه به اثرى عنوان هنر مى بخشد.
يعقوبى- به تقريب- همان قصه بولگاكف را تعريف مى كند، صحنه بندى و پيشرفت روايتش (جز در مورد صحنه نخست) خطى است و در نهايت هم به همان نتيجه اى مى رسد كه رمان مى رسيد. اما نمايشنامه راز ماندگارى رمان تا به امروز را نيز- هوشمندانه- دريافته. طبق تعاريف سنتى درام اگر به قرائت «دل سگ» بنشينيم در مواجهه با نمايشنامه دلزده خواهيم شد. ديالوگ ها، روابط ميان شخصيت ها و داستان هاى فرعى براساس قرارداد قديمى بايد همسو و تاكيدكننده قصه اصلى نمايش باشند و نقش عناصرى را ايفا كنند كه مايه اصلى را مدام قوام مى بخشند، زير و بالا مى كنند و براى اوج و نتيجه انتهايى مى آرايند. نمايشنامه يعقوبى اما چنين نيست.
دراماتورژى سخت گير و اصول گرا مى تواند قيچى بردارد و در پايان كارش با اين نمايشنامه مقدارى كاغذپاره تحويل مان دهد كه حجمش يك چهارم نوشته يعقوبى هم نباشد اما قصه اصلى و حواشى مرتبطش كاملاً حفظ شده باشند. رمز پيروزى بولگاكف و يعقوبى اما در آن تكه هايى است كه بايد از درون سطل زباله دراماتورژ جمع شان كرد و به جاى اولشان برگرداند؛ آنجاهايى كه قصه اصلى براى نويسنده بهانه اى مى شود تا شخصيت هايش با هم حرف بزنند و تجربه هاى كوچك و شخصى شان از بودن زير حصار تنگ وضعيت موجود را بيان كنند؛ آن انحراف هايى كه به واقع همان خواستى را تحقق مى بخشند كه قصه اصلى بايد انجامش مى داد و اما معمولاً ناموفق است. همين تجربه هاى واقعى شخصى اند كه نه تناقض هاى درون گفتمانى و نظرى نظام حاكم بلكه تضاد اين كليت قاهر با طبيعت و زندگى روزمره آدمى را بازتاب مى دهند- اينكه چگونه قدرتى فراگير حتى تا پنهانى ترين و خصوصى ترين زوايا و جنبه هاى زندگى شخصى آدم ها را به سيطره خود درآورده است. ما شريك رنج و درد انسان هايى ديگر مى شويم و به ناگهان خود را سهيم در تجربه آنان مى يابيم- تجربه اى كه يكه است و واقعى و از آن انسانى از گوشت و پوست و خون. يعقوبى (از پى بولگاكف و اورول و بسيارى ديگر هم) موفق مى شود ما را به جايى برساند كه قراردادها و تعريف هاى سنتى نمايش را فراموش كنيم، تجربه خام انسانى را به فرم پرداخته هنرى ارجحيت دهيم و در سكوت به نظاره آدم هايى بنشينيم كه پيش چشم ما دارند- با عضلاتى منقبض- حرف مى زنند.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 5:0  توسط ح.م.سروستاني  | 


 
190122.jpg
سجاد صاحبان زند: «استخوان خوك و دست هاى جذامى» هفت قصه موازى از پنج طبقه ساختمان را نشانه روايت مى كند. شروع داستان از طبقه چهاردهم است. مردى كه هرگز نمى دانيم چند سالش است، سرش را از پنجره بيرون برده است و در حال بدوبيراه گفتن به آدم هايى است كه زير برج در حال «لوليدن» هستند. او كه كمى بعد مى بينيم چندان از سلامتى روانى برخوردار نيست، نماينده قشرى از جامعه مدرن است كه كتاب مى خواند و جداى از جامعه و در برج عاج خويش، همه چيز را به باد انتقاد مى گيرد. مرد سرخورده كنار تل كتاب هايش، توهم بينايى و شنوايى پيدا مى كند و به فنجان و بطرى و خودكار به چشم آدم نگاه مى كند. آنها را به صف مى كند و مثل مدير يك مدرسه مى خواهد كه نظم را رعايت كنند.
خط دوم قصه مربوط است به دكتر محمد مفيد. افسانه، همسر او پزشكى است داراى تخصص در رشته كودكان. خود دكتر هم در زمينه نجوم تخصص دارد و به جاى زمين در جست وجوى آسمان ها است. با اين همه پسر ده ساله آنها در حال از دست دادن جانش در بيمارستان است. سرطان خون پيشرفته الياس، غيرقابل درمان مى نمايد. بانك اطلاعاتى خون هم در جواب نامه الكترونيكى دكتر مى گويد كه احتمال يافتن مغز استخوان قابل پيوند به الياس فقط يك به هفتصد و پنجاه هزار شانس وجود دارد. در اين بين كه پزشكى مرسوم درمى ماند، دريچه هاى ديگرى گشوده مى شود. نمى توان خدا را زير چاقوى تشريح نشان داد. چيزهايى كه «درنا» (دختر هفت هشت ساله دكتر سپهر) آنها را در خوابش مى بيند، اما جايى در زندگى آدم بزرگ هاى برج ندارند.
دكتر محسن سپهر روزنامه نگارى است كه به دليل اهميت دادن بيش از حد به كار روزنامه، در حال از دست دادن زندگى شخصى اش است. او توجه چندانى به دختر كوچكش درنا، ندارد. همسرش نيز، چندان دل خوشى از زندگى ندارد و در حال جدا شدن از سپهر است.
به غير از اين چهار قصه موازى، سه قصه موازى ديگر نيز در حال رخ دادن در برج است. حامد دانشجوى عكاسى دلبسته دخترى مى شود كه شبيه نامزدش، مهناز است. مهناز براى ادامه تحصيل به هلند رفته است. در طبقه اى ديگر يك دسته كلاهبردار، سندى جعلى درست كرده اند كه خانه اى بزرگ را به نامشان كرده است. حال صاحب اصلى قرار است به خانه ايران برگردد. بايد او را سر به نيست كرد، به هر قيمتى كه ممكن است. در طبقه اى ديگر، خانه اى بزرگ مخصوص پارتى و مهمان بازى جوانانى است بى اصل و نسب كه با يك بار ديدن هم، به هم اعتماد مى كنند و سر بعضى هايش كلاهى مى رود كه از زندگى سير مى شوند و مى خواهند خودشان را سربه نيست كنند. در ديگر طبقه ساختمان، سوسن زندگى مى كند. او با گرفتن پول مشترى هايش را به «فريزر» مى برد. اما مشترى آخرى كه ظاهراً يك شاعر است تا صبح روبه روى زن مى نشيند. او پولش را هم مى دهد و سوسن به او دل مى بندد. «استخوان خوك و دست هاى جذامى» بسيار ساده، روان و پرشتاب است و با توجه به اين همه شخصيت جور واجور، خواننده پرسرعت و روان داستان جذابى مى خواند. واقعيت عريانى كه مستور نشان مى دهد، خواندنى است، هرچند كه دنيايى به غير از اين دنيا هم وجود دارد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 4:58  توسط ح.م.سروستاني  | 

محمدحسن شهسواري

ماريو وارگاس يوسا يكي از آخرين‌هاست، يكي از آخرين نويسنده‌هايي كه همچنان دغدغه‌هاي نويسندگان كلاسيك را دارد؛ يعني درهم‌آميزي شيريني نوشتن و نگاه عميق. حتما نشستن در محضر اين استاد و فراگيري اندرزهايش درباب نوشتن حلاوتي ديگرد دارد.

 

يوسا در مقدمه‌ي كتاب نامه‌هايي به يك نويسنده‌ي جوان مي‌گويد: "وقتي جوان بودم خيلي دوست داشتم به فاكنر، سارتر، كامو و همينگوي نامه بنويسم و رزا موفقيت‌شان را بپرسم. اما اعتماد به نفس نداشتم."

به همين خاطر خودش در پوست يك نويسنده‌ي جوان مي‌رود و راز خوب نوشتن را مي‌پرسد و باز در پوست يوسا مي‌رود و جواب مي‌دهد. اين كتاب، جواب‌هاي استاد يوسا به آن سوال‌هاست.

 

اما چرا من نكاتي از اين كتاب را دراوردم و به شما هديه مي‌كنم؟

مهم‌ترينش اين است كه اين كار را دوست دارم و از آن لذت مي‌برم؛ بالاخره ادبيات‌بازي‌ست ديگر. اما يكي ديگر از دلايل مهم چيزي‌ست كه جناب خوابگرد در معرفي اين يادداشت گفته است. بعد هم، تعارف كه نداريم؛ خيلي‌ها حوصله‌ي كتاب‌خواندن ندارند و شايد اين دو خط را خواندند. اما همين‌جا اين را بگويم؛ چيزهايي كه خواهيد خواند تنها از نيمه‌ي اول كتاب است. نيمه‌ي دوم كتاب كه پرمغزتر است و البته سنگين‌تر، پر است از مثال كه مي‌ماند براي عاشقان سينه‌چاك ادبيات.

 

در ذهن يوسا درباره‌ي ادبيات چه مي‌گذرد؟mario wargas llosa

ادبيات

ادبيات بهترن عامل رويارويي در برابر ناگواري‌ها و ناكامي‌هاست.

 

شهرت

اگر براي شهرت مي‌نويسيد، اولين گام را در راه شكست برداشته‌ايد.

 

استعداد

- بنده‌ي پرويي‌الاصل را اگر قابل بدانيد، خاطرجمع‌تان مي‌كنم كه هيچ تنابنده‌اي از بطن والده‌ي مكرمه‌اش با طالع و بخت نويسندگي به دنيا نيامده است.

- استعدا يعني ميل به نوشتن، نه قريحه‌ي نوشتن.

- ميل به نوشتن را شورش عليه چارچوب زندگي جاري و اميد به زندگي بهتر بارور مي‌كند.

 

داستان

- يك شاهكار ادبي علاوه بر آن كه جامعه‌ي معاصر خود را دقيق توصيف مي‌كند، ميل به شورش در برابر آن را نيز در خود دارد.

- يك رمان در هيچ زمينه‌اي نمي‌تواند خواننده را متقاعد كند و از همه مهم‌تر، نمي‌تواند او را متقاعد كند كه دروغي كه مي‌گويد، راست است.

- حتا اگر خواننده‌ي يك داستان آن را زيبا بداند ولي آن را باور نكند، باز هم نويسنده شكست خورده است.

- اصالت يك داستان به يك چيز بستگي دارد: واقعيت و باوپذيري آن در داستان.

- داستان يعني هرآن‌چه مي‌گوييم و نمي‌گوييم.

 

تخيل

- تخيل آن است كه به تخيل درآيد، نه آن كه نويسنده به تخيل درآوردش.

- خودت باش، آن‌طور كه هستي. چراكه تخيل به هرحال تحميل است. تخيل وجود ندارد و تنها قدرت نويسنده است كه آن را هست مي‌كند.

- به‌جاي آن كه خواننده براي فهم داستان نياز به تخيل‌پردازي داشته باشد، خود داستان مي‌بايد تخيل‌برانگيز باشد.

- داستان‌نويسي حركتي خلاف تئوري فاصله‌گذاري برتولت برشت دارد. داستان بايد تلاشي باشد براي پركردن خلاء ذهني مخاطب و متن. در واقع تلاش داستان‌نويس اين است كه خواننده به گونه‌اي در جهان تخيلي و ساختگي ذهن نويسنده آلوده شود كه تصور كند اين تخيل نيست، بلكه عين واقعيت است.

 

فرم و محتوا

- اين وحدت فناناپذير فرم و محتواست كه به خوبي يك اثر مهر تاييد مي‌زند.

- رماني موفق است كه خواننده هنگام خواندن آن متوجه نشود كه رمان چه سبكي دارد، نويسنده چه تكنيك‌هايي به كار برده و يا چه ميزان از تخيل و واقعيت را درهم بافته است.

- صداقت و تكنيك در داستان‌نويسي به يك اندازه اهميت دارد.

 

زبان

- هر داستان زباني مخصوص به خود دارد.

- هرچند زبان در داستان، عنصري بسيار تعيين‌كننده است، اما نويسنده نبايد فراوش كند كه او قصد دارد با اين زبان، خواننده را مجذوب و فريفته‌ي داستان خود كند نه فراري.

- براي آن كه بداني زبان درستي به كار گرفته‌اي، آن را بلند بخوان؛ اگر گوشَت را آزار نداد، راه را درست رفته‌اي.

 

تقليد

- تقليد بايد از روند و چگونگي مراحل توليد يك اثر باشد، نه از محصول نهايي.

- هرچند بايد همواره شاهكارها را بخواني، ولي گاهي بد نيست آثار بدِ نويندگان بزرگ را هم بخواني تا باور كني هيچ كس از ابتدا بزرگ نبوده است.

 

راوي و روايت

- راوي تخيل محض است، حتا اگر اثر اتوبيوگرافي باشد. راوي شخصيتي در داستان است كه با مولف ارتباط برقرار مي‌كند تا مولف بتواند داستانش را آن‌طور كه تخيل مي‌كند، بيان كند.

- رفتار راوي تعيين‌كننده‌ترين عامل در روند داستان است.

- داستان تا زماني ماندگار است كه خواننده نتواند وجود راوي را لمس كند.

- شرط آن كه خوانده راوي را لمس نكند، آن است كه راوي طول در داستان در مورد هيچ چيز قضاوت، تفسير و موضع‌گيري نكند.

- نويسنده آزاد است هر شكل روايتي را كه دلخواهش است به كار برد، اما نبايد در اين راه طولاني كه همانا پيمودن جاده‌هاي صدهزاركيلومتري داستان است، دچار خستگي و دلزدگي شود. اگر خودش خسته و دلزده شد، واي به حال خواننده.

نقـد

- نقد و نقادي راهنمايي مغتنم و ارزشمند است و فانوسي‌ست در تاريكي ذهن داستان همه‌ي ما قلم به دستان مدعي. گاهي يك مقاله‌ي نقادانه مي‌تواند خود يك آفرينش ادبي باشد. يعني اگر يك نقد جامع و اساسي بخواني، بهتر است تا يك رمان بي‌در و پيكر. ارزش يك نقد درست و حسابي گاه به اندازه‌ي خواندن يك نوول ادبي شاهكار است.

 

منبع : http://khabgard.com/backwin/?id=1212855226

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 4:24  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

 


تبعيد و سلطنت


جنگ هاي صليبي


روان شناسي و كار


امپراتوري اينكا


تاريخ بلوك شرق


تاريخ پزشكي


مفتش و راهبه

منبع : http://www.qoqnoos.ir/


گورزاد و ديگر قصه ها


گام هاي اصلي در نشر كتاب(ويراست دوم)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 4:20  توسط ح.م.سروستاني  | 

ميراث خبر_كتاب
گروه خبر: به گفته نماينده انحصاري سايت آمازون در ايران، اين سايت قرار است بخش فارسي خود را نيز راه اندازي کند. ناشران ايراني از امسال با شرايط آسان تري مي توانند کتاب هاي خود را براي معرفي و فروش به اين سايت معرفي کنند.
با هماهنگي هاي جديد ايجاد شده ميان موسسه iKetab و سايت آمازون، مسئولان اين سايت قول داده اند بخش فارسي اين سايت را به منظور دسترسي آسان تر کاربران فارسي زبان به مشخصات کتاب هاي ايراني راه اندازي کنند.
"حسين شوکت مقدم"، مدير عامل شرکت iKetab در حاشيه نوزدهمين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران در گفتگو با خبرنگار بخش کتاب ميراث خبر گفت:« تاکنون سه هزار و پانصد عنوان کتاب ايراني از طريق موسسه iKetab، تنها نماينده رسمي شرکت آمازون در اين سايت ثبت شده است اما مدت دو ماه است ثبت کتاب هاي ايراني در سايت آمازون راکد مانده است و دليل آن اين است که در اين مدت ما جلساتي را با مسئولان اين سايت برگزار کرديم و آنها قول هايي براي همکاري بيشتر با ناشران ايراني داده اند.»
شوکت مقدم درباره هماهنگي هاي ايجاد شده ميان iKetab و سايت آمازون گفت:« آنها قول داده اند بخش فارسي اين سايت را راه اندازي کنند و ما همچنان منتظريم ببينيم آيا به وعده خود عمل مي کنند يا خير. تا سال گذشته ناشران ايراني براي معرفي هريک از کتاب هاي خود در سايت آمازون مجبور بودند 2، 3 دلار پرداخت کنند اما با هماهنگي هاي جديد قرار شده ما هر سال ده هزار عنوان از کتاب هاي ايراني را به سايت آمازون معرفي کنيم و هر ناشري که مي خواهد کتاب هايش را در اين سايت ثبت کند تنها کافي است مبلغ 12 هزار تومان حق عضويت به ما پرداخت کند.»
او فروش کتاب هاي ترجمه اي را از ديگر موارد هماهنگ شده با مسئولان سايت آمازون معرفي کرد و گفت:« همان طور که مي دانيد کشور ما هنوز قانون کپي رايت را قبول نکرده در نتيجه ناشران ايراني بدون داشتن مجوز قانوني از ناشر خارجي مي توانند کتاب هاي او را در ايران ترجمه و منتشر کنند. مسئولان آمازون با علم به اين نکته به ناشران ايراني اجازه مي دهند کتاب هاي ترجمه شده خود را نيز در اين سايت معرفي کنند. البته اين تا زماني است که ايران قانون کپي رايت را نپذيرفته است. در حقيقت هر کتابي که در ايران با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتشر مي شود را مي توانيم در سايت آمازون معرفي کنيم.»
مدير عامل موسسه iKetab ارتباط اين موسسه با سايت آمازون را تعامل فرهنگي دوجانبه خواند و افزود:« ارتباط ما با سايت آمازون فقط نمايندگي اين سايت نيز. اين رابطه تعاملي فرهنگي و دو سويه است و همان طور که ما در ايران آنها را معرفي مي کنيم آنها نيز در سايت خود ما را معرفي مي کنند. تاکنون ما براي نمايش بنر اين سايت در سايت خودمان مبلغي را دريافت مي کرديم اما هم اکنون قرار شده تبليغات اين سايت را رايگان در سايت خود قرار دهيم و آنها نيز کتاب هاي ايراني را بدون دريافت وجه ثبت کنند. همان طور که گفتم ناشران ايراني براي ثبت هر تعداد کتاب خود در اين سايت کافي تنها 12 هزار تومان ساليانه حق عضويت به iKetab بپردازند. در اين سال هايي که ما نمايندگي سايت آمازون را داشته ايم کليه کتاب هاي ايراني اين سايت از طريق ما فروش رفته است. بدين معنا که هر کجا اسم کتاب ايراني در سايت ذکر شده نام ما هم بوده و اگر فردي در خارج کشور کتاب را براي خريد انتخاب کرده باشد اين کتاب از سوي ما براي فرد مورد نظر فرستاده شده است.»
او استقبال ناشران ايراني از ثبت آثار خود در سايت آمازون را نامناسب ارزيابي کرد و گفت:«4 سال پيش ما به 2500 ناشر براي ثبت کتاب هاي خود در سايت آمازون نامه زديم تنها دو جواب آمد. البته امسال ناشران کشور اهميت بسيار بيشتري به بحث اينترنت و فروش آن لاين دارند و استقبال بسيار بهتر از چهار سال گذشته است.»
سايت آمازون يکي از بزرگترين و مشهور ترين فروشگاه هاي مجازي و اينترنتي کتاب است.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 4:7  توسط ح.م.سروستاني  | 

طي روزهاي گذشته کتاب هاي بسياري از نمايشگاه کتاب جمع شده اند. نيما يوشيج، هوشنگ گلشيري، ابراهيم يونسي، اميرحسن چهلتن و صادق هدايت از جمله نويسندگاني هستند که آثارشان در نمايشگاه جمع شده است.
 
کتاب ــ ميراث خبر
گروه خبر : هيچ کس نمي داند کساني که ناگهان وارد غرفه هاي نمايشگاه کتاب مي شوند و بعضي از کتاب ها را دسته دسته روي هم مي چينند و با خود مي برند به دستور چه مرجعي چنين کاري مي کنند. فهرست کتاب هاي جمع شده از نوزدهمين نمايشگاه کتاب تهران فهرستي است که با گذشت هر روز از برگزاري نمايشگاه به طول آن افزوده مي شود.
غرفه کتاب هاي نشر نيلوفر که با کتاب هاي منتشر شده در سال هاي گذشته، به يکي از غرفه هاي دندان گير نمايشگاه تبديل شده بود حالا "جبه خانه" و " شازده احتجاب" اثر هوشنگ گلشيري را روي پيشخوان خود ندارد. به اين دو کتاب "تاويل بوف کور" نوشته محمد قياسي را هم اضافه کنيد تا معناي نگاه سرگردان فروشندگان غرفه نشر نيلوفر را دريابيد.
نشر نگاه هم البته از اين خوان بي نصيب نمانده است. "گورستان غريبان" اثر ابراهيم يونسي، "عشق و بانوي ناتمام" نوشته اميرحسن چهلتن و "تاريخ اجتماعي ايران" اثر مرتضي راه بندي، کتاب هايي است که از غرفه نشر نگاه جمع آوري شده است.
نشر کتاب مس هم که از سال گذشته هر چه کتاب در زمينه موسيقي راک و متال منتشر کرده بود را جمع آوري کرده اند. کتاب هاي جمع شده هنوز تحويل ناشر داده نشده است.
عجيب ترين خبر اما جمع آوري کتاب نيما يوشيج است. کتابي که در سال 69 منتشر شده و طي اين سالها مدام تجديد چاپ مي شده است.
بدين ترتيب اگر در گشت و گذار از نمايشگاه کتاب چشم تان به کتابي افتاد که بوي همان غذاي خوشمزه ايراني را مي داد سريع خريداري اش کنيد. اين فهرست هنوز تمام نشده است.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 4:4  توسط ح.م.سروستاني  | 


 
190122.jpg
سجاد صاحبان زند: «استخوان خوك و دست هاى جذامى» هفت قصه موازى از پنج طبقه ساختمان را نشانه روايت مى كند. شروع داستان از طبقه چهاردهم است. مردى كه هرگز نمى دانيم چند سالش است، سرش را از پنجره بيرون برده است و در حال بدوبيراه گفتن به آدم هايى است كه زير برج در حال «لوليدن» هستند. او كه كمى بعد مى بينيم چندان از سلامتى روانى برخوردار نيست، نماينده قشرى از جامعه مدرن است كه كتاب مى خواند و جداى از جامعه و در برج عاج خويش، همه چيز را به باد انتقاد مى گيرد. مرد سرخورده كنار تل كتاب هايش، توهم بينايى و شنوايى پيدا مى كند و به فنجان و بطرى و خودكار به چشم آدم نگاه مى كند. آنها را به صف مى كند و مثل مدير يك مدرسه مى خواهد كه نظم را رعايت كنند.
خط دوم قصه مربوط است به دكتر محمد مفيد. افسانه، همسر او پزشكى است داراى تخصص در رشته كودكان. خود دكتر هم در زمينه نجوم تخصص دارد و به جاى زمين در جست وجوى آسمان ها است. با اين همه پسر ده ساله آنها در حال از دست دادن جانش در بيمارستان است. سرطان خون پيشرفته الياس، غيرقابل درمان مى نمايد. بانك اطلاعاتى خون هم در جواب نامه الكترونيكى دكتر مى گويد كه احتمال يافتن مغز استخوان قابل پيوند به الياس فقط يك به هفتصد و پنجاه هزار شانس وجود دارد. در اين بين كه پزشكى مرسوم درمى ماند، دريچه هاى ديگرى گشوده مى شود. نمى توان خدا را زير چاقوى تشريح نشان داد. چيزهايى كه «درنا» (دختر هفت هشت ساله دكتر سپهر) آنها را در خوابش مى بيند، اما جايى در زندگى آدم بزرگ هاى برج ندارند.
دكتر محسن سپهر روزنامه نگارى است كه به دليل اهميت دادن بيش از حد به كار روزنامه، در حال از دست دادن زندگى شخصى اش است. او توجه چندانى به دختر كوچكش درنا، ندارد. همسرش نيز، چندان دل خوشى از زندگى ندارد و در حال جدا شدن از سپهر است.
به غير از اين چهار قصه موازى، سه قصه موازى ديگر نيز در حال رخ دادن در برج است. حامد دانشجوى عكاسى دلبسته دخترى مى شود كه شبيه نامزدش، مهناز است. مهناز براى ادامه تحصيل به هلند رفته است. در طبقه اى ديگر يك دسته كلاهبردار، سندى جعلى درست كرده اند كه خانه اى بزرگ را به نامشان كرده است. حال صاحب اصلى قرار است به خانه ايران برگردد. بايد او را سر به نيست كرد، به هر قيمتى كه ممكن است. در طبقه اى ديگر، خانه اى بزرگ مخصوص پارتى و مهمان بازى جوانانى است بى اصل و نسب كه با يك بار ديدن هم، به هم اعتماد مى كنند و سر بعضى هايش كلاهى مى رود كه از زندگى سير مى شوند و مى خواهند خودشان را سربه نيست كنند. در ديگر طبقه ساختمان، سوسن زندگى مى كند. او با گرفتن پول مشترى هايش را به «فريزر» مى برد. اما مشترى آخرى كه ظاهراً يك شاعر است تا صبح روبه روى زن مى نشيند. او پولش را هم مى دهد و سوسن به او دل مى بندد. «استخوان خوك و دست هاى جذامى» بسيار ساده، روان و پرشتاب است و با توجه به اين همه شخصيت جور واجور، خواننده پرسرعت و روان داستان جذابى مى خواند. واقعيت عريانى كه مستور نشان مى دهد، خواندنى است، هرچند كه دنيايى به غير از اين دنيا هم وجود دارد.
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 2:50  توسط ح.م.سروستاني  | 

ترمينال آثاری که اصلا و يا به‌طور کامل، اجازه‌ی چاپ در ايران ندارند.

 


آثار خارجی
:: فصل سانسورشده‌ی رمان «شوخی» ـ ميلان کوندرا ـ برگردان پری آزاد ç
:: رمان «آهستگی» ـ ميلان کوندرا ـ برگردان دريا نيامی ç
:: داستان کوتاه «بولداگ» ـ آرتور ميلر ـ برگردان اکرم کبيری ç
:: نوول «شب خسوف» ـ گابريل گارسيا مارکز ـ برگردان آزيتا نيکنام ç
:: فیلمنامه‌ی «سگ آندلسی» ـ لوئیس بونوئل و سالوادور دالی ـ برگردان محمد ارژنگ ç

آثار ايرانی
:: ۲۷ داستان برگزيده‌ی جايزه‌ی بهرام صادقی ç
:: رمان «فريدون سه پسر داشت» ـ عباس معروفی ç
:: رمان «چاه بابل» ـ رضا قاسمی ç
:: رمان «قابله‌ی سرزمين من» ـ رضا براهنی ç
:: رمان «در ولايت هوا» ـ هوشنگ گلشيری ç
:: رمان «شاه سياهپوشان» ـ هوشنگ گلشيری ç
:: رمان «کريستين و کيد» ـ هوشنگ گلشيری ç
::
رمان «زنان بون مردان» ـ شهرنوش پارسي‌پور ç
:: رمان «بوف کور» ـ صادق هدايت ç
:: البعثة الاسلامية الي البلاد الافرنجية ـ صادق هدايت ç
:: «داستان‌های زنان» ـ جلال آل‌احمد ç
:: «سنگی بر گوری» ـ جلال آل‌احمد ç
:: نمايشنامه‌ی «مرگ يزدگرد» ـ بهرام بيضايی ç
:: داستان کوتاه «قله» ـ آذر، ب ç
:: داستان کوتاه «سايه‌ها» ـ مهدی مرعشی ç
:: داستان «الصافات» ـ انوشيروان گنجی‌پور ç
:: رمان «به بچه‌ها نگفتیم» ـ ساسان قهرمان ç
:: رمان «کافه رنسانس» ـ ساسان قهرمان ç
:: رمان «گسل» ـ ساسان قهرمان ç
:: رساله‌ی دلگشا (متن کامل) عبيد زاکانی ç
:: مجموعه‌ی کامل «رباعيات خيام» ç
:: رمان «اتفاق همان‌طور که نوشته می‌شود می‌افتد» ـ ايرج رحمانی ç
:: داستان کوتاه «سيب گلو» ـ يلدا معيری ç  
:: رمان «عارفی در پاریس» ـ کامران به‌نیا ç
 

 

منبع : http://www.khabgard.com/adab/
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 3:23  توسط ح.م.سروستاني  | 

نمايشگاه آن لاين

 
كورش ضيابرى
kziabari@gmail.com
قبل از سر زدن به نسخه دات كام اش، هيچ كس نمى تواند حتى تصور كند كه IranBIN مخفف Iran Book Information Network يا همان شبكه  اطلاعات كتاب ايران است. [البته در نوار عنوان سايت اين عبارت ديده مى شود ولى زير لوگوى آن عبارت Iran Bazar Internet Network نوشته شده است.] اين دفعه سنت شكنى كرديم و بدون اينكه از آسمان و ريسمان برايتان بگوييم و با سرهم كردن يكسرى صغراى عجيب و غريب، به كبرا هاى عجيب تر و غريب تر برسيم، يكراست رفتيم سر اصل مطلب كه واقعاً سر اصل مطلب رفتن به طور كلى در فرهنگ ايرانى خيلى پسنديده، جالب و دوست داشتنى است و اصولاً خيلى از ايرانى ها وقتى مى خواهند بروند سر اصل مطلب، ياد آينده، سازندگى، خوشى، شادى و خيلى چيزهاى ديگر مى افتند و گل از گلشان مى شكفد و رنگ صورت خيلى هاشان هم همان گل بهى خودمان مى شود و... در نتيجه ما تصميم گرفتيم براى اين كه تفاوت را درست و حسابى به منصه ظهور برسانيم، هيچ مقدمه اى ننويسيم و يك روز از روزهاى نمايشگاه بين المللى كتاب تهران را بگذاريم اعصاب و خيال شما راحت باشد.
اگر روزهاى قبل را با ما آن لاين سپرى كرده باشيد، مى دانيد كه ما هر روز در address bar شما يك .comنشانى كتابفروشى.www تايپ كرديم و منتظر مانديم تا اگر خواستيد، enter بزنيد و ببينيد شايد ما واقعاً آدرس خوبى تايپ كرد ه ايم. آدرس هايى كه كتاب هاى جديد و درست و  حسابى به شما معرفى مى كنند.
شايد امروز از طريق ايران بين هم بتوانيد كتاب هاى به دردبخور و مناسب براى خريد از نمايشگاه تهران پيدا كنيد و يا با تازه هاى نشر آشنا شويد. كارى كه اگر بخواهيد در داخل فضاى نمايشگاه انجامش دهيد (همان دنبال كتاب هاى جديد، تاپ و داغ گشتن) بايد هر ده روز را به صورت شبانه روزى در محوطه ۵۵ هزار  مترمربعى نمايشگاه دور بزنيد و شايد بتوانيد مثلاً دو سالن را به طور كامل بگرديد و كتاب هاى جديد مثلاً ۲۰ ناشر را بيابيد. اما خيلى خوب مى شود اگر آدم بتواند از طريق سايتى مثل Iranbin.com خودش را در زمينه  كتاب هاى تازه چاپ شده، به روز نگاه دارد.
شايد مهم ترين ويژگى ايران بين كه تقريباً يك سايت كاملاً تجارى با رويكرد و سياست فرهنگى است، دسته بندى هاى specialized [تخصصى] و حرفه  اى اش باشد كه در مورد نرم افزارها و بازى هاى كامپيوترى اصل (original)، نشريات خارجى و كتاب هاى چاپ داخل و خارج انجام شده است.
هرچند بخشى از ايران بين به معرفى كتاب هاى تازه و قابليت خريد اينترنتى آنها اختصاص دارد اما بخش عمده  سايت در استيل و قالب پرداخت دات كام (pardakht.com) طراحى شده است. مثلاً شما در صفحه  اول آدينه بوك، ليست جديدترين كتاب ها و تازه هاى نشر مورد استقبال مردم را مى يابيد در حالى كه صفحه  اول ايران بين، بالاتر از همه اينها و از جمله برخى اخبار حوزه نشر، بسته اى با قيمت ۸۵ الى ۹۰ هزارتومان معرفى شده كه از طريق آن شما كسب درآمد مى كنيد و به دارايى هاى خودتان مى افزاييد. نرم افزارها و بسته هاى اينچنينى حداقل در مورد بازاريابى براى سايت ها خيلى زياد پيدا مى شوند كه البته سيستم هاى متفاوتى دارند...
ايران بين، قابليت اين را دارد كه شما را مشترك نشريات بزرگ، معتبر و معروف دنيا در هر زمينه اى كند. مبلغى را پرداخت مى كنيد و طى مدت اشتراك نشرياتى مثل New Scientist، Nature، Discover و... به طور مرتب دم خانه تان خواهد آمد. كتاب هاى خارجى را هم مى توانيد به واسطه ايران بين از آمازون خريدارى كنيد. يعنى هر كتابى را كه در آمازون معرفى و براى فروش گذاشته شده، مى توانيد از طريق ايران بين سفارش بدهيد و با پرداخت هزينه به تومان (شامل قيمت كتاب به  اضافه هزينه هاى پستى)، در نشانى موردنظرتان تحويل بگيريد. البته در اين ميان يك نكته باريك تر از مو هست! به دليل ويژ گى هاى فنى، همه كتاب هاى آمازون در سيستم ايران بين نشان داده مى شوند و امكان انتخاب آنها هست. اما اگر كتابى بنابر موازين و قوانين ايران اجازه ورود به كشور را نداشته باشد، از طريق اى ميل يا تلفن اين موضوع به سفارش دهنده اطلاع داده خواهد شد.
خوشبختانه دسته بندى نشريات و كتاب ها كه اينجا هم مى تواند براساس قيمت و تعداد بازديدكننده (درجه  محبوبيت) مرتب شود، آنقدر دقيق، با زيرمجموعه و شاخه هاى زياد است كه خيلى مواقع خودتان هم كلافه مى شويد! شايد از طريق امكان موتور جست وجوى داخلى سايت بتوانيد راحت هر كتاب و نرم افزارى را پيدا كنيد اما اگر از طريق شاخه ها و sub-category ها اقدام كنيد، مثلاً براى پيدا كردن سى دى بازى جديد فيفا ۲۰۰۵ براى پلى استيشن، بايد از ۱۰ زير شاخه بگذريد و نتيجه را مشاهده كنيد.اما برسيم به ساير قابليت ها و امكانات ايران بين. اين سايت امكانش را فراهم كرده كه شما ليست پرفروش ترين  كتاب هايش را به ترتيب ميزان استقبال كاربران ببينيد. همين طور علاوه بر نام انتشاراتى، شابك (شماره استاندارد بين المللى كتاب)، قيمت، اطلاعات نويسنده و مترجم براى همه  كتاب ها، درصورت وجود مى توانيد توضيحات و معرفى مختصر برخى از آنها را نيز مطالعه كنيد. همين طور قيمت دلارى برخى كتاب ها در كنار ساير اطلاعات آن درج شده [براى خريداران خارج از كشور] و در صورتى كه كتابى براى خريد انتخاب كنيد، به گفته  اين سايت در عرض ۵ الى ۷ روز به شما تحويل داده خواهد شد. براى استفاده از قابليت هاى اختصاصى ايران بين هم بايد آريا كارت اعتبارى داشته باشيد كه طرز كارش را در خود سايت مى توانيد ياد بگيريد.كتاب هاى ايران بين در ۲۲ دسته  اصلى و چندين دسته فرعى تقسيم بندى شده اند. گشت وگذار در ميان اين ليست ها به ويژه ليست جالب دايره المعارفش را حسابى به شما پيشنهاد مى دهيم.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 3:3  توسط ح.م.سروستاني  | 


 
عادت مى كنيم به خيابان خلوت
190137.jpg
بهنام قلى پور: در ايران همه چيز به هم چسبيده است، به سختى مى توان اين همه چيز را از هم جدا كرد. اين چسبندگى شده است نوعى عادت؛ همه آدم ها عادت مى كنند، ما ايرانى ها هم همين طور. ما عادت كرده ايم و عادت به چسبندگى هم يكى از عادات ما است. پياده روهاى خيابان انقلاب خلوت شده اند. اولش عادت نداشتيم، اما حالا ديگر عادت كرده ايم. مى  دانيد، آخر پياده روهاى انقلاب به عابران چسبيده اند و عابران به كتاب ها. كتاب ها هم به سياست. اين حرف آخر است. سياست حرف آخر را مى زند، در همه حوزه ها: از فوتبال گرفته تا آب وهوا. كتاب هم جزء اينها است. به همين خاطر پياده روهاى خيابان انقلاب خلوت شده اند و ما هم عادت كرده ايم. با همه اين احوال قرار است در اين گزارش از وضعيت نشر كتاب هاى سياسى در سال گذشته بنويسيم و سهم «كتاب سياست» از خلوتى انقلاب را باز كنيم.
• جست وجو
طبق معمول اول سراغ اينترنت مى روى تا اطلاعات جمع آورى كنى، اما طبق معمول چيز چندانى به دست نمى آورى. اينترنت در ايران براى كار تحقيقى (در منابع فارسى) چندان كارآيى ندارد، اما براى چت و غيره چرا. از كافى نت بيرون مى آيى و سراغ خانه كتاب، اتحاديه ناشران و امثال اينها مى روى تا به گوهر مقصود برسى. مراجع رسمى اطلاع رسانى در حوزه كتاب اطلاعات خوبى ارائه مى دهند. اما آمارها با هم نمى خوانند. مانده اى كدام را مبناى گزارش قرار دهى. گيج و منگ و سرگردان تصميم مى گيرى ميانگين آمار مراجع رسمى را بگيرى و اعلام كنى: در سال ۱۳۸۴ حدود ۳۳۰ عنوان كتاب در حوزه علوم سياسى در ايران منتشر شده است.
• پايان عصر خاتمى
بر اساس همان تئورى چسبندگى كه عابر را به كتاب و كتاب را به سياست مى چسباند، دوم خرداد سال ۷۶ باعث شلوغى پياده روهاى انقلاب شد. تقريباً هشت سال اين خيابان شلوغ تر از شلوغى هميشگى اش بود. راننده هاى تاكسى خوشحال از چسبندگى قيمت ها، مسافران كتابخوان را جابه جا مى كردند و رانندگان اتوبوس در هياهوى مسافران و انبوه كارگر، كارمند، دانشجو و كتابخوان، در بگومگو و كلنجار بودند. سال آخر عصر خاتمى تقريباً هر روز يك كتاب سياسى منتشر شد و همين بهانه خوبى بود تا خيابان انقلاب شلوغ باشد، اين شلوغى فقط چاپ اول كتاب هاى سياسى نبود، تجديد چاپ كتاب هاى ناياب هم كه از ترس لغو مجوز در دولت آينده روانه بازار شدند در شلوغى اين خيابان بى تاثير نبودند.
• آمارها چه مى گويند
۱- سياست داخلى: عصر خاتمى گرچه منجر به گشايش فضاى سياسى- فرهنگى ايران شد، اما عناوين كتاب هاى سياسى منتشرشده در سال ۸۴ نشان مى دهد كه حتى يك عنوان كتاب در نقد نظام سياسى كشور به دست چاپ سپرده نشده است. نقد نظام سياسى ايران و احزاب و مناسبات داخلى جمهورى اسلامى در عصر خاتمى چندان در قالب كتاب هاى عميق و تئوريك ديده نشد. اين رويكرد بيشتر در مقالات جمع آورى  شده روزنامه نگاران و چاپ آنها در كتاب هاى داراى تاريخ مصرف مشخص پيگيرى مى شد، كه آن هم به مرور زمان و با توقيف برخى از مطبوعات دچار ركود شد و در سال هاى منتهى به پايان عصر خاتمى رو به خاموشى گراييد. اما حسين بشيريه استاد علوم سياسى دانشگاه تهران مهم ترين نويسنده اى بود كه به سفارش چند سيستم دولتى دست به انتشار چند كتاب تئوريك در نقد غيرمستقيم نظام سياسى ايران زد. او پس از انتخابات سوم تير از ايران مهاجرت كرد. در سال ۱۳۸۴ تنها ۲۵ عنوان كتاب در حوزه سياست داخلى منتشر شد كه ۹ عنوان آن مربوط به انتخابات و مسائل مرتبط با مشاركت سياسى مردم بود. در اين سال به علت برگزارى انتخابات رياست جمهورى نهم فضاى سياسى كشور معطوف به اين واقعه مهم سياسى بود و به تبع آن در حدود ۴۰ درصد كتاب هاى منتشرشده در حوزه سياست داخلى به اين مسئله اختصاص يافت.
۲- سياست خارجى: طلايى ترين دوره سياست خارجى ايران را بايد در دوران هشت ساله رياست جمهورى خاتمى جست وجو كرد. پيگيرى اصل گفت وگوى تمدن ها در دولت خاتمى منجر به بهبود چهره  جهانى ايران و ايرانيان شد. سياست خارجى ايران در اين دوره بر پايه سه شعار عزت، حكمت و مصلحت استوار شد تا موقعيت ازدست رفته ايران در جامعه جهانى مجدداً بازگردد. كاهش تنش هاى ديپلماتيك و گسترش نشست هاى فرهنگى ايران با ساير ملل جهان، از دولت خاتمى يك كابينه صلح و دوستى در جان ساخت، اما در سال ۸۲ اعلام دستيابى ايران به انرژى هسته اى مهم ترين موضوع سياست خارجى نظام شد كه تاكنون نيز بحران حاصل از آن همچنان ادامه دارد. در سال ۸۴ در حدود ۴۸ عنوان كتاب با محوريت سياست خارجى منتشر شد كه سهم ترجمه تنها ۳ عنوان و تاليف ۴۵ عنوان بوده است. در اين ميان بايد گفت از زمان آغاز بحران هسته اى ايران تاكنون، تنها ۲ عنوان كتاب در اين خصوص منتشر شده است كه نشانگر فقر مفرط نويسندگان ايران در اين زمينه است. ارگان هاى دولتى و نظامى، كه معمولاً پيشتاز انتشار چنين كتاب هايى هستند، حتى نتوانستند بر اساس ماموريت هاى ذاتى خود از عهده اين ماموريت برآيند.
۳- انديشه سياسى: بازنويسى و بازچاپ انديشه هاى كلاسيك سياسى در جهان غرب و تلخيص سليقه اى آنها، بيشترين سهم كتاب هاى سياسى در سال ۸۴ را به خود اختصاص داده است. در اين سال بيش از ۱۱۶ عنوان كتاب در حوزه انديشه سياسى به چاپ رسيد كه سهم تاليف ۵۳ عنوان و سهم ترجمه ۶۳ عنوان بوده است. شايد علت اين كه كتاب هاى سياسى در حوزه انديشه در اين سال  و سال هاى اخير از گستردگى قابل  توجهى برخوردار شده، به سياست هاى دولت خاتمى بازگردد. در عصر خاتمى توجه به توسعه سياسى به عنوان شعار اصلى دولت انتخاب شد و همين امر موجب افزايش قابل توجه انتشار كتاب هاى فلسفه سياسى در ايران بوده است.
۴- روابط بين الملل: بعد از كتاب هاى انديشه سياسى، مهم ترين و كاربردى ترين و در عين حال تخصصى ترين متون سياسى، مربوط به روابط بين الملل و مناسبات ديپلماتيك كشورها و پيمان هاى منطقه اى مى شود. در سال ۸۴ در حوزه روابط بين الملل ۴۶ عنوان كتاب به چاپ رسيده كه سهم تاليف ۳۲ عنوان و سهم ترجمه ۱۴ عنوان بوده است. كتاب هاى منتشرشده در اين سال بيشتر به مناسبات ديپلماتيك كشورهاى جهان، مناسبات سياسى- اقتصادى ايران با كشورهاى منطقه و... اختصاص يافته است.
۵- جهانى سازى: نگاه سياستمداران به مسئله جهانى سازى يكى از هزاران نگاه هايى است كه به اين مسئله مى شود. در ايران كه موضوع جهانى سازى دغدغه اصلى بخشى از سياستمداران و اقتصاددانان و نوشتارهاى آنان است، سال گذشته تنها ۱۲ عنوان كتاب در اين حوزه به چاپ رسيده است كه سهم تاليف ۵ عنوان و سهم ترجمه در آن ۷ عنوان بوده است. موضوعات مرتبط با جهانى سازى همانند انرژى هسته اى به علت فقر منابع دست اول فارسى به عنوان مهم ترين عامل، باعث انتشار قليل كتاب هاى اين حوزه شد.
۶- آمريكا: در اين گزارش بايد به يك موضوع ويژه پرداخت. آمريكا و مسائل مربوط به آن براى نظام جمهورى اسلامى ايران همواره از اهميت فراوانى برخوردار بوده است، به طورى كه تنها در سال ۸۴ بيش از ۳۷ عنوان كتاب با تركيب ۱۵ ترجمه و ۲۲ تاليف در زمينه آمريكاستيزى به چاپ رسيده است. نكته مهم اين كه عمده كتاب هاى ترجمه شده در خصوص آمريكا از منابع چپ برگردانده شده اند.
• • •
خيابان انقلاب همچنان خلوت است. عابران دل ودماغى براى خريد كتاب ندارند، ويترين كتابفروشى ها نيز چندان چنگى به دل نمى زند. وضعيت نشر چندان بسامان نيست... ما هم داريم كم كم عادت مى كنيم.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 3:0  توسط ح.م.سروستاني  | 


 
 
190134.jpg
«قلم هدايت داراى ارزش هاى ادبى خاصى است و او روح بزرگى دارد. هدايت غربت را به جان خريد، تنهايى را همدم خويش ساخت تا داستان مردم ديگر نقاط زمين را براى ما به ارمغان بياورد و در اين راه جان خويش را از دست داد.» مصطفى مستور اين جملات را درباره صادق هدايت نخستين نويسنده مدرن ايرانى به مهر گفته است. او معتقد است: «نويسندگى كارى سخت و مملو از مشكلات گوناگون است و نويسنده  براى بهتر نوشتن بايد چيزهايى را از دست بدهد و دشوارى هايى را نيز تحمل كند.» به گفته او «جايگاه نويسنده در اعماق خطر است. او دردها و رنج هاى بزرگى را به جان مى خرد تا داستان ها و نوشته هاى باارزشى را براى مخاطبان به ارمغان بياورد.»نويسنده كتاب هاى «روى ماه خداوند را ببوس»، «من داناى كل هستم» و... با تاكيد بر لزوم جذابيت اثر ادبى براى خواننده مى گويد: «من هنوز نتوانسته ام با طيف عظيم مخاطبان يعنى زنان خانه دار ارتباط برقرار كنم و در آينده تلاش خود را معطوف به اين قشر خواهم كرد زيرا من براى مخاطبان مى نويسم نه براى منتقدان.» او در عين حال مى افزايد: «از انتقادها و پيشنهادهاى منتقدان كمال استفاده را مى كنم.»
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 2:57  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
گاهى به آسمان نگاه كن
190140.jpg
اخترشناسى و نجوم كه از قديمى ترين دانش هاى بشرى است، علم بررسى اجرام آسمانى و پديده هاى خارج از جو زمين همانند ستارگان، سياره ها، دنباله دارها و كهكشان ها است. در اين علم چگونگى تشكيل و گسترش جهان، تكامل و خواص فيزيكى و شيميايى اجرام آسمانى و شيوه محاسبه حركت هاى آنان بررسى مى شود. يكى از مهمترين دلايل اهميت رصدهاى نجومى صرفاً به علم نجوم مربوط نمى شود، بلكه با استفاده از اين رصدها مى توان به اطلاعات بسيار مهمى براى اثبات يا نفى بسيارى از نظريه هاى فيزيكى دست يافت. براى مثال يكى از اولين روش هاى تاييد صحت نظريه نسبيت عام، بررسى اطلاعات به دست آمده در جريان خورشيدگرفتگى سال ۱۹۱۹ بود. از طرف ديگر اخترفيزيك نظرى نيز مى تواند تفسيرهاى صحيحى از چگونگى شكل گيرى پديده هاى نجومى ارائه دهد. هر چند اخترشناسى از قديمى ترين دانش ها است و يونانيان باستان (و حتى پيش از آن) فنون و ابزارهاى مناسبى براى رصدهاى پيشرفته در اختيار داشتند، اما بايد در نظر داشت در پيشبرد دانش اخترشناسى، منجمان آماتور نقش برجسته اى داشتند و نجوم يكى از محدود دانش هايى است كه آماتورها هنوز هم مى توانند در آن نقش مهم و تعيين كننده اى داشته باشند، به ويژه در كشف و رصد پديده هاى نجومى. با اين همه بايد بين ستاره شناسى و طالع بينى (ستاره بينى) تفاوت قائل شد. طالع بينان بر اين عقيده اند كه سرنوشت افراد به موقعيت اجرام سماوى در آسمان بستگى دارد. هر چند منشاء ستاره شناسى و ستاره بينى در ابتدا يكى بود، اما امروزه راهشان به كل از يكديگر جدا شده است و مهمترين تفاوت شان آن است كه ستاره شناسى از روش علمى پيروى مى كند.
190155.jpg
در تمدن هاى باستانى عمده توجه اخترشناسى معطوف به اين بود كه موقعيت ستارگان و سياره ها را در آسمان به دست آورند. بعدها در نتيجه پژوهش هاى بزرگانى همانند كپلر و نيوتن و پيشرفت مكانيك اجرام سماوى، پيش بينى رياضياتى حركت اجرام آسمانى كه از طريق گرانش با يكديگر بر هم كنش دارند، در كانون توجه اخترشناسى قرار گرفت. اين مكانيك جديد به ويژه براى پيش بينى حركت و موقعيت اجرام منظومه شمسى به كار مى رفت. امروزه ديگر موقعيت و حركت هاى اين اجرام را به آسانى مى توان تعيين كرد و به همين دليل اخترشناسان توجهشان را به درك ماهيت واقعى فيزيكى اجرام آسمانى معطوف كرده اند.
اما در قرن بيستم اخترشناسى به دو حوزه اخترشناسى رصدى و اخترشناسى نظرى تقسيم شد. اخترشناسى رصدى عمدتاً به جمع آورى اطلاعات مى پردازد و توجهش معطوف ساخت و نگهدارى ابزارهايى براى رصد و پردازش نتايج است. اما اخترشناسى نظرى عمدتاً براى بررسى نتايج قابل استنتاج از داده هاى رصدى و ارائه مدل هاى گوناگون براى توجيه آنها يا استفاده از كامپيوتر براى تجزيه و تحليل مدل ها است. عمده اطلاعات قابل استفاده در اخترشناسى نيز از آشكارسازى و تحليل نور و ساير تابش هاى الكترومغناطيسى كه از آسمان مى رسد، به دست مى آيد. به ساير پرتوهاى كيهانى نيز بسيار توجه مى شود؛ از جمله هم اكنون آزمايش هاى بسيارى انجام مى شود تا بتوان امواج گرانشى را در آينده اى نزديك آشكارسازى كرد.
برحسب اينكه منابع اطلاعات اوليه اخترشناسى در چه محدوده طيفى قرار داشته باشد، مى توان آن را به اخترشناسى مرئى و زير قرمز، راديو اخترشناسى و اخترشناسى انرژى زياد (مثل اخترشناسى پرتوايكس و پرتو گاما) تقسيم بندى كرد. با اين همه اخترشناسى يك رشته صرفاً علمى نيست كه دانشمندان به آن مى پردازند يا سرگرمى جذابى كه آماتورها را به خود مشغول ساخته است، بلكه در بسيارى موارد اطلاع مقدماتى از آن براى همه ما ضرورى و در عين حال جذاب است. يكى از مواردى كه اطلاع از پديده هاى نجومى را براى ما ضرورى مى سازد نقشى است كه در زندگى روزمره ما دارند. براى مثال بسيارى از فرهنگ ها از ماه و تشكيل اهله در تنظيم تقويم خود استفاده مى كردند.
هنگامى كه ماه به دور زمين حركت مى كند، شكل ظاهرى آن تغيير مى كند. ماه در ابتداى دوره به شكل هلال ديده مى شود؛ پس از چند روز به تربيع مى رسد، يعنى در اين هنگام ماه يك چهارم مسير خود را پيموده است.
هنگامى كه تمام سطح ماه روشن باشد، به اين معنى است كه ماه نصف مدار خود را پيموده است، كه در اين حالت به آن ماه كامل يا بدر مى گويند. پس از بدر، اين مرحله ها معكوس طى مى شود تا يك بار ديگر به ماه نو برسيم. به فاصله بين دو ماه نو متوالى دوره تناوب هلالى گفته مى شود و به طور ميانگين ۵۳/۲۹ روز است كه طول متوسط يك ماه قمرى است. نكته اى كه بايد توجه داشت آن است كه رويت هلال ماه، جداى از جنبه علمى و نجومى، براى مسلمانان از جنبه اى ديگر بسيار اهميت دارد. از آنجايى كه در سه ماه رمضان، شوال و ذيحجه اعمال مذهبى خاصى انجام مى شود، رويت هلال و تشخيص آغاز ماه بسيار اهميت مى يابد. در تقويم قمرى اگر هلال ماه در شامگاه بيست و نهم رويت شود، آن ماه به پايان رسيده است و فردا روز اول ماه بعد است، ولى اگر هلال ماه در شامگاه روز بيست ونهم رويت نشد، ماه سى روزه است. شايد براى شما هم اين پرسش پيش آمده باشد كه چرا در تقويم هجرى قمرى اختلاف هايى وجود دارد و چرا همه در مورد اتمام يك ماه و آغاز ماه بعد اتفاق نظر ندارند.
ميزان دانش نجومى، خطاهاى انسانى و نظرات فقهى از جمله عواملى است كه در تنظيم تقويم تاثيرگذار است و باعث مى شود، همه در مورد پايان يك ماه يا آغاز ماه بعد، هم عقيده نباشند. اگرچه امروزه دانش نجومى ما بسيار پيشرفت كرده است و نرم افزارهاى نجومى مختلف محاسبه موقعيت و مشخصات ماه را ممكن ساخته است، باز هم اختلاف نظرها همچنان باقى است. يكى از دلايل بروز اين مشكل آن است كه رويت، فرآيندى وابسته به انسان است كه با توجه به افراد و شرايط مختلف، متغير است و بنابراين ممكن است پيش بينى ها با واقعيت هماهنگى نداشته باشد. از طرف ديگر معيارهاى رويت هلال متفاوت است و در نتيجه اختلاف فتوا به وجود مى آيد.
با توجه به همين گستردگى موضوع هاى قابل بررسى در اخترشناسى و هيجان انگيز بودن اين حوزه، چندان هم عجيب نيست كه هر روزه بر تعداد علاقه مندان به نجوم و اخترشناسى رصدى افزوده مى شود. در عين حال كتاب هاى نجومى بخش عمده از كتاب هاى علمى را به خود اختصاص داده است. يكى از كتاب هاى قابل توجهى كه به تازگى وارد بازار نشر شده است «گاهشمار نجومى سال ۱۳۸۵» نام دارد و به نوعى راهنماى رصد منجمان آماتور محسوب مى شود.
اين كتاب در ۹ فصل تنظيم شده است و با «چشم انداز نجومى سال ۸۵» آغاز مى شود. اين فصل مهمترين رويدادهاى سال را به تفكيك هر ماه با ذكر تاريخ و زمان و ملاحظاتى مختصر بيان كرده است و با نگاهى گذرا مى توان به مهمترين پديده هاى نجومى سال جارى پى برد. فصل هاى بعدى خسوف و كسوف، سيارات، سيارك ها، دنباله دارها، هلال ماه، بارش هاى شهابى و اختفاى ستارگان متغير نام دارد. هر فصل شرح نسبتاً مفصلى از موضوع مورد بررسى را ارائه مى كند و در پايان فصل جدول و راهنماهايى براى بررسى پديده موردنظر چاپ شده است كه مى تواند آماتورها را براى رصد و شناخت پديده هايى كه در طول سال روى مى دهند يارى دهد. با اين همه شايد اين كتاب براى كسانى كه پيش از اين اصلاً تجربه رصدى ندارند، چندان هم مفيد نباشد، به همين دليل در پايان كتاب چند منبع ذكر شده است تا علاقه مندان براى مطالعه بيشتر به آنها مراجعه كنند. واژه نامه انگليسى- فارسى گاهشمار كه با شرح مختصرى از هر واژه همراه است، پايان بخش اين تقويم نجومى است. شما نيز مى توانيد با خواندن اين كتاب شيفته زيبايى هاى آسمان شب شويد.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 2:55  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

BY JAMES F. TURCK

Three religions—Christianity, Islam and Judaism—look for a coming Messiah. Yet they differ in their view of who this will be and what he will do upon his return.

The closing words of a recent speech by Iran’s President Mahmoud Ahmadinejad left various impressions on those who heard it. Many simply had no understanding of what was said or its implications. Some who heard and understood his words felt a growing uneasiness, mixed with trepidation and fear. But others welcomed them with eagerness and excitement, looking forward to the fulfillment of centuries-old prophecies.

What was said that could incite such a range of conflicting emotions?

It was an appeal to Allah to hasten the appearance of the Hidden Imam or Imam Mahdi, a prophesied leader who will help usher in the rule of Islam over the world.

It may come as a surprise to many that Christianity and Judaism are not alone in the belief of a soon-coming Messiah who will intervene in world affairs and establish a true religion. Though they may share this belief, there are vast differences concerning who this is, and what he will do upon returning.

Are there three separate Messiahs, or is there only one? And, if only one—then which

Prophesied Imam Mahdi and a Promised Messiah

Islam—with more than one billion adherents to its various forms—has become increasingly visible in recent years. Practitioners of this belief system, which is based on the Qu’ran, can be found in most nations of the world. The prophet Muhammad is a familiar personage to most outside of Islam and commands deep respect to those in it. He is said to have ascended into heaven from a rock on top of what Jews and Christians believe is Mount Moriah in Jerusalem, to receive special instructions from God.

The world is only now becoming aware of the Islamic belief in a coming Messiah coupled with an apocalyptic aspect. The Iranian president’s petition to Allah offered a glimpse into this principle of the Muslim faith.

Who is this Imam Mahdi, and what is his significance? Is he the same as the promised Messiah? Or are they two different figures?

Though, as with other religions, there are variations and differences within Islam regarding the prophesied Imam Mahdi and Messiah, Muslims share many common beliefs concerning future events.

The term Mahdi is interpreted to mean “the Guided One.” Though (according to some Muslims) not specifically mentioned in the Qu’ran, the belief of a coming Mahdi is rooted in Islamic hadiths, or traditions, based on its teachings. According to these hadiths, the Mahdi is to be descended from the prophet Muhammad’s family (from Ishmael, of the Old Testament). At age 40, he is expected to appear on the scene suddenly at the time of the end, a period when the world will be filled with injustice and tyranny, and believers (of Islam) will be under oppression. Preceding his appearance will be various signs such as a great earthquake and green grass growing in desert lands. Receiving knowledge directly from Allah, the Mahdi will rule over the Muslim community for seven (some say nine) years, spreading brotherhood, equity and devotion among Muslims. It is also believed he will bring justice to the Earth, uniting Arabs and other peoples under Islam.

These events occur prior to a second physical coming of Hadhrat Isa bin Maryam (Jesus, son of Mary), who Islam believes was a prophet of God from the lineage of Abraham, and the prophesied Messiah. According to some hadiths, Jesus and the Mahdi will co-rule for a short time. At Jesus’ return, he will fight and overcome the Dijjal (the “antichrist”), will rule according to the laws of Islam, and cause the peoples of the world (Jews and Christians) to embrace Islam, heralding in a time of justice, peace and prosperity. During his 40 years on Earth, he will be married for 19 years, have children, and then die and be buried in a grave next to the holy prophet. He will also be victorious in a battle against Gog and Magog (nations also mentioned in the Old Testament).

These events are said to happen before all believers die prior to the Day of Judgment, during which a resurrection of the dead, involving judgment and punishment, occurs. It is after this that Allah establishes his kingdom on Earth, with Islam as the worldwide religion.

Judaism’s Elijah and Messiah

The Jewish belief in a Messiah (Hebrew: Mashiach—“the anointed”) predates Islam and traditional Christianity. This Messiah is not the Jesus known to professing Christians, who (according to the Jews) failed to fulfill primary Messianic prophecies, such as ushering in world peace. The Jewish Messiah is, however, to be a descendant of King David—under whose leadership the nation of Israel began to flourish, ultimately reaching its power and prestige during the reign of his son, Solomon. The Jewish people look forward to national greatness being restored with the first coming of the Messiah, a conquering king.

Born of ordinary physical parents, the Jewish Messiah is to come as a mortal human being. In time, he will rise in stature and prominence among the Jewish and gentile peoples through his charisma, wisdom and political prowess. This will establish his recognition as the “redeemer of Israel.”

His coming is expected to be preceded by the prophet Elijah, as referenced in the book of Malachi (4:5-6). He is expected to announce the Messiah’s coming by blowing a shofar (ram’s horn) from Mount Carmel. Preparing the way, tradition says Elijah will end mankind’s disputes and cause existing religious doubts and questions to cease. It is also believed that he will restore to Israel a flask of manna, which will provide the nation’s food; a flask of purifying water; and a flask of olive oil, from which he will anoint the Messiah at his appearance.

It is Jewish tradition to set an extra place at the Passover supper for Elijah in anticipation of his return.

Though the Messiah is born of ordinary parents, he must be a Jew—from the tribe of Judah—and a direct male descendant of King David and King Solomon. Coming in a time when the Jews are suffering oppression, he is to be a political/spiritual leader of his people, uniting them under Judaism and redeeming them to their God. The laws and rituals contained in the Torah will once again be in force. The Messiah will gather the exiled Jewish people from around the world, returning them to their homeland—Israel. The temple in Jerusalem will be rebuilt, and Israel will return to national prominence among nations—becoming an example to the world.

The Jewish Messiah’s earthly reign will be one of unparalleled peace and prosperity; war and injustice will disappear. He will rule in the kingdom of the Almighty with justice and equity, and through this rule will bring all of the Earth’s inhabitants back to their Creator—with Judaism as the world’s religion—filling it with the knowledge of God.

The saying among Jews “next year in Jerusalem” points to this time.

The Christian Messiah

To believers of traditional Christianity, Jesus Christ (Greek: Christos—“anointed”) is the Messiah, the One who is coming again. Though there are differences within Christianity’s view regarding Christ’s Second Coming, the following overall framework is generally agreed upon.

His First Coming was that of a baby born in a manger. Coming as a flesh-and-blood human being, yet still divine, Jesus had to die on the cross, taking on the role of a suffering servant and making mankind’s salvation possible. Having then risen and ascended into heaven, He, with the help of His earthly servants, is trying to save as many people as possible during the only “Day of Salvation”—the present age. Christmas and Easter are highly venerated among the world’s Christians since it is believed these two holidays picture Jesus’ birth and resurrection. 

This “Day of Salvation” continues until just before the prophesied Great Tribulation, which is coming to punish an evil world.

It is believed that just prior to this event, Jesus’ Second Coming is eminent, and occurs in two stages. At His initial return, Jesus comes to “rapture away” the church (composed of all believers in Christ). He does not return completely, but only partially—to the clouds—to remove Christians from the Earth, protecting them from the Tribulation, which is believed to last seven years. Believers who are alive at that time (and those who are resurrected from the dead) are given glorified bodies and meet Jesus in the air, remaining with Him until this terrible Tribulation is over. This impending rapturing away of believers will happen secretly, and in an instant. Unbelievers will be caught unaware, left to suffer through this dreadful time of God’s wrath, which will result in worldwide devastation and millions dead. This is when the antichrist (“the beast”) will come to power, ruling the entire world.

In certain circles of Christian thought, there is also the expectation of “two witnesses” (Rev. 11:3-12) coming on the scene. These could be Elijah and Moses (or other Old Testament figures), and will be precursors to Jesus Christ’s return.

At the Tribulation’s end, Christ will now fully come as King (called the Second Coming), returning with those who had been raptured, to make war with the antichrist and the false prophet. He will defeat them, bind Satan, destroy all evil, and establish the millennial (1,000-year) rule of the kingdom of God on Earth. Inhabiting the kingdom will be two kinds of saints: (1) those with earthly bodies (Jew and gentile) who lived through the Tribulation and accepted Christ at His return (they apparently live and die, producing children to repopulate Earth); and (2) those who were raptured, and are the only ones given glorified bodies.

This is to be a time of peace and prosperity, and Jerusalem will be the center of rule—with traditional Christianity as the world’s religion. After the 1,000 years will come the judgment of all unsaved mankind.

Which One?

Though these three messianic beliefs share some similarities, they are ultimately very different and conflict with one another. Can all of these views be right? Are any of them correct? Are there three Messiahs—or only one? And, if only one, which one? How can you know?

Will a coming Messiah usher in the kingdom of God on Earth? Will He put an end to war and all the other problems that plague humanity? Will He bring peace, happiness, prosperity, brotherhood and unity among nations, teaching mankind about the true God, under one true religion?

The Bible—both Old and New Testament—claims to be the inspired Word of God. It declares there is a coming Messiah, who will establish God’s kingdom—His government—on Earth: “For unto us a child is born, unto us a son is given: and the government shall be upon His shoulder: and His name shall be called Wonderful, Counsellor, the mighty God, the everlasting Father, the Prince of Peace. Of the increase of His government and peace there shall be no end, upon the throne of David, and upon His kingdom, to order it, and to establish it with judgment and with justice from henceforth even for ever. The zeal of the Lord of hosts will perform this” (Isa. 9:6-7).

“And the spirit of the Lord shall rest upon Him, the spirit of wisdom and understanding, the spirit of counsel and might, the spirit of knowledge and of the fear of the Lord” (Isa. 11:2).

“The wolf also shall dwell with the lamb, and the leopard shall lie down with the kid; and the calf and the young lion and the fatling together; and a little child shall lead them. And the cow and the bear shall feed; their young ones shall lie down together: and the lion shall eat straw like the ox. And the sucking child shall play on the hole of the asp, and the weaned child shall put his hand on the cockatrice’ den. They shall not hurt nor destroy in all My holy mountain: for the Earth shall be full of the knowledge of the Lord, as the waters cover the sea” (vs. 6-9)

The Messiah’s return and the establishment of God’s kingdom will happen—but at a time and in a way that will take the vast majority of humanity completely by surprise! To learn more, read our book Tomorrow’s Wonderful World An Inside View!

 
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 4:9  توسط ح.م.سروستاني  | 

نگاهى به كتاب «كار روشنفكرى»
اثر بابك احمدى نشر مركز

 
257646.jpg
محمدرضا مسعودى

بابك احمدى از جمله روشنفكران ايرانى است و نام او را اغلب با اين عنوان مى شناسند. او به سبب كارنامه بلند و بالايى كه دارد از جمله افرادى است كه مى بايست او را جدى گرفت و آنهم به چند دليل: بابك احمدى جزو نخستين افرادى است كه مباحث جديد در حوزه مدرنيته، هرمنوتيك، استتيك، فلسفه هنر و سينما را وارد عرصه انديشگى جامعه ما كرد. وى همچنين وابستگى رسمى به نهادهاى آكادميك و اجتماعى و سياسى ندارد و مى توان گفت كه روشنفكرى يكه تاز و قلندر منش است كه در دنياى خود به دنبال خلق و تأويل معناى مدرن براى جامعه ايرانى است. او اكنون در آستانه شصت سالگى است در رشته علوم سياسى و فلسفه، در ايران و ايالات متحده آمريكا درس خوانده و سالهاى ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ را در لندن و سالهاى بعد تا بهمن ۱۳۵۷ را در پاريس گذرانده است. مدتى را هم به فعاليت سياسى عليه رژيم شاه گذرانده است. كار او اكنون نويسندگى و ارائه سخنرانى هايى درباب فلسفه، هنر و سياست است. فعلاً در هيچ دانشگاهى كرسى تدريس ندارد. اگر چه بسيارى از دانشجويان از آثارش كسب فيض مى كنند.

اين نكته را بايد متذكر شد كه بابك احمدى از جمله افرادى است كه به بازخوانى انديشه هاى مدرن اروپايى، فارغ از ترجمه طابق النعل بالنعل براى فضاى فكرى ايرانى پرداخته است. او با شناختى كه از اين انديشه ها داشته سعى كرده روايتى قابل فهم براى نسل جوان جامعه ايرانى ارائه دهد.
قصد اين نوشتار نگاهى هر چند كوتاه به كار جديد احمدى با عنوان «كار روشنفكرى» است.
مدتى بود كه سر و صداى روشنفكرى در ايران به معناى فهم دقيق اين عبارت خاموش شده بود. انتشار كتاب احمدى بار ديگر اين جريان خفته را بيدار كرد. احمدى با انتشار اين كتاب گوى را از دست رقيبان ربود و اين بار با نگاهى پراگماتيستى به «كار روشنفكر» پرداخت كه «كجا كار فكرى افراد تبديل به روشنفكرى مى شود؟» احمدى براى پاسخ به اين پرسش كوتاه كتابى در ۲۳۰ صفحه به رشته تحرير در آورده است. كتاب او از دو بخش تشكيل شده است در بخش نخست به نابسندگى تعريفهاى ذات باورانه از روشنفكر و بن بست رويكرد هاى عينى گرا پرداخته و در بخش دوم، به سوى تعريفى تازه از كار روشنفكرى بر اساس تحليل گفتمان پرداخته است. احمدى در اين رساله معتقد است كه در جريان پژوهش هايش در دو سال اخير به اين نتيجه رسيده كه كاربرد اصطلاح روشنفكر موجب خطاهاى نظرى فراوانى در علوم اجتماعى شده است. اگر اين اصطلاح به معناى تعيين هويت فرد باشد و مثل برچسبى به او بچسبد و ادعاى روشنگرى خواص و مشخصات كار فكرى او را داشته باشد ناصواب است. زيرا اين اصطلاح در چنين معنايى امكان فهم دگرسانى هاى (پيشرفت ها يا پسرفت هاى) كار فكرى و نظرى فرد و نيز تفاوت هاى مواضع اجتماعى و سياسى اى را كه او در طول سالها فعاليت فكرى خود اعلام مى كند از بين مى برد، و او را در موقعيت از پيش تعريف شده اى قرار مى دهد. از سوى ديگر، با فرض وجود يك لايه اجتماعى به نام روشنفكرى تفاوت هاى اصلى ميان كارهاى فكرى افراد كم رنگ مى شوند، و به تدريج منش فردى و خاص كار فكرى كه به سهم خود اهميت فراوانى دارد گم مى شود. بنابراين تعريف هاى رايج از روشنفكر در علوم اجتماعى تعريف هايى ذات باورانه هستند كه بيشتر به صورت تعاريفى عينى گرايانه ظاهر مى شوند. لذا احمدى با نگارش اين كتاب قصد نموده تا به جاى «روشنفكرى» از «كار و فعاليت روشنفكرى» بحث كند.
اثر بابك احمدى يك گام به جلو است. چرا كه اين بار او با فرض اينكه مخاطب «حداقل مى فهمد» كه روشنفكر كيست به دنبال راهكار عملى براى روشنفكر مى گردد كه روشنفكر چه كار مى كند و كارش چيست؟ لذا احمدى به ارائه تعريفى سه محورى از فعاليت روشنفكرانه (همچون فعاليت فكرى ديگر) در قالب صورت بندى هاى گفتمانى ارائه داده است: «هر كس كه در جريان يك فعاليت فكرى بكوشد و موفق شود كه سه وظيفه زير را انجام دهد كارى روشنفكرانه كرده است:
۱) فعاليت فكرى اش را در جهت گسترش افق گفتمانى خاص قرار دهد، و قلمرو كاركردى آن گفتمان را دقيق تر كند. يعنى با روشن كردن امكانات بيانى آن گفتمان، و نشان دادن اينكه در گستره اش چه مى توان گفت و چه نمى توان گفت، بر دامنه امكانات بيان بيفزايد؛
۲) ارتباط گفتمان را با زندگى اجتماعى و با «صورت بندى دانايى» و سامان حقيقت، و نيز با ساز و كار قدرت (شبكه پيچيده قدرت اجتماعى) تا حدودى روشن تر كند و اين نكته را به بحث بگذارد؛
۳) حلقه هاى ارتباط گفتمان خاصى را با برخى از ديگر گفتمان هاى رايج مستحكم كند، و در حالتى بهتر موجب پيدايش حلقه هايى تازه شود. يعنى به استدلال در گفتمان هاى گوناگون، و استنتاج نكته ها از مدارهاى گفتمانى نوظهور توانا باشد. »(۱۵۷)
البته احمدى به خواننده خود تأكيد مى كند «گوهر اين كار روشنفكرانه يا جنبه مركزى و بنيادين آن كردار نقادانه (فعاليت عملى و نظرى انتقادى) است. زيرا هيچ يك از سه جنبه تعريف بالا بدون كردار نقادانه شكل نخواهند يافت. انتقاد روح اصلى كار روشنفكرى است، و اين كار بدون آن معنا نخواهد داشت. دومين نكته مهم اين است كه سه وظيفه اى كه در بالا از آنها ياد شده به هم پيوسته اند، و هرگاه كار فكرى اى واجد هر سه جنبه باشد روشنفكرانه خواهد بود. كافى نيست كه بگوييم كسى در جريان كار فكرى و پژوهش هايش موجب گسترش گفتمانى خاص شده است. اكثر دانشمندان، فيلسوفان، هنرمندان و حتى بسيارى از كسانى كه به كارهاى توليدى مشغول اند در جريان فعاليت هاى شان موفق به انجام چنين كارى مى شوند، حتى اگر خود چندان از جزييات آن با خبر نباشند. براى اينكه بگوييم كار فكرى كسى روشنفكرانه شده او بايد بتواند جز گسترش گفتمان خاص مورد نظرش دو وظيفه ديگر را نيز انجام دهد»(۱۵۸).
مدلى كه ارائه شد ساختار «كار روشنفكرى» به روايت بابك احمدى در اين كتاب است. احمدى در بخش نخست با ارائه بيست تعريف رايج از روشنفكرى در آثار مختلف كوشيده است كه ناكارآمدى آنها به سبب اينكه تعريفهاى ذات باورانه هستند را برملا سازد و نتيجه گرفته كه «به دليل منش ويژه و تفاوتهاى آشكار ميان امور(چيزها، گفته ها و انديشه ها) نمى توانيم تعريفهاى ذات باورانه را كه امكان تدقيق ويژگى ها و تفاوتها را از بين مى برند بپذيريم.» البته احمدى باز هم گوشزد مى كند كه در مخالفت با ذات باورى نبايد به آموزه هاى قطب افراطى ديگر يعنى اسم باورى (نوميناليسم) پناه ببريم. به گمان يك اسم باور نه فقط روشنفكر به عنوان امرى كلى و عام وجود ندارد بلكه كار روشنفكرانه (هرگاه به معنايى كلى و جمعى مطرح شود) نيز وجود ندارد. آنچه هست كار خاص و مشخص فكرى افراد است.
شايد بتوان گفت كه اوج كتاب احمدى در ارائه مدلى از كار روشنفكرى نباشد بلكه او درصدد است با ارائه الگوى گفتمانى فوكويى كه وامدار از دو كتاب ديرينه شناسى دانش و نظم گفتمان است تكليف كار روشنفكر را مشخص سازد. بحث از گفتمان در اين رساله استوار است بر اين پيش نهاد نظرى كه كردارهاى زبانى كه به طور اجتماعى و تاريخى شكل گرفته اند اولويت دارند بر افرادى كه به گونه اى ناگزير در آنها و به يارى آنها عمل مى كنند. به بيان ديگر امكانهاى پيش روى ما براى فهميدن، انديشيدن و عمل كردن همواره وابسته اند به شالوده يك گستره معنايى خاص كه پيش از مطرح شدن امور واقعى وجود دارد. هم شناخت و كنش هاى زبانى ما و هم انواع فعاليتهاى مان جايى كه قرار است فهميده شوند فقط درون گفتمان هاى خاص و از پيش شكل گرفته با معنا خواهند شد. گفتمان به اين ترتيب يك مجموعه تمايز ساز از پى رفتهاى دلالتى و معنايى است كه در آن معنا ها به گونه اى مداوم مورد طرح و بازنگرى، باز انديشى و گفت و گوى تازه قرار مى گيرند. به اين ترتيب، احمدى، پديده هاى كلى چون بيان خردباورانه يا بيان فلسفى يا بيان دينى را گفتمان مى خواند و هم پديده اى جزيى تر را كه منطق ويژه خود را در تنظيم معناها داشته باشد گفتمان مى نامد.
احمدى سرانجام از ارائه مدل كار روشنفكرى در اين كتاب با تأكيد بر اين نكته كه گوهر فعاليت روشنفكرى، نقادى است سه نتيجه را استنتاج مى كند: «۱- كار روشنفكرى در بنيان خود كردارى گفتمانى و انتقادى است. نمى توان در محدوده گفتمانى خاص نوآورى كرد اما محدوديت هاى گفتمانى و قاعده هاى پيشين و سنتى را روشن نكرد. ۲- كار روشنفكرى همواره در نمايش رابطه موقعيت و كردار گفتمانى يا توزيع قدرت يا به صورت انتقاد صريح شكل مى گيرد يا زمينه انتقاد را براى ديگران فراهم مى آورد. هر ديدگاه تازه اى كه از چشم انداز دانايى (دفاع از دانش، مخالفت با جزم ها) در تعادل موجود ميان دانايى و قدرت بحثى ايجاد كند تا حدودى نسبت به نهادهايى كه اين تعادل را استوار مى دانند و ميزان نهايى اين تعادل معترض خواهد بود. ۳- بدون كردار و انديشه انتقادى رابطه گفتمان ها دگرگون نخواهد شد و فضايى براى شكلهاى تازه گفتمانى كه در چارچوب آنها نتايج نوآورى ها سنجيده شوند، به وجود نخواهد آمد. اين نكته مركزى و كليدى است كه كار روشنفكرى كردارى نقادانه است»(۲۰۲).
كتاب بابك احمدى در خور توجه جدى و نقد از سوى افراد مختلف است. در اينجا با توجه به ارائه مدل كار روشنفكرى از سوى مؤلف ارائه چند نكته به نظر سودمند مى رسد.
يكى از مواردى كه در اين كتاب مى بايست به آن پرداخته مى شد اين است كه اين كتاب براى فضاى داخلى نوشته شده ما هم تاريخ روشنفكرى در ايران داريم و افرادى نيز در اين وادى قلمفرسايى كردند لذا بهتر آن بود كه كتاب با مصداق پيش مى رفت و ضعفهاى آنها مطرح و چيرگى گفتمان فوكويى در كنار آن تشريح مى شد. به هر حال بايد بدانيم كه روشنفكرى جديد ايران از كجا راه افتاده و به كجا رسيده است تا جاى بهترى را بيابيم كه احمدى البته گفتمان فوكويى را يافته است. «كار روشنفكرى» آدمى را به ياد كسانى مى اندازد كه در سده نوزدهم ايران در دو دهه پيش از انقلاب مشروطه مستقل از هم كتابها و رساله هاى سياسى و ادبى مى نوشتند. آرمان اجتماعى و سياسى بيشتر آنها استوار به برداشتهايى نه چندان دقيق از عقايد روشنگران فرانسوى و روسو و مونتسكيو بود. دامنه گفتمانى كارشان به ندرت از گفتمان سياسى و ادبى (انتقاد اجتماعى در نمايشنامه ها و متون ادبى) فراتر مى رفت.
اما اين بار احمدى با انباشتى از دانايى هاى تاريخ روشنفكرى به سراغ «كار روشنفكرى» رفته است و اين ويژگى ممتاز احمدى است كه مى بايست در اين كتاب به آن توجه كرد. البته احمدى را نبايد منورالفكر و يا اپوزيسيون دانست بلكه او پژوهشگرى است كه فارغ از ابعاد و نهادهاى رسمى به سراغ كار روشنفكرى رفته و اين نگاه نيز بر چيرگى او در اين كار مى افزايد.
اما براستى مدل فكرى احمدى از كار روشنفكرى مى تواند در راه نزديكى ما به دنياى مدرن غربى و كاستن از فاصله اقتصادى و تكنولوژيك با كشورهاى پيشرفته گوشزدى را وارد سازد و هواى تازه اى در مباحث نظرى ما وارد سازد. البته بر اين باور نيز هستيم كه امر ثابت و مطلقى وجود ندارد كه بتواند ما را از همه چيز رها و به سوى تعالى واهى پيش برد بلكه ما با مدرنيته ها و انديشه ها و تاريخ ها و فرهنگها و سياستها و غيره رو بروييم. اگر نگاهى منصفانه به احمدى داشته باشيم مى بينيم كه اين كتاب حلقه مفقوده اى در ميان آثار اوست او از چندين سال پيش تئورى كار روشنفكرى را پى ريزى كرده بود و با نگارش آثار مختلف سعى داشت معماى مدرنيته را رازگشايى كند و بقاياى پيچيده مدرنيته را كالبد شكافى نمايد تا بفهماند كه مناسبات كهن فقط در تاريخ نهفته است نه اينكه با اين مناسبات مى توانيم از دل سنت، مدرنيته اى بيرون آوريم كه شاه كليد تمام مسائل ما باشد.
كتاب احمدى را بايد جدى گرفت اما اين اثر را نبايد فارغ از ديگر تأملات فكرى او تأملى نابهنگام و رسولانه دانست. او نيز كتابى انسانى و فارغ از متن ننگاشته است بلكه روشنفكرى احمدى محصول دورانى است كه روشنفكر به مثابه دشنام نيز به كار مى رود.
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 3:59  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
What Makes Biology Unique?
188817.jpg
چه چيزى زيست شناسى را بى همتا مى سازد؟؛ ملاحظاتى درباره خودمختارى يك رشته علمى / نوشته ارنست ماير/ انتشارات دانشگاه كمبريج (۲۰۰۴)/ ۲۴۶ صفحه (جلد ضخيم)/ ۳۰ دلار/ قيمت نمايشگاه: ۱۶۶۲۵۰ريال
اين كتاب گرچه نخستين كتاب قرن دوم ارنست ماير (Mayr .E)، برجسته ترين زيست شناس تكاملى قرن بيستم است، در عين حال بيست و پنجمين و آخرين كتاب او نيز به شمار مى آيد. ماير كه در سال ۱۹۰۴ و در آلمان به دنيا آمد دو سال پيش و چند ماهى پس از جشن تولد صدسالگى اش درگذشت. ماير از چهره هاى اصلى تلفيق تكاملى دهه هاى ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ يا نوداروينيسم و استاد ممتاز دانشگاه هاروارد بود. او «داروين قرن بيستم» لقب گرفته و در فهرست صد دانشمند برتر تاريخ علم جاى دارد. آخرين انديشه هاى ماير درباره تاريخ انديشه تكاملى، انتقاد از مواضع فلسفه علم در مورد زيست شناسى و اظهارنظرهايى درباره پيشرفت هاى عمده در نظريه تكامل، در اين كتاب گرد آمده اند. او در آخرين گفت وگوى پيش از مرگش گفته بود كه اگر فرصت داشته باشد يكى دو كتاب نيمه تمام را به پايان خواهد رساند اما بعيد مى داند. ظاهراً اين بار هم درست حدس زده بود. اين كتاب مجموعه اى از ۱۲ مقاله جديد و تجديدنظر شده است كه در مجموع نشان مى دهند زيست شناسى علمى خودمختار است نه شاخه اى از علوم فيزيكى و چرا جانداران صرفاً ماشين هايى ابرپيچيده نيستند. نثر ماير كاملاً روشن است و هيچ ابهامى در ديدگاه هاى او به زيست شناسى ديده نمى شود، وى نزديك به نيم قرن در حوزه هاى پرنده شناسى، سيستماتيك، تكامل، تاريخ و فلسفه زيست شناسى مرجع بوده و بدون آگاهى از نظرات او بسيارى از دريچه ها بسته و بسيارى از راه ها بن بست خواهند شد.
• آغاز و انجام جهان
188805.jpg
On the shores of the unknown
بر ساحل ناشناخته ها: تاريخچه جهان / نوشته جوزف سيلك/ انتشارات دانشگاه كمبريج (۲۰۰۵)/ ۲۵۴ صفحه (جلد ضخيم)/ ۳۵ دلار
جوزف سيلك اخترشناس حكايت جهان از لحظه آغاز آن تا سرنوشت پايانى اش را در اين كتاب بررسى مى كند. وى در اين كتاب نشان مى دهد كه چگونه كيهان شناسان از فسيل ها و باقى مانده هاى حاصل از گذشته هاى دور استفاده مى كنند و در مورد تولد، تكامل و آينده جهان نظريه مى سازند. اين كتاب به توصيف ستارگان، كهكشان ها، ماده تاريك و انرژى تاريك مى پردازد و در چند فصل متوالى چگونگى تكامل جهان از اولين لحظه هاى پس از انفجار بزرگ را توضيح مى دهد. اين كتاب توضيح مى دهد كه چگونه فيزيكدانان از نظريه هاى مربوط به ذرات زير اتمى استفاده مى كنند و اولين لحظه هاى پس از انفجار بزرگ را شبيه سازى مى كنند و چگونه اخترشناسان از نقشه هاى اعماق استفاده مى كنند تا چگونگى شكل گيرى كهكشان هاى دوردست را دريابند. يكى ديگر از بخش هاى مهم كتاب بررسى تلاش دانشمندان براى شناخت ماده تاريك و انرژى تاريك است كه براى درك سرنوشت پايانى جهان الزامى است. مولف كتاب استاد اخترشناسى و رئيس گروه اخترفيزيك دانشگاه آكسفورد است.
•آيا پلوتون سياره است؟
Solar system Evolution
188811.jpg
تكامل منظومه شمسى/ نوشته استوارت راس تيلور/ انتشارات دانشگاه كمبريج/ ۴۸۴ صفحه (جلد ضخيم)/ ۱۰۰ دلار
اين ويرايش جديد كتاب كه كاملاً از نو نگارش شده است، با چشم انداز تاريخى مكان منظومه شمسى در جهان آغاز مى شود با استفاده از شواهد مربوط به شهاب سنگ ها چگونگى تشكيل سياره ها بررسى شده است و ساختار سياره هاى عظيم بر حسب اطلاعاتى كه از كشف سياره هاى عظيم فراخورشيدى حاصل شده تشريح شده است. بقيه فصل ها هم به موضوع هاى مربوط به منظومه شمسى از جمله قمرها، دنباله دارها و سيارك ها اختصاص دارد. آيا براى شما هم اين پرسش پيش آمده است كه آيا پلوتون سياره محسوب مى شود يا خير و چرا؟ پاسخ اين پرسش نيز فصلى از اين كتاب را به خود اختصاص داده است. يكى از موضوعاتى كه كتاب به بررسى آن پرداخته دلايل اختلاف زياد بين زمين و زهره است. اين كتاب در ۱۵ فصل تنظيم شده است و تاريخچه شناخت منظومه شمسى، جهان، ستارگان، سحابى خورشيدى، تركيب و تكامل شيميايى سحابى خورشيدى، شواهدى از شهاب سنگ ها، قمرها و حلقه ها، ماه و نقش برخوردها عنوان چند فصل آن است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 0:26  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
فاصله يك كليك ساده است
فرهاد سلطانى نژاد
۱- باز هم ميانه هاى ماه ارديبهشت از راه رسيد و زمان برگزارى مراسمى هر ساله. سال به  سال كه بشماريم، مى رسيم به شماره ۱۹ كه قرار است بر ابتداى عنوان «نمايشگاه بين المللى كتاب تهران» بنشيند و تبديل به محلى شود براى پذيرايى از كسانى كه دوستدار كتاب اند يا به بهانه دوست داشتن كتاب سر از نقطه اى در شمال تهران درآورده اند. دوباره سيل جمعيت شادان و خندان روانه نمايشگاه كتاب مى شود تا اكثراً با دستانى پر از پلاستيك هاى مملو از كتاب، آنجا را ترك كنند. چند سالى هم هست كه مرسوم شده قبل از شروع نمايشگاه درباره موجوديت، چيستى و چگونگى آن بحث هاى مختلفى دربگيرد كه در نهايت هم به سرانجام خاصى نمى رسد. اما به راستى ماهيت نمايشگاه كتاب تهران و نوع و ميزان استقبال از آن، آن هم توسط مردمى كه آمارها نشان مى دهد چندان اهل كتاب خواندن نيستند، پديده اى قابل تامل و محتاج واكاوى بيشتر است.
۲- زمانى كه سايت اينترنتى آمازون راه افتاد، انقلابى در فروش كتاب پديد آمد. كارى كه پيش از آن نيازمند شال و كلاه كردن و مراجعه به كتابفروشى بود، تنها با چند كليك ماوس و احياناً تايپ چند كلمه انجام پذير شده بود. هر كسى از هر جاى دنيا مى توانست كتاب سفارش بدهد و جالب آن كه كار اين سايت تنها نشان دادن كتاب و فروش آن نبود. آمازون براى هر كتابى كه وارد بانك اطلاعاتى خود مى كرد يك پرونده مجزا تشكيل مى داد و با افزودن مواردى نظير نقد كتاب (كه از مجلات و روزنامه هاى معتبر نقل مى شد) و ايجاد امكانى براى مخاطبان به منظور نوشتن نظرهاى خود يا دادن ستاره به كتاب ها، فضايى فراهم كرده بود كه اجازه مى داد خريدار با آگاهى بيشتر تصميم بگيرد؛ گويى از مشاوره كتابفروش يا كتاب شناسى خبره برخوردار است. اين سايت هر از چندى يك امكان تازه را رو مى كرد (و مى كند) تا بتواند همچنان بى رقيب پيش بتازد. هم اكنون اگر به آمازون مراجعه كنيد، مى توانيد در ميان متن بسيارى از كتاب هاى آن جست وجو كنيد، تصاوير صفحه ها را ببينيد و تقريباً همانند يك كتابفروشى واقعى، احساس كنيد كه كتاب را از نزديك لمس كرده ايد.
۳- در ايران چند سالى هست كه سايت هاى معرفى و فروش كتاب راه افتاده اند. مهم نيست كه كدام يكى زودتر شروع كرده و كدام يكى ديرتر، آن چه اهميت دارد نفس آغاز اين كار و ادامه دادن آن است. در اغلب اين سايت ها مى توان كتاب ها را بر اساس عنوان، موضوع، نام نويسنده يا مترجم و... جست وجو كرد و با اضافه كردن به سبد خريد، آنها را سفارش داد. از آنجا كه استفاده از كارت هاى اعتبارى در ايران هنوز آن طور كه بايد جا نيفتاده و به دليل تعدد آنها و ناهماهنگى اغلب اين كارت ها با شيوه هاى پرداخت اينترنتى (آن لاين)، سايت هاى كتابفروشى ايرانى روش هايى ابتكارى را در اين زمينه طرح ريزى كرده اند. ساده ترين آنها، تحويل مبلغ در هنگام دريافت كتاب در آدرس مورد نظر است. اين شيوه اى است كه تقريباً بيشتر خريداران از آن استفاده مى كنند. چرا كه نه نياز به عضويت دارد و نه پرداخت مبالغى كه براى عضو شدن يا خريدن كارت هاى مبلغ دار لازم است. در حالت دوم، شخص بايد مبلغى را ساليانه به حساب واريز كند كه از محل آن مى تواند از تخفيف ها و تسهيلات ويژه بهره مند شود، يا اين كه بر اساس مبلغ كارت خود مى تواند خريد كند كه در اين صورت باز هم تخفيف هايى منظور خواهد شد. در عين حال، برخى از اين شيوه هاى پرداخت نيازمند مراجعه هرباره به بانك و واريز مبلغ سفارش به شماره حساب است. از ميان كارت هاى اعتبارى موجود، تنها دو بانك وجود دارد كه با كارت آنها مى توان مستقيم از طريق اينترنت پول به حساب واريز كرد. چندگانگى اين شيوه ها، يكى از موانعى است كه بر سر راه فراگير شدن سايت هاى اينترنتى فروش كتاب در ايران وجود دارد.
۴- اينها اما همه ماجرا نيست. در واقع، نقطه قوت يك سايت اينترنتى فروش كتاب به حجم آن و قابل اعتماد بودن بانك اطلاعاتى آن برمى گردد. چيزى كه متاسفانه در ايران به دلايل مختلف، بعضاً مورد بى توجهى قرار مى گيرد و مراجعه كننده به سايت را دچار سردرگمى مى كند. مدير يكى از اين سايت ها در اين زمينه مثالى مى زند: «اگر به فرض موضوع كتاب (در فرم الكترونيكى ورود اطلاعات) روى ادبيات بوده و اپراتور هنگام واردكردن مشخصات كتابى در زمينه روان شناسى فراموش كرده باشد آن را تغيير بدهد، اين كتاب به اشتباه در دسته ادبيات جا مى گيرد.» ممكن است يك كاربر به طور اتفاقى چنين اشتباهى را بيابد و با اى ميل آن را به مسئولان سايت گزارش دهد، اما آشكار است كه اين روش نمى تواند راهى مطمئن و فرآيندى سيستماتيك باشد. از سوى ديگر، برخى از اشكالات بنيادى خط فارسى در اينترنت هم بعضاً مشكل ساز مى شود. مثلاً حرف «ى» با دو كد مختلف در سيستم كاراكترهاى كامپيوتر وجود دارد. حال اگر «نجف دريابندرى» با «ى» شماره ۱ ثبت شده باشد و كاربر آن را با «ى» شماره ۲ در كادر جست وجو تايپ كند، به نتيجه اى نخواهد رسيد. جالب  آن كه ممكن است در بانك اطلاعاتى سايت نام اين نويسنده با هر دو «ى» تايپ شده باشد و بنابراين جست وجوى اين نام به دو سرى نتيجه متفاوت منجر شود!
۵- اينترنت روزبه روز بيشتر جاى خود را در ميان ايرانى ها باز مى كند، به ويژه نسل جديد نوجوان ها و جوان ها. اين نسل بر خلاف پدران و مادران خود در استفاده از اينترنت مشكلى ندارند. حتى خيلى از آنها براى خودشان وبلاگ شخصى دارند. سايت هاى اينترنتى فروش كتاب اگر روى اين نسل سرمايه گذارى كنند، و البته اگر مورد حمايت قرار بگيرند و به دنبال راهكارها و مطالعات لازم براى برطرف كردن ايرادهاى خود باشند، شايد تا چند سال ديگر نمايشگاه كتاب از زير سايه «فروشگاه بودن» خارج شود و فضاى بيشترى براى كاركردهاى فرهنگى خود داشته باشد. آمازون هاى ايرانى هم مى توانند به همه نقاط ايران سرويس دهى كنند بى آن كه خريد كتاب هاى متنوع نيازمند رنج سفر به نمايشگاه باشد يا محدود به ۱۰ روز در ميانه ارديبشهت.
۶- در روزهاى برگزارى نمايشگاه با اين ستون همراه باشيد. مى خواهيم شما را به گردشى مجازى در نمايشگاه ها و فروشگاه هاى آن لاين كتاب ببريم!
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 0:9  توسط ح.م.سروستاني  | 


 
188802.jpg
على اكبر قزوينى: سايت نمايشگاه بين المللى كتاب تهران چند سالى است كه به نشانى http://tibf.co.ir در دسترس است. نام دامنه سايت چندان خوب انتخاب نشده و تركيب حروف آن به گونه اى است كه به خاطر سپردن آن را دشوار مى كند، ضمن آن كه عبارت co پيش از ir هم ديگر زائد به نظر مى رسد. با اين حال اگر در موتورهاى جست وجو واژه «نمايشگاه كتاب تهران» (يا تركيب هايى مشابه آن) را جست وجو كنيد، معمولاً در ميان چند نتيجه اول اين سايت را خواهيد يافت.
صفحه اول سايت به محض باز شدن، يك پنجره جهنده (pop-up) باز مى كند كه از لحاظ سهولت استفاده و اصول كاربرى سايت (usability) چندان مقبول نيست. طرح و گرافيك و رنگ هاى به كار رفته در طراحى صفحات نيز زنده و شاداب نيست و چندان انگيزه اى براى وبگردى در بازديدكننده ايجاد نمى كند. به هر حال در اولين صفحه سايت، جز معرفى نمايشگاه و مطلبى در مورد كتاب هاى خارجى، عناوين آخرين اخبار را نيز مى توان مشاهده كرد. در منوى افقى بالاى صفحه هم پنج لينك وجود دارد: «نمايشگاه بين المللى كتاب تهران»، «نوزدهمين نمايشگاه»، «غرفه داران»، «اطلاعات بازرگانى» و «كتاب ها». روى هر كدام كه كليك كنيد، زيرعنوان هاى آنها در نوار افقى مشكى رنگ پايين آن ظاهر خواهد شد. لينك «نوزدهمين نمايشگاه» به عنوان نمونه، شامل زيرعنوان هاى «نوزدهمين نمايشگاه»، «جوايز و برترين ها»، «آمار و گزارشات [گزارش ها]»، «اخبار و رويدادها»، «قوانين و مقررات»، «كتب خارجى» و «بخش داخلى» است.
در مرورى اجمالى به نظر مى رسد كه به روزرسانى و نگهدارى سايت رسمى نمايشگاه چندان جدى گرفته نمى شود، به گونه اى كه در بخش اخبار و رويدادها بعضاً لينك خبرهاى مربوط به سال گذشته هنوز ديده مى شود. حتى در عبارت حقوق (copyright) سايت كه به صورت جمله اى انگليسى در پايين صفحات نوشته شده است، همچنان سال ۲۰۰۴ به چشم مى خورد. يا مثلاً در بخش «تماس با ما» شماره تلفن ها همچنان هفت رقمى مانده اند؛ اين كه نام مسئولان ذكرشده در اين قسمت درست است يا نه را ديگر فقط خدا مى داند! اين سايت بخش انگليسى هم دارد كه تقريباً رونوشتى از بخش ها و مطالب قسمت فارسى است. اما نكته آزاردهنده در اين بخش، نحوه نوشتن جملات و مطالب انگليسى است كه نشان مى دهد فرد يا افرادى نه چندان مسلط به انگليسى آنها را نوشته اند، حتى بعضاً برخى قواعد نگارشى ساده نيز رعايت نشده است. خبرهاى بخش انگليسى نيز تماماً مربوط به پارسال هستند و همه اينها براى سايت اينترنتى نمايشگاهى كه پسوند «بين المللى» دارد، عيبى بزرگ محسوب مى شود. جز اين، در حالى كه نام نمايشگاه به سه زبان فارسى، انگليسى و عربى بر پيشانى سايت نقش بسته است، نداشتن بخش عربى آن هم در حالى كه ناشران عرب حضورى فعال در نمايشگاه دارند، بى توجهى اى آشكار است.
سايت نمايشگاه بخش جست وجوى كتاب هم دارد، اما چند روز مانده به نمايشگاه تقريباً در جواب تمام جست وجوها عبارت «موردى يافت نشد» را برمى گرداند و در روزهاى برگزارى نمايشگاه هم چندان نمى توان به يافتن اطلاعات كتاب ها و غرفه ها از آن اميد داشت. در مجموع، اگر قرار باشد امتيازى از يك تا پنج به سايت نمايشگاه بين المللى كتاب تهران تعلق بگيرد، اين سايت بيشتر از ۱ يا نهايتاً ۵/۱ امتياز را از آن خود نخواهد كرد.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 0:1  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
شرق: اگر مى خواهيد به عضويت كتابخانه  ملى درآييد روزهاى برگزارى نمايشگاه بهترين فرصت براى انجام اين كار است. اداره روابط عمومى و امور بين الملل كتابخانه ملى اعلام كرده كه در ايام برگزارى نمايشگاه كتاب تمامى مراحل ثبت نام و صدور كارت عضويت در محل غرفه سازمان اسناد و كتابخانه ملى انجام خواهد شد، البته براى كسانى كه شرايط عضويت را داشته باشند. شرط عضويت، داشتن مدرك تحصيلى كارشناسى ارشد يا بالاتر است و مدارك لازم شامل كپى مدرك تحصيلى، كپى صفحه اول شناسنامه، يك قطعه عكس ۴*۳ و تكميل فرم ثبت نام. به اين ترتيب به صورت رايگان به عضويت كتابخانه ملى درخواهيد آمد. البته اگر به نمايشگاه رفتيد و عكس همراهتان نبود نگران نباشيد، چون امكان گرفتن عكس به صورت رايگان در غرفه سازمان اسناد و كتابخانه ملى فراهم شده است. در روزهاى برگزارى نمايشگاه به خود كتابخانه ملى هم مى توانيد مراجعه كنيد و مراحل ثبت نام و دريافت كارت عضويت را در آنجا طى كنيد. كتابخانه ملى روزهاى شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۸صبح تا ۸شب و روزهاى پنجشنبه و جمعه از ساعت ۸ صبح تا ۴ بعدازظهر باز است. اين كتابخانه در بزرگراه شهيد حقانى، بعد از ايستگاه مترو ميرداماد، خروجى كتابخانه ملى واقع شده و سايت اينترنتى آن هم به نشانى www.nlai.ir در دسترس است. آن طور كه در سايت نوشته شده، سرويس هاى رفت وبرگشت از ايستگاه مترو به ساختمان كتابخانه ملى نيز مهيا است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:43  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
كارنامه ۱۹ساله
188808.jpg
نصرالله  حدادى : نخستين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران در آبان ماه سال ۱۳۶۶ برپا شد و از آن زمان تاكنون ۱۸بار اين عمل را تجربه كرده ايم و گويا در نوزدهمين برپايى جشنواره كتاب، حركت بر مدار گذشته خواهد بود.
اگر از اولين دوره  آبان ماه را ملاك قرار داده بوديم، بعدها ارديبهشت  مدنظر قرار گرفت و در مركزى كه آبرومندترين مكان براى نمايش كتاب در تهران است، همگان را فراخوانديم تا به ديدار كتاب بيايند. اما هرگز در اين مدت درصدد برنيامديم تا مكانى بهتر بيابيم و تمامى آنچه را كه مسئولين طى اين سال ها گفتند، تو گويى فقط براى رفع مسئوليت بود و بس و امروز كسى نيست بپرسد آن همه قال و مقال چه شد و تجربه آن همه جابه جايى ساعت و زمان و پيشنهادهاى گوناگون چه كارنامه اى را از خود ارائه داد؟
دو سال اول نمايشگاه در هنگامه جنگ تحميلى برپا شد و پس از آن به دوران صلح گام نهاديم. در آن هنگام تعداد ناشران كشور به هزار نمى رسيد و تهران داراى جمعيتى معادل امروز نبود و تعداد خودروهايش به يك ميليون نمى رسيد و محل فعلى نمايشگاه كتاب، مكانى درخور و شايسته بود و اين همه دردسر نمى آفريد.
تهران بزرگ و بزرگتر شد و تعداد ناشران از هزار و دو هزار و سه هزار گذشت اما مكان و ميزان آن، تغييرى پيدا نكرد.هجوم ميليونى مردم طى ده، يازده روز نمايشگاه همراه با خودروهاى هزار و ده هزار و صدهزار همراه شد و معضل ترافيك بيش از پيش رخ كرد. همه به فكر چاره افتادند. تعداد روزهاى تعطيل- پنجشنبه و جمعه- را كم كردند، ساعات بازديد را تغيير دادند، تعداد سالن ها را زياد كردند، دو سه روزى بر مدت نمايشگاه افزودند، تا پاسى از شب ناشران را نگاه داشتند و كارهايى از اين دست اما نشد كه نشد و به بهانه  ترافيك قرار شد كه ديگر نمايشگاه كتاب در اين مكان برپا نشود.
هر بار كه مسئولان «خط و نشان مى كشيدند» بالاخره يكى پيدا مى شد و «ريش سفيدى مى كرد» و باز هم نمايشگاه برپا مى شد، اما باز هم كسى به فكر نبود كه راه  چاره اى بيابد. از تپه هاى عباس آباد تا بقاياى زندان قصر و از مصلاى تهران تا فرودگاه امام خمينى(ره) و شهرك پرند، پيشنهاد شدند اما فقط در حد حرف و بالاخره سال ۸۵ و ارديبهشت ماه فرا رسيد و قرار شد نمايشگاه دو تكه شود و با اعتراض تعدادى از ناشران آش و كاسه همان شد و يا بود كه شده بود و اين بار هيچ كس حرف از ترافيك نزد و تو گويى كه اصلاً ترافيك ز مادر نزاد. ضمن آنكه ساعات بازديد، پار و پيرار را ناديده گرفت و به سنوات چهار پنج سال پيش بازگشت و همه چيز در ظاهر امر بر همان منوال خواهد بود كه طى ۱۸سال گذشته بوده است، اما اين بار صنعت نشر كشور، با چالشى تازه رو در رو است. لايحه اى كه گويا قرار است در صحن مجلس پيرامون «اثر ملى» مطرح شود و اعتراضى كه جامعه نشر كشور به آن دارد و از زبان آنان (عماد افروغ) به فرياد آمده است.
فريادى در ابعاد گوناگون از سرقت ادبى تا قانون ۳۰سال پس از فوت نويسنده و مترجم. او در قسمتى از گفته هايش مى گويد: «... تاكنون دو بار آثار تاليفى من به سرقت رفته است و در يكى از موارد ۹۰ صفحه از كتابى كه تاليف كرده بودم، به سرقت رفت و بخشى از كتاب من را به چاپ رساندند بدون اينكه اسمى از من بياورند و دست من هم به هيچ جا بند نبود و كلاً نسبت به حقوق معنونى [بايد] بازنگرى كنيم و مولفان و دانشجويان ما نسبت به آثارى كه به وجود مى آورند، ايمن نيستند و آثارشان به سرقت مى رود.» (شرق، ۲۹ فروردين، ص۱۹)
ترافيك و شلوغى را مى توان تحمل كرد، ازدحام و همهمه را نيز مى توان به غمض عين گذراند. آلودگى هوا و سختى راه را مى شود مثل گذشته تحمل كرد و بالاخره پا به نمايشگاه گذاشت و در جشن كتاب شركت كرد، اما اين بار «اين تو بميرى، از آن تو بميرى ها نيست» و آش آنقدر شور شده كه خان هم صدايش درآمده است.مى توانيم قانون بگذاريم كه هيچ ناشرى حق ندارد كتاب ناشر ديگرى را در نمايشگاه عرضه بدارد و اگر كسى تخطى كرد، سر و كارش با كميته برگزاركننده خواهد بود، اما كسى نيست بپرسد اگر مى شود براى حافظ و سعدى و نظامى هفتصد، هشتصد سال پيش صاحب پيدا كرد و براى آثار صادق هدايت و جلال آل احمد نيز به همچنين، چرا چوب حراج بر سر فرهنگ معين مى زنيم؟
اينكه ده ها _ و بلكه صدها- ناشر فقط كارشان چاپ كتاب هاى هم شكل و همگون است، آيا به نوعى كتاب يكديگر را عرضه كردن نيست؟ به صرف قانون ۳۰سال از زمان فوت نويسنده بدون هيچ كم و كاستى، مى توان فرهنگ معين را يك جلدى، دوجلدى، چهارجلدى و شش جلدى در برابر چشمان خانواده دكتر معين مثله نمود و از سوى ده ها ناشر به چاپ رساند و در نمايشگاه با فخر هرچه تمامتر عرضه كرد و اسم خود را ناشر گذاشت و از قوانين نمايشگاه هم ظاهراً تخطى نكرد.
جناب افروغ! جانا سخن از زبان مى گويى. با شما فردا از زبان ايشان باز هم گفت و گو خواهم داشت.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:35  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
تنفس زير آب
كاوه فيض اللهى
188820.jpg
اواخر دهه شصت در يك كتابفروشى كه كتاب هاى دست دوم مى فروخت با مجله اى در قطع كوچك و ۶۸ صفحه روبه رو شدم كه عنوان «آبزيان» را برخود داشت. از آن اتفاق هاى عجيب بود؛ شش جلد مجله «طبيعت، دانش و تكنولوژى» با موضوعى نه چندان عمومى و فراگير و آن هم مربوط به سال هاى ۶۳ و ۶۴ . در شماره ششم تهديدى از قطع انتشار به چشم نمى خورد. مطالب مجله فوق العاده جذاب و بى نظير بودند: ماهى طلايى، دزدان دريايى، ماژلان، وايكينگ ها و قايق هاى اژدهاسر، نهنگ هاى قاتل، غواصى، ميگوى آب شيرين، ماهى سفيد، سوف، تون و... با دوازده صفحه گلاسه رنگى. ظاهراً قرار نبود چيزى ادامه داشته باشد تا آنكه در خرداد ۱۳۷۰ بار ديگر مجله آبزيان اين بار در قطع بزرگ و حاشيه سياه اما همان لوگوى سابق روى دكه هاى مطبوعاتى ظاهر شد.
صاحب امتياز، مديرمسئول و سردبير مجله دكتر حسين عمادى در نخستين شماره مجله در بهمن ماه سال ۱۳۶۳ در سرمقاله مى نويسد: «پانزده سال پيش وقتى در كتابخانه عظيم دانشگاهى كه در آن درس مى خواندم دنبال مطلبى مى گشتم، در كمال تعجب به مجله اى علمى در زمينه ماهى و آبزيان برخورد كردم كه ۴۰ سال از عمر آن مى گذشت و هرماهه در هندوستان چاپ مى شد. در آن موقع مجله را كه امروز ۵۵ساله است [و اكنون ۷۷ساله] ورق زدم و تاسف خوردم كه چرا ما كه بيش از ۲۵۰۰ كيلومتر مرز آبى داريم و اين همه امكانات، هرگز به فكر انتشار مجله اى در زمينه آبزيان نيفتاده ايم.» هدف مجله از همان ابتدا آن بود كه مطالب علمى ساده و درخور استفاده عموم عرضه شود و هر چيزى كه به نوعى ارتباط با آب و آبزيان مى يابد را پوشش دهد.
دكتر عمادى در شماره هفتم دليل نزديك به شش سال غيبت آبزيان را هزينه هاى زياد و عدم اعتماد به آينده عنوان و اظهار اميدوارى مى كند كه با كمك شيلات اين دفعه انتشار مجله متوقف نشود. در دهه ۱۳۷۰ مجله آبزيان در ميان مخاطبان خود طرفداران بسيارى داشت و بسيارى از مطالب آن هنوز در تحقيقات كلاسى دانشجويان مورد استفاده قرار مى گيرد. اما متاسفانه چند سال پيش مجله پس از هشتاد و چند شماره دوباره متوقف شد.
بار سوم هم كاملاً به طور اتفاقى در كتابفروشى سپهر در خيابان انقلاب با كتابى تحت عنوان «شگفتى هاى جهان آبزيان» روبه رو شدم در سيصد صفحه و با قيمت سه هزار تومان نوشته دكتر حسين عمادى. عجيب ترين چيز در مورد كتاب آن بود كه توسط انتشارات آبزيان به چاپ رسيده است. انتشار كتاب بهانه اى شد براى گفت وگو با ايشان كه در دفتر انتشارات آبزيان در خيابان خواجه عبدالله انصارى تهران صورت گرفت.
حسين عمادى در سال ۱۳۲۲ در بروجرد به دنيا آمد. نخستين كتابش را در هفده سالگى و در دوره دبيرستان نوشته است با عنوان «تاثير تربيت خانواده» كه در سال ۱۳۳۹ توسط مطبوعاتى عطايى به چاپ رسيد. با خنده مى گويد كه هيچ ربطى به شيلات و آبزيان ندارد و ابتدا بيشتر به روانشناسى علاقه مند بوده است. در سال ۱۳۴۴ از دانشگاه تهران ليسانس زيست شناسى گرفت، به سربازى رفت و در تحقيقات شيلات شمال در بندرانزلى مشغول به كار شد. «در آن  زمان تعداد پرسنل علمى شيلات در مجموع به تعداد انگشتان يك دست نمى رسيد. غير از مهندس فرهاد فريدپاك كه ماهى شناس بودند يك نفر شيمى خوانده بود و ديگرى دكتراى دامپزشكى داشت.»
دكتر حسين عمادى نخستين دكتر شيلات در ايران است. وى پس از هفت سال تحصيل در سال ۱۳۵۴ از دانشگاه ايالتى اورگون دكتراى «شيلات و حيات وحش» گرفت. اما كارهايش اختصاص به موضوع شيلات دارد. عنوان تز عمادى در دوره فوق ليسانس «ناهنجارى هاى زرده در ماهى آزاد اقيانوس آرام» و در دوره دكترا «اثرات محيط زيست روى رشد و نمو و مرگ و مير خرچنگ دراز آب شيرين» است.
دكتر عمادى روش جديدى در عمل آورى خاويار با كمك براكس و اسيد بوريك ابداع كرده و در مورد وضعيت ماهى سفيد درياى خزر مقاله مشهورى دارد كه توسط آكادمى علوم شوروى به روسى و سپس توسط شيلات آمريكا به انگليسى ترجمه شده است. وى پس از بازگشت چند ماهى قائم مقام سازمان تحقيقات شيلات ايران بود و سپس به رياست سازمان تحقيقات منسوب شد. مى گويد «مسئوليت  كلى آب هاى درياى خزر تمامى رودخانه هاى شمال، آب بندان ها و آب هاى داخلى كشور از نظر بررسى با ما بود. در چند سال اول تعدادى از منابع از نظر امكان پرورش ماهيان آب شيرين بررسى و چندين پروژه از جمله پرورش ماهى در استان هايى مانند خوزستان و سيستان و بلوچستان ارائه شد.»
188823.jpg
پس از اجراى طرح هاى عمرانى شيلات شمال به رياست بخش هاى تحقيقات و تكثير و پرورش منسوب شد كه در آن زمان درهم ادغام شده بودند. پس از انقلاب به تهران آمد و از طرف دكتر ايزدى وزير وقت كشاورزى مديرعاملى شيلات به وى پيشنهاد شد.
«به دليل مشكلاتى كه بود نپذيرفتم اما عضو هيات مديره شدم. پس از آن نيز به عنوان معاون توليد و بهره بردارى مشغول به كار شدم.» در سال ۱۳۷۶ دانشكده علوم و فنون دريايى دانشگاه آزاد واحد تهران شمال براى تاسيس نيازمند چند هيات علمى تمام وقت بود. دكتر عمادى پس از ۳۳ سال كار در شيلات بازنشسته شد و به آنجا پيوست. اين در حالى است كه وى از سال ۱۳۵۵ به كار تدريس اشتغال دارد و تاكنون در دانشگاه هاى تهران، شهيد چمران اهواز، تربيت مدرس، آزاد لاهيجان و كيش تدريس كرده و هم اكنون عضو تمام وقت دانشگاه آزاد واحد تهران شمال است.
دكتر عمادى از ابتدا نسبت به انتشار كتاب هاى مورد نياز اهتمام ويژه اى داشته و هرگز كار ترجمه، تاليف و نشر را رها نكرده است. مى گويد: «در سطح كشور پتانسيل خوبى براى پرورش آبزيان وجود داشت اما اطلاعات لازم در دست نبود. كتاب «راهنماى كشت توام انواع ماهى كپورچينى» در سال ۵۸ انتشار يافت و به سرعت به چاپ چندم رسيد. كتاب «تكثير و پرورش ماهى قزل آلا و آزاد» پس از آن ترجمه شد و اكنون به چاپ هفتم رسيده است. قزل آلا اكنون پرطرفدارترين ماهى پرورشى در ايران است اما «در آن زمان فقط دو كارگاه يكى در جاجرود و ديگرى در ماهى سراى كرج وجود داشت كه در مجموع سالى ۲۰۰ تا ۲۵۰ تن توليد مى كرد اما هيچ كتابى در اين زمينه نبود.»
با تعطيل شدن دانشگاه توجه دكتر عمادى به آكواريوم و تكثير و پرورش ماهيان زينتى جلب شد. وى در اين زمينه كتاب هاى «بيمارى هاى ماهيان آكواريومى و معالجه آنها در منزل»، «آكواريوم  ماهى هاى آب شيرين»، «طراحى و تزئين آكواريوم»، «راهنماى تشخيص نر و ماده در ماهى هاى آكواريومى» و «آكواريوم ماهى هاى دريايى» را به چاپ رساند. وى يكى از دلايل مصرف ناچيز آبزيان در ايران را عدم آشنايى با شيوه هاى صحيح طبخ و شناخت ماهى  سالم و تشخيص كيفيت آن مى داند. خانواده دكتر عمادى بيش از ۵۰ درصد از گوشت مصرفى خود را از آبزيان تامين مى كنند. وى در زمينه طبخ انواع ماهى و ميگو كتابى نفيس به چاپ رسانده و كتابى همراه تحت عنوان راهنماى خريد زير چاپ دارد كه با كمك پريسا قاسمى تهيه شده است.
دكتر عمادى اكنون بيش از ده عنوان كتاب در حال آماده سازى براى چاپ دارد. ترديدى نيست كه نگرش ايرانيان ظرف دو دهه گذشته نسبت به آبزيان به كلى تغيير كرده است و گوشت  دريايى جاى واقعى اش را سر سفره هاى ما پيدا مى كند. نقش دكتر عمادى در اين تغيير فرهنگ تا چه اندازه تاثير گذار بوده است؟ واقعاً يك نفر به تنهايى چقدر مى تواند فرهنگ ساز باشد؟ آنچه واضح است اينكه حسين عمادى زير آب جايگاهى اختصاصى براى تنفس خويش و ديگران ساخته است.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:29  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
188760.jpg
شرق: از مجموعه دفترهاى تئاتر نشر نيلا دفتر پنجم آن به كوشش ژيلا اسماعيليان منتشر شده كه مجموعه مقالاتى است از بهرام بيضايى، محمد چرم شير، فرهاد مهندس پور و ديگران در باب تئاتر. اولين مطلب اين دفتر با عنوان «گفت وگو و جست وجو و جست وجو و گفت وگو» بخش سوم از سلسله مطالبى است كه فرهاد مهندس پور نوشته كه اين بخش به كاراكتر اختصاص دارد و به عنوان مثال به شخصيت هاى نمايش هنريك ايبسن، نمايشنامه نويس نروژى قرن نوزدهم، اشاره كرده است. او اشاره كرده كه ايبسن در صفحاتى جداگانه خصوصيات، درونيات و ماهيت كاراكترهايش را گرد مى آورده و آنگاه آنها را كنار هم قرار مى داده است. موضوع ديگرى كه به آن اشاره كرده اين است كه اين كاراكترها هرگز از ماهيت خود عدول نمى كرده اند به اين ترتيب موقعيت ها تحت تاثير و ناشى از ماهيت كاراكترها است. مقاله بهرام بيضايى نيز با عنوان «درباره عباس هندو» بخشى از پژوهش گسترده اى است كه مجموعه اى از تعزيه نامه هاى مربوط به حضرت عباس را دربرمى گرفته و در سال ۱۳۶۳ نوشته شده است. بيضايى در مقاله خود نوشته كه تعزيه نامه عباس هندو يكى از جالب ترين متن هاى شبيه خوانى است كه ظاهراً بسيار ساده به نظر مى رسد، اما از چندين لايه تشكيل شده است. بيضايى در جاى ديگرى از مقاله نوشته است: «از لحاظ تاريخى، سادگى شعرهاى اين متن هاى تعزيه، كه همه گيرترين شكل هنرى ايران در قرن گذشته بود، پيشرو شيوه سادگى گرايى قرن اخير ادبيات ايران است.»
از مجموعه دفترهاى نيلا، دفتر ديگرى هم منتشر شده كه اولين دفتر از مجموعه دفترهاى شعر نيلا است و به شاعران نسل ۹۸ اسپانيا از جمله ماچادو، خيمه نس و اونامونو اختصاص دارد. به نظر مى رسد كه دفتر شعر آينده هم به شاعران اسپانيايى اختصاص دارد، به آثارى از شاعران نسل ۲۷ اسپانيا، شاعرانى نظير لوركا، آلبرتى، ديه گو و ديگران. گروه ۹۸ را شاعرانى مثل اونامونو، آنگل گانيوت، پيوبارويا، آزورين، رامون دل واله اينكلان، مانوئل و آنتونيو ماچادو و خيمه نس تشكيل مى دادند. اين افراد مى كوشيدند اسپانيا، ادبيات اسپانيايى و حتى خودشان را بازسازى كنند. براساس آنچه در مقاله اى كه براى معرفى اين گروه در ابتداى اين دفتر آمده، اين چهره  ها، به رهبرى اونامونو، به طور كلى جذب دو جريان قوى و متضاد شده بودند. از يك سو، به گذشته پرشكوه اسپانيا دل بسته بودند و از سوى ديگر به عقايد و فرهنگ اروپا گرايش داشتند و هدف «اروپايى كردن» يا «مدرن سازى» اسپانيا را دنبال مى كردند. در اين دفتر علاوه بر مقالاتى كه از كارل كاب در مورد اين شاعران ترجمه شده، شعرهايى را هم از ايشان احسان نوروزى و مهدى جواهريان راد ترجمه كرده اند.
188787.jpg
«جنگل واژگون» عنوان داستان بلندى (حدوداً صد صفحه) از جى. دى. سلينجر است كه بابك تبرايى و سحر ساعى ترجمه كرده اند. داستان با گزيده اى از يادداشت هاى روزانه دختربچه اى به نام كورين فون نورد هوفن (قهرمان داستان) شروع شده كه شب پيش از يازدهمين جشن سالگرد تولدش نوشته شده. همين شروع، داستان را بسيار جذاب كرده است: «... خداى مهربان خواهش مى كنم نگذار لورنس فلپس در مهمانى من بدجنسى كند و نگذارد پدر و آقاى ميلر سرميز يا هر جاى ديگرى آلمانى حرف بزنند چون خوب مى دانم وقتى هم بروند خانه به پدر و مادرهاى شان مى گويند... هر كسى اين را بدون اجازه من بخواند ظرف ۲۴ ساعت مى ميرد يا مريض مى شود.» داستان با ماجراى تولد كورين شروع مى شود و بعد مى رويم سراغ روزهايى كه كورين ديگر بزرگ شده و دنبال پيدا كردن راه زندگى اش. نيلا پيش از اين ناتوردشت و فرنى و زويى را از اين نويسنده ترجمه كرده و قرار است داستان «شانزدهم هپ ورث، ۱۹۲۴» را هم از اين نويسنده ترجمه كند.
188769.jpg
نيلا از مجموعه كتاب كوچك اين انتشارات كتاب ديگرى هم منتشر كرده با عنوان «درگذشت پيكلز مك كارتى» كه داستانى است از ارنست همينگوى، ترجمه رضا قيصريه. اين داستان يكى از اولين كارهاى ادبى همينگوى است كه در سال ۱۹۱۹ نوشته شده. همينگوى در اين داستان رزمندگان گردان «آرديتى»ها در ارتش ايتاليا را به تصوير مى كشد. آرديتى ها اغلب از سابقه دارها بودند. در مورد آنها مى گويند، اگر فرمانده شان را در ميان دشمن گم مى كردند به ميدان برمى گشتند و آن قدر مى جنگيدند تا فرمانده را بيابند. لژيون هاى فرانسوى و بعداً  گروه رنجرها و تكاورها در ارتش هاى امروزى از آرديتى هاى ايتاليايى الگوبردارى شده اند. قيصريه داستان را از ايتاليايى ترجمه كرده و معتقد است كه از لابه لاى آن مى توان فضاى همينگوى وار را باز شناخت.
كتاب ديگرى كه اين انتشارات درآورده نمايشنامه اى است با عنوان «بازرس هاند واقعى»، نمايشنامه اى از تام استوپارد، ترجمه امير امجد. امجد در يادداشت خود يكى از بارزترين ويژگى هاى او را «خلق جملاتى در موقعيت هاى خاص كه همزمان چندين معنى را يدك مى كشند و لايه هاى گوناگون معنايى را در آن واحد به مخاطب عرضه مى كنند» دانسته و معتقد است كه همين ويژگى يعنى درج معانى چندگانه در يك گفت وگو كار ترجمه را بسيار دشوار، و گاه اصلاً ناممكن ساخته و نمونه درخشانش را در نمايشنامه در گفت وگوهاى حين بازى بريج دانسته كه طى آن صحنه هاى نبرد طرف هاى بازى به عرصه نبرد عشقى شخصيت ها بدل مى شود. امجد همين طور معتقد است كه شوخى استوپارد با قواعد و نشانه هاى آشناى ژانر «معمايى _ كارآگاهى» و خلق يك نمونه شاهكار هجوآميز [پاروديك] در ادبيات نمايشى ايران ناياب است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:24  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
غايبان نمايشگاه امسال
شيما بهره مند
انتشارات توس و ويستار در نمايشگاه امسال حضور ندارند. غايبان امسال نبودشان را اعتراض به وضعيت امروز نشر مى دانند. باقرزاده، مدير انتشارات توس، در اين باره مى گويد: «ديوار بى اعتمادى شديدى بين ناشران و وزارت ارشاد بود كه با روى كار آمدن دكتر مهاجرانى اين رفتار و سلوك تغيير كرد و ديوارهاى بى  اعتمادى فروريخت. ناشران خود را با شرايط روز هماهنگ كردند و تعامل خوبى بين ارشاد و ناشران شكل گرفت. آن زمان براى هر كتابى كه بررسى مى شد كارت دائم به ناشر مى دادند و براى چاپ مجدد تنها دو نسخه براى اعلام وصول به ارشاد مى فرستادند كه آن هم پس از ۲۴ ساعت داده مى شد.» باقرزاده مى گويد كه «در دولت جديد ناشران دوباره مشكلات بسيارى پيدا كردند. كارت هاى دائمى كتاب باطل شده و به گفته مسئولان ارشاد ناشران بايد آن را تحويل دهند. يا براى چاپ اول هر كتاب ۲۰ موسسه علمى و فرهنگى مسئول بررسى شده اند. موسساتى كه هنوز هيچ نام و نشانى از آنها اعلام نشده. و اينكه چه كسى قرار است به كتاب هاى شما صلاحيت بدهد معلوم نيست. از سوى ديگر گفته اند كه ناشران بايد علاوه بر نمونه كتاب، CD آن را نيز به اين موسسات تحويل بدهند. و از سويى نويسندگان نمى دانند كه به چه اطمينانى كتاب خود را با CDاش بفرستند.» مدير انتشارات توس مى گويد: «اين فضاى عجيب كه امروز بر نشر حاكم است چنان ناشر را در سردرگمى فرو برده است كه بسيارى از آنها مدتى است نه كتابى براى بررسى مى فرستند و نه مى توانند كتابى را تجديد چاپ كنند.» باقرزاده مى گويد كه اكنون ما حدود پانزده جلد كتاب داريم كه براى بررسى نفرستاده ايم و پس از ۸ ماه كه از چاپ كتاب «نگاهى به نگارگرى ايرانى» مى گذرد امكان تجديد چاپ آن را نداريم. باقرزاده مى گويد: «پس از مدت ها كه ناشران وضعيت مشخص ترى داشتند و اندكى آرامش به حوزه نشر بازگشته بود اوضاع از نو به هم ريخت. گويا ما، ناشران بايد مدام خسارت تجربه هاى مسئولان را بپردازيم.» به هر حال انتشارات توس كه در حوزه هاى مختلف به ويژه در حوزه تاريخ و فرهنگ ايران سال ها است فعاليت مستمر دارد امسال به نشانه اعتراض در نمايشگاه حضور ندارد اما كتاب هاى اين انتشارات در فروشگاه توس با تخفيف نمايشگاه به فروش مى رسد.
فرخنده حاجى زاده مدير نشر ويستار نيز مى گويد: «امسال جايى براى ورود به نمايشگاه نداريم؛ چون تمام كتاب هايمان يا غيرمجاز است يا مسكوت مانده است. به همين دليل نشر ويستار هيچ كتابى براى نمايشگاه امسال ندارد.» حاجى زاده مى گويد كه كتاب هاى ما بيش از شش ماه است كه به فراموشى سپرده شده اند. حاجى زاده ادامه مى دهد: «حضور ما در نمايشگاه بى معنا است چرا كه حضور ما با كار ما معنا مى يابد.» او مى گويد كه «ما فعلاً در انتظار هستيم و اميدواريم اين روال تغيير كند چون به عقيده من اگر مسئولان به همين روند ادامه بدهند و اوضاع همين گونه بماند، بايد دور حوزه هاى فرهنگ، سياست، تاريخ و ادبيات را خط قرمز بكشيم. ما اميدواريم كه مسئولان كمى عميق تر فكر كنند و قطعاً اگر بيشتر بررسى كنند روى قوانين جديدى چون ارائه CD و بررسى از سوى ۲۰ موسسه تجديدنظر مى كنند.» حاجى زاده مى گويد: «كتابى چون «غزل غزل هاى سليمان» كه ده ها بار چاپ شده امروز ديگر اجازه چاپ مجدد ندارد و اين خسارت بسيارى به نشر وارد مى كند. به عقيده من دولت بايد تجديدنظر كند يا هزينه ها و خسارات ما را بدهد.» نشر ويستار نيز با آنكه مستقيم و با غرفه اى مجزا در نمايشگاه حضور ندارد اما كتاب هايش در غرفه انتشارات جامه دران عرضه خواهد شد. انتشارات توس در تمام دوره هاى نمايشگاه حضور داشته و نشر ويستار نيز از زمان شكل گيرى اش سال ۷۱ در بيشتر دوره هاى برگزارى نمايشگاه حضور مستمرى داشته است.
• نمايشگاه بدون CD
انتشارات ماهور از حضور در نمايشگاه كتاب منصرف شد. محمد موسوى مدير اين نشر كه يكى از معدود ناشرانى است كه فقط در حوزه موسيقى فعاليت دارد از تصميم گيرى هيات برگزاركننده براى جلوگيرى از ورود توليدات صوتى اين شركت به نمايشگاه خبر داد. او گفت: در هيچ يك از دوره هاى برگزار شده نمايشگاه، چنين اقدامى صورت نگرفته بود و همه ساله ناشران كتابى سى دى هاى صوتى و موسيقى خود را در كنار كتاب ها در غرفه هاى خود به نمايش مى گذاشتند. همچنين در تصميم گيرى تازه اى، به هر ناشر براى انتشار هر ۶ عنوان كتاب در سال ۸۴ يك متر فضا در نمايشگاه داده مى شود. محمد موسوى مى گويد: «ما سال ۸۴ ، ۴۲ عنوان كتاب نشر كرديم و مسئولان نمايشگاه اعلام كردند، ۹ متر فضا به ما تعلق مى گيرد اما در اين ميان كيفيت كتاب ها هيچ اهميتى ندارد. ما سال گذشته جلد دوم دايره المعارف سازهاى ايرانى را منتشر كرديم كه به اندازه چندين كتاب وقت و هزينه برد. در حالى كه ما سال گذشته ۴۶ متر فضا داشتيم امسال بايد به ۹ متر راضى شويم، در حالى كه در چنين فضاى كوچكى امكان عرضه آثارمان را نداريم. بنابراين تصميم گرفتيم كه به كلى از حضور در نمايشگاه انصراف دهيم.»
موسسه دارينوش نيز كه هر سال با توليدات موسيقى خود كه با ادبيات ارتباط داشت مانند دكلمه هاى شعر در نمايشگاه حضور داشت، از كاروان ناشران جا ماند. مدير اين نشر در اين باره گفت كه مجوز كتاب ها آنقدر دير داده شده كه ما ديگر فرصت چاپ آنها را تا نمايشگاه نداشتيم. به همين دليل در نمايشگاه امسال حاضر شديم.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:18  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
188796.jpg
مرغ عشق
عدنان غريفى
نشر آهنگ ديگر
چال اول - ۱۳۸۴
حسن محمودى: عدنان غريفى متولد ۱۳۲۳در جنوب با چاپ آثارش در نشريات جنوب از جمله خزه و هنر و ادبيات نويسندگى را شروع كرد. غريفى از نويسندگان مدرنيست دهه چهل و از شكل دهندگان داستان نويسى جنوب به همراه داستان نويسان ديگرى از جمله ناصر تقوايى، احمد محمود،احمد آقايى، منصور خاكسار، پرويز مسجدى، حسين رحمت، على گلزاده، مسعود ميناوى، ناصر موذن، محمد ايوبى، پرويز زاهدى، نسيم خاكسار، بهرام حيدرى و... است.
غريفى در داستان هاى نخست خود، تصويرى از مظاهر جديد مدرنيستى در فضاى بومى مى دهد كه اقليم جنوب را به سمت و سوى ديگرى مى برد. در اين داستان ها او از بين رفتن اشرافيت قومى را بازگو مى كند. نثر روان غريفى با سرعت درهم ريزنده اى درونيات راوى را در داستان هايش بيرون مى ريزد.
«شنل پوش در مه» عنوان مجموعه نخست غريفى است كه در سال هاى قبل از انقلاب به چاپ رسيد. غريفى با داستان هاى اين مجموعه به يكى از موفق ترين نويسندگان جنوبى تبديل شد كه از او به عنوان يكى از تاثيرگذاران داستان جنوب ياد مى كنند. پس از سال ها، انتشار پنج مجموعه شعر، دو مجموعه داستانش، چهار آپارتمان در تهرانپارس و مرغ عشق، آغاز دوباره او بود. مرغ عشق را انتشارات آهنگ ديگر روانه بازار كرده است  .
188790.jpg
مجموعه « مرغ عشق » مجموعه داستان هاى «كبوترها»، «كوسه»، «قبرستان» و «مرغ عشق» در ۱۰۴ صفحه است. نويسنده در داستان هاى اين مجموعه به پختگى بيشترى در شيوه نوشتن خود رسيده است. در داستان هاى اين مجموعه اتفاق زيادترى در داستان ها مى افتد. راوى داستان ها همان كودك آثار قبلى نويسنده است كه اين بار با تامل بيشتر به روايت خاطرات خود مى پردازد. نقل ماجراهاى اتفاق افتاده در اين داستان ها همراه با فضاسازى جغرافياى جنوب است. در داستان جنوب تصوير دقيق ترى از آدم هاى بى چيز و فقير جنوب مى دهد كه همراه با فقر خود از فقر فرهنگى برخوردارند. اين آدم ها در داستان «كوسه» وقتى با چوب و چماق دور كوسه شكار شده گرد مى آيند، به لاشه حيوان هم رحم نمى كنند و با نوعى آزارطلبى مى خواهند تا تمام عقده هاى زندگى شان را بر سر حيوان مرده خالى كنند. كوسه داستان خشونت و وحشتى اسطوره اى در ميان آدميان است كه به اين شيوه در داستان نمود پيدا مى كند. نويسنده در اين داستان ها از وحشى گرى غريزى آدم هايى مى گويد كه در حاشيه زندگى مردمان شهرنشين، روزگار مى گذرانند.
فضاى وهم آلود در داستان «قبرستان» را راوى كم سن و سال به خوبى از عهده تصوير روايتش برمى آيد. اين داستان از بهترين داستان هاى غريفى است كه به سادگى ديگر داستان هايش، مرگ و وهم و ترس را درهم مى آميزد تا تن خواننده اش را در حين خواندن به لرزه درآورد.
زندگى نويسنده در هلند و دور بودن از فضاى جنوب ايران در داستان « مرغ عشق» به تصوير كشيده شده است. راوى اين داستان به همراه زن و بچه اش مدت هاست كه از جنوب ايران به كشور غريبه هلند كوچ كرده اند. نقل ماجراى دو مرغ عشقى كه پسرشان به آنها به جاى دانه، گوشت خام مى دهد و آنها به مرور ريخت و قيافه خود را از دست مى دهند، مثلى از وضعيت خود او به همراه زنش است. غريفى كه از نويسندگان ايرانى مهاجر محسوب مى شود اين مجموعه را نخست در هلند با سرمايه شخصى خود منتشر كرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:13  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
188799.jpg
يك روز در مسابقه اسب دوانى
رابرت پيروش، جورج سيتن و جورج اپنهايمر
ترجمه: محسن شجعانى
نشر قطره
چاپ اول: ۱۳۸۴
تعداد: ۱۱۰۰ نسخه
محسن آزرم: صفحه  آخر كتاب، دوتا عكس چاپ كرده اند. عكس بالا، چهارنفره است، چهار تا آدم كه چسبيده اند به هم. توى اين عكس چهار نفره، سه نفر را مى شناسم. نفر اول، «چيكو» است كه كراوات نسبتاً شيكى دور گردنش انداخته، دومى قيافه اش آن قدرها آشنا نيست. سومى از يك كيلومترى هم آشنا است، هيچ كس مثل او بلد نيست سبيل قلابى بگذارد و با آن عينك و ابروى پت و پهن، اداى آدم هاى محترم را درآورد. نفر سوم «گروچو» است. چهارمى هم «هارپو» است با آن موهاى عجيب و غريب. اما دومى، آن غريبه اى كه بين اين ديوانه ها ايستاده كيست؟ «زپو»، برادر چهارم كه خيلى ها نمى شناسندش، چون ديوانگى اين سه برادر را ندارد. درست است كه كنار آنها بازى كرده، ولى آن قدرها ديده نشده.
به قيافه اش كه نگاه كنيد، مى بينيد آدم معقولى است. درست به عكس آن سه تاى ديگر. دور اين برادر را خط بكشيد، هرچه مى خواهيد همان سه تا در چنته دارند. آدم هاى مسخره اى كه نه تنها سر ديگران را كلاه مى گذارند، كه سر خودشان را هم شيره مى مالند. چون اگر يكى از آنها اين كار را نكند، كلاهش پس معركه است. اگر بگويند در دنيا چند كار غير ممكن، يا خيلى سخت هست، حتماً يكى از اين كارها، معرفى و توضيح فيلمنامه اى است كه برادران ماركس آن را بازى كرده اند. دليلش اصلاً اين نيست كه با متنى پيچيده و فلسفى (مثلاً) طرف هستيم، دليلش اين است كه برادران ماركس، متخصص پيچيده كردن همه چيز هستند. دوست دارند لقمه را آن قدر دور سرشان بچرخانند، كه دستشان خسته شود و لقمه بيفتد روى زمين. بنابراين، از من نخواهيد كه بنويسم در فيلمنامه «يك روز در مسابقه اسب دوانى» با چه جور داستانى طرف هستيد، شخصيت هاى فيلمنامه چه جور آدم هايى هستند، يا فيلمنامه از منطق سينماى كلاسيك پيروى مى كند يا نه. چون جواب دادن به هيچ كدام از اين ها ممكن نيست. ولى مى توانم برايتان توضيح بدهم كه نبايد اسم نويسنده هايى را كه نامشان به عنوان فيلمنامه نويس آمده، جدى گرفت. فيلمنامه را آنها نوشته اند، ولى برادران ماركس، تخصص عمده اى داشته اند در تغيير شوخى ها، در اين كه شوخى هاى خودشان را وارد فيلمنامه (و اجرا) بكنند و در نهايت، كارى كنند كه همه چيز به اسم خودشان تمام شود. باور نمى كنيد؟ سعى كنيد به ياد بياوريد كه چه كسانى فيلم هاى آنها را كارگردانى كرده اند. كسى نمى گويد اين «سام وود» است كه يك روز در مسابقه اسب دوانى را ساخته،  يا «ليو مك كارى» كارگردان «سوپ اردك» بوده. همه مى گويند اين ها فيلم هاى برادران ماركس هستند. باز هم سئوالى هست؟ برادران ماركس، سينما را موقعى شروع كردند كه صدا تازه داشت در سينما باب مى شد. آنها هم بايد برگ برنده شان را رو مى كردند. اين بود كه سعى كردند همه چيز را به شوخى بگيرند، درواقع هيچ چيز براى آنها جدى نبود. آن قدر مسخره بازى درآوردند كه همه باور كردند، دنيا جاى شوخى هاى مسخره است. اگر يك روز در مسابقه اسب دوانى، نخستين مواجهه شما با اين ديوانه هاى جذاب باشد، قطعاً شوكه مى شويد. چون بعيد است پيش از اين، تركيب دلپذير «جنون» و «نبوغ» و «بلاهت» را كنار هم ديده  باشيد. آدم هايى كه مثل آدم حرف نمى زنند، مثل آدم رفتار نمى كنند. كلمه هاى نامربوط و بى معنا مى سازند، حرف هاى همديگر را بد مى فهمند و در نتيجه اين بدفهمى، رفتارى احمقانه از آنها سر مى زند.
قدرت ويرانگرى برادران ماركس آن قدر هست كه هر ديوار سالمى را ويران كند. هيچ چيز در برابر آنها دوام نمى آورد. وقتى آنها به خودشان رحم نمى كنند، توقع بى جايى است اگر فكر كنيم بايد مراقب رفتارشان باشند و مراعات ديگران را بكنند. به شما قول مى دهم كه در هر صفحه كتاب، چند شوخى ناب پيدا مى شود كه حال  و روزتان را بهتر از قبل كند. اجازه بدهيد حالا كه به آخر يادداشت رسيده ايم، يكى از اين شوخى هاى معركه را برايتان بنويسم؛ هرچند كتاب، پر است از اين شوخى ها. جايى كه «هكنبوش» (گروچو) يك قرص اسب را به «خانم آپ جان» مى دهد و بعد از اين كه همه مى گويند به عنوان قرص، زيادى بزرگ است و نمى شود آسان قورتش داد، جواب مى دهد: «راحت با هشتاد ليتر مى ره پايين.» و موقعى كه دوباره مى گويند آيا اين مقدار آب براى يك بيمار زياد نيست؟ جوابى مى دهد كه فقط از گروچو برمى آيد: «نه، اگه بيمار بين دندون هاش پل داشته باشه، خيلى هم راحته. ببينين، آب از زير پل مى ره، بيمار هم از روى پل، بعد، اون طرف پل، مى رسه به قرص!» حالا فهميديد «جنون» و «نبوغ» و «بلاهت» چگونه كنار هم جمع مى شوند؟ «بهزاد رحيميان»، در انتهاى يادداشتش راجع به سوپ اردك، (احتمالاً براساس ديالوگى از نينوچكا) نوشته بود كه: «ماركس دوستان جهان متحد شويد!» حالا كه دومين فيلمنامه برادران ماركس ترجمه شده، (بار اول، كامبيز كاهه، در سال ،۱۳۸۰ سوپ اردك را به فارسى ترجمه كرد.) وقتش است كه اين توصيه ايمنى را كاملاً جدى بگيريم!
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:9  توسط ح.م.سروستاني  | 


 
188778.jpg
بازرس هاند واقعى
تام استوپارد
ترجمه: امير امجد
نشر نيلا
چاپ اول _ اسفند ۱۳۸۴
تعداد: ۳۳۰۰ نسخه
قيمت: ۹۰۰ تومان
بهرنگ رجبى: اين كه نمايشنامه استوپارد اثرى است سرخوشانه در شوخى با تئاتر و منتقدان تئاترى و رابطه تماشاگر و اجراكننده تئاتر، احتمالاً تنها گام نخست هر يادداشتى در پرداختن به «بازرس هاند واقعى» مى تواند باشد. اين كه شكل برخورد و مواجهه استوپارد با اين مايه ها چه مفاهيم و شبكه هايى از معانى و استعاره ها برمى سازد و او چگونه موفق مى شود از گذر دست  انداختن مدام تمام دستمايه هاى از خود به تفسيرى شگفت آور از ماهيت خلق هنرى برسد نيز چيزى نيست كه در اين سطرهاى نخستين يادداشتى چنين كوتاه بتوان اشاره اش كرد. حتى توضيح اين كه رويكردى همسان كارى كه استوپارد مى كند چه خطرهايى مى توانست دربرداشته باشد و اثر را به كدام ورطه ها بكشاند نيز نمى تواند هدف يادداشتى در ستايش نمايشنامه اى باشد كه سامان فرم آن و هم آهنگى اجزا و موتيف هاى بى شمارش در درون يك كليت نتيجه اى چنين درخشان حاصل داده است. فرض كنيم چاله ها و چاه هايى كه در مسير چنين رويكردى هست برشمرديم و حتى تشريح كرديم كه نمايشنامه نويس چگونه با مهارت و استادى تمام از تك تك اين دام ها گذر كرده و تا به انتها سلامت رفته است، اما در بهترين حالت يادداشت مان چيزى غير اين نتيجه گيرى نخواهد بود كه استوپارد يك الگوى فرمى مشخص و تعريف شده با مخاطراتى معمول و بديهى را با موفقيت پياده كرده است. اين البته كار كم و بى ارزشى نيست اما قطعاً كسى را در مقام و جايگاهى همپايه تام استوپارد نمى نشاند. آن چه توضيح دهنده ارتفاعى است كه استوپارد بر آن جا خوش كرده دست كم بايد شامل گزارشى مختصر از تكنيك ها و ظرافت ها و هوشمندى هايى باشد كه اثر را به اين سامان فرمى رسانده است. اين يادداشت خود گزارشى مختصر از آن گزارش مختصر است. نمايشنامه استوپارد با گفت وگوى دو منتقد تئاتر آغاز مى شود، دو منتقد از دو روزنامه متفاوت كه در ميان جايگاه تماشاگران نشسته اند و منتظرند نمايش آغاز شود. شوخى ها به كنار، شكل پرداخت استوپارد هم از همين ابتدا وجهى كنايى دارد. از همين گفت وگوى نخست نويسنده زمينه چينى هاى حوادث و رخدادهاى آتى را آغاز مى كند؛ به  رابطه دو منتقد با هم مى پردازد، به خصايص و خصائل هركدام شان اشاره هايى مى كند، و مايه اى اصلى در شخصيت يكى از دو منتقد را پيش مى كشد و مى پردازد، مايه اى كه در طول نمايش موجب درگيرى مدام اين دو خواهد بود و در نهايت هم نقطه اوج و انجام متن را رقم خواهد زد: عاشق پيشگى و زنبارگى يكى از اين دو. نكته اين است كه اين شكل از شخصيت پردازى، و پرداخت معمول و كلاسيك رابطه ها و پيش زمينه ها دقيقاً ويژگى گونه نمايش هايى متعلق به عصرى پيش تر است، عصرى با نمايشنامه ها و نمايش هايى شبيه آن چه پس از اين گفت وگو بر روى صحنه اجرا خواهد شد. و استوپارد حالا يكسر به راهى متفاوت مى رود؛ آن نمايشى كه ما و دو منتقد بر صحنه شاهدش هستيم، اساساً نمايشى كلاسيك نيست بلكه بيشتر هجويه اى مدرن را مى ماند بر سازوكار آن نوع نمايش كهنه و قديمى. استوپارد هوشمندانه از تأكيد بر نابلدى و باسمگى اجزا و پرداخت نمايش پرهيز مى كند، صحنه را جورى نمى چيند كه انگار نادانى ها و اشتباهات بازيگران و كارگردان  و نويسنده موجب پديد آمدن چنين معجون مفرحى شده، بلكه نمايشى مى آفريند كه انگار نويسنده اش آگاهانه قصد دست وپنجه نرم كردنى سرخوشانه با فرمى سنتى داشته، و چه نكته اى كنايى تر از اين كه در تمام طول پرده نخست و تابه انتهاى آن هم هيچ يك از شخصيت هاى نمايش متوجه جسدى نمى شوند كه جلوى روى شان بر زمين افتاده. استوپارد خودش عبارتى درخشان هم بر توضيح صحنه پس از پايان پرده نخست ضميمه كرده: «با اين صحنه كه آبستن وقايعى بس مهم بود، پرده اول به پايان مى رسد و جسد هنوز كشف نشده.»
188793.jpg
در طى اين پرده دو منتقد هرازگاه اظهارنظرهايى منتقدانه درباب سير نمايش مى كنند و مى كوشند برپايه الگوهاى رايج ادامه نمايش را حدس بزنند اما در اغلب موارد ايده هاشان بيراه است و به وقوع نمى پيوندد. ايده  ها بيراه است چون نمايشى كه بر صحنه درحال اجراست اساساً آن جور نمايش كلاسيكى نيست كه آن ها انگارش مى كنند و فكر مى كنند تمامى سازوكارش را از بر دارند بلكه چنين مناسبات و روابطى اتفاقاً در جهان نمايشى خود دو منتقد جريان دارد. استوپارد با ظرافت تمام و از طريق ترفندى مكانى (اين كه دو منتقد كنار ما و در جايگاه تماشاگران نشسته اند) ما را فريب مى دهد كه در باورمان اين دو را از جنس جهان گرداگرد خودمان بدانيم و نمايش بر صحنه را از جنس كليشه هاى نمايشى عصرى به  تاريخ  پيوسته و به  زوال  رسيده. درحالى كه ماجرا دقيقاً عكس اين است؛ از نيمه هاى نمايش دو منتقد به نوبت از جايگاه تماشاگران مى روند و پا در صحنه مى گذارند، و چيزى كه با خود به درون صحنه مى برند و به نمايش تزريق مى كنند فنون و قواعد و مناسبات حاكم بر جهان نمايش هاى سنتى است. از اين جا به بعد است كه -به تدريج - آن جهان هجوگونه تبديل به نمونه اى واقعى از همان موضوع هجو مى شود، اما ما هنوز با يك هجويه مواجهيم. تفاوت اين جاست كه تا پيش از ورود دو منتقد، نويسنده فرضى نمايش در حال  اجرا داشت همه چيز را هجو مى كرد و حالا نويسنده واقعى كل نمايشنامه تام استوپارد دارد اين كار را مى كند. پيوند دادن دو تكه اى كه تا اواسط نمايش مجزا از هم اند (گفت وگوى دو منتقد و نمايش درحال اجرا) نيز جز از اين طريق نيست. استوپارد مرزى بين دو سوى قصه مى كشد اما با استادى كارى مى كند كه ما در نخستين برخورد با هريك از اين سوها، در شناخت و فهم  شان به اشتباه بيفتيم. و اين هنوز يكى از ظرافت هاى متن استوپارد است، يكى از بى شمار.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:3  توسط ح.م.سروستاني  | 


 
188772.jpg
قهرمانان و گورها
ارنستو ساباتو
ترجمه: مصطفى مفيدى
نشر نيلوفر
چاپ اول- زمستان ۱۳۸۴
تعداد: ۲۲۰۰نسخه
قيمت:۵۵۰۰ تومان
جيران مقدم: ارنستو ساباتو در ايران هنوز نام ناشناخته اى است. هرچند كه اثر قوى [از] قهرمانان و گورها را انتشارات نيلوفر به تازگى چاپ كرده است و رمان «تونل» نيز در راه است. اما هنوز، در ايران، او را كه در آمريكاى لاتين دست كمى از كورتاسار، رولفو و فوئنتس ندارد چندان نمى شناسند. اولين قدم براى درك آثار كم شمار ساباتو به آرژانتين برمى گردد، كشور نويسنده كه مهد روانكاوى مدرن در آمريكاى لاتين است، روانكاوى با پايه فرويدى در آرژانتين است كه ميان كشورهاى لاتين شكل مى گيرد و نگاه ساباتو بسيار با اين ديدگاه در ارتباط است، هرچند به راستى نمى توان گفت كه ساباتو، با علم و اراده، اين چارچوب روانكاوانه را براى انعكاس اثرش برمى گزيند. او به عنوان راوى- والحق بايد گفت به عنوان يك راوى فوق العاده خوب- بيشتر روان نژند است تا روانكاو. او در هزارتوهاى ذهنى كه به تمامى سياهند به دنبال راه نجاتى مى گردد، در افكارى كه هر يك به سئوال ديگرى منتهى مى شوند غوطه مى خورد و همين جريان ذهن را بر كاغذ مى آورد. البته به همه اينها بايد مديريت خوب داستان را نيز اضافه كرد. او هرگز رشته كلام را گم نمى كند، هرگز مقهور لفاظى هاى خود يا استفاده از لغات زيبا نمى شود و با قدرت تمام خواننده را در چالش قهرمانان اثر شريك مى كند. لغات او هميشه ساده اند و هميشه برانگيزاننده تمامى شك هاى قهرمانان اثر در ذهن خواننده هستند. خواننده با تمامى قهرمانان اثر احساس همذات پندارى دارد. قهرمانان و گورها نيز دقيقاً چنين اثرى است؛ اثرى كه تا حد وسواس بر جزئيات ريز اشيا، وقايع و ژست ها دقيق است و هركدام به زبان آمده، نشان از هزار كلام به زبان نيامده در ذهن قهرمانان اثر دارد. زنان در آثار ساباتو دست نيافتنى و مرموزند و بيشتر بخشى از اثر هستند كه به پرداخت جهان معماگونه ساباتو كمك مى كنند. قهرمانان و گورها با حال و هوايى كه بيشتر اروپايى است تا لاتينى، با قهرمانانى سروكار دارد كه هريك در درگيرى هاى درونى خود دست و پا مى زنند. در صحنه هاى مواجهه و مكالمه ميان آدم ها، هر فردى درون فرديت خودش اسير است، هر تلاشى براى برقرارى ارتباط انسانى تلاشى منجر به شكست است و كلمات طورى زاده مى شوند كه از آنها هيچ راهى به درون طرف ديگر نمى توان يافت. مارتين، عاشق بسيار جوان، سرخورده در وادى نيمه حقيقى و پارانوئيد خويش، با ضعف هايى بيش از حد انسانى دست و پا مى زند. آلخاندرا دختر بسيار مرموزى كه كليد حل معما است؛ دخترى كه به نحوى تداعى تصوير معشوق اثيرى در كتاب قهرمانان و گورها است نفرت از مادر و عشق به پدرى به شدت در خود دارد. از سوى ديگر، مادر او جورجيانا روى ديگر معشوق اثيرى را به نمايش مى گذارد. دختر با قدرتى مخرب و ويرانگر، ترساننده و مرموز، مادر خوب، رويايى، اندكى خجالتى. و تصوير معشوق اثيرى مخرب كه مادر را، زن را، كه هنوز نمرده است، از كودكى با نفرت خويش كشته است. الخاندرا سمبل نيروى زنانه اى است كه مى تواند برانگيزاند و بميراند و همين نيروى شيطانى بى كران را در مورد مارتين، در مورد فرناندو و در مورد زندگى خويش به كار مى گيرد. الخاندرا به گونه اى قهرمان اثر هست و نيست، همه جا حضور دارد و ندارد.
188784.jpg
او نيروى مخرب زندگى است كه تمامى شخصيت هاى اثر را به گونه اى در جريانى از سرخوردگى و نااميدى و مرگ به هم پيوند مى دهد. از مردان اثر فرناندو، پدر الخاندرا، روى ديگر او است، يا به قولى نيمه مردانه: ناخودآگاه اين زن- مرد اسطوره اى. او مقهور جنون خودبزرگ بينى خود، با دختر زنى كه محبوبه اش است ازدواج مى كند، با زنان مختلفى معاشرت مى كند و آنها را به خانه مى آورد تا عروس جوان از آنها پذيرايى كند. او يك بيمار روانى اما بسيار زيرك است و از طرفى در جامعه اى مى زيد كه ريشه طبقاتى و قدرت و ناشناخته بودن نوعى بيمارى او، تنها او را زيرك مى نماياند. او همان قدرت مخرب دختر و همان توان به انقياد درآوردن ديگران را در خود دارد. رابطه او را كه رابطه اى بسيار پيچيده و سرشار از سرخوردگى هاى روان پريشانه  است انگار تنها مرگ است كه مى تواند التيام ببخشد؛ مرگى كه كتاب با آن آغاز مى شود. از سويى ديگر، فرناندو تجسم كاستل قهرمان اثر تونل است، نقاش پارانوئيدى كه محبوبه اش را مى كشد. كاستل هم مثل فرناندو نسبت به تمامى كورها دچار نفرت و كراهت است و آنچه او در كتاب تونل به طور اجمالى بر آن نظرى انداخته است، فرناندو با سماجت تمام پى مى گيرد. او كه تمامى دغدغه ذهنى عجيب و غريبش تشكيلات فرقه مخفى كورها است، روايت كاستل نقاش را از قتل محبوبه اش، به تمامى توهماتش اضافه مى كند و به گمان من هر دو اين افراد به نوعى مى بايست به ارنستو ساباتوى نويسنده شبيه باشند. كتاب سرشار از دغدغه هاى روان پريشانه، موشكافانه و بسيار زيبا است. و تاكيدى دوباره بر اين سئوال جاودانى بشر است كه آيا رستگارى در چنين جهانى ممكن است؟
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:1  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

 

محمود فاضلى: كتاب «دين، دموكراسى و روشنفكرى در ايران امروز» نوشته محمدرضا تاجيك عضو هيات علمى دانشگاه شهيد بهشتى يكى از كتاب هاى جديدى است كه از سوى موسسه تحقيقات و توسعه علوم انسانى در اختيار علاقه مندان قرار گرفته است. از نگاه نويسنده ديرزمانى است كه در پى رازگشايى از راز سر به مهرى است كه چرا انسان حضور دين را به رغم تغييرات و تحولات متفاوتى كه تجربه كرده است به عنوان يك امر يقينى در زواياى شخصيتى، روانى و انديشه اى خود حفظ كرده است. انسان مدرن و پسامدرن نيز نتوانسته خود را از اين دل مشغولى ديرينه برهاند، به گونه اى كه در زمانه ما بسيارى از روشنفكران با بهره جستن از رويكردها و روش هاى مختلف علمى و معرفتى تلاش دارند تا از رهگذر ارائه تعريفى مشخص از چيستى باورداشت هاى دين و چگونگى شكل گيرى آنان، بدين پرسش پاسخ گويند كه «چرا باورداشت هاى مذهبى چنين نقش تعيين كننده و ديرپايى در جوامع بشرى دارند؟» كتاب «دين، دموكراسى و روشنفكرى در ايران امروز» شامل بخش هايى تحت عناوين «ديرينه شناسى آگاهى ها و تمايلات مذهبى در ايران»، «حكومت هاى دينى حداكثرى واقعاً موجود و دردسرهايشان»، «جهانى شدن دين و عرفى سازى يا قدسى سازى»، «شريعتى، ديندارى و روشنفكرى»، «خاتمى، دين، اجتماع و سياست»، «روشنفكر دينى، گفتمان و قدرت»، «دين و دموكراسى به سوى يك گفتمان مسلط»، «انقلاب آرام، فراز و فرود ارزش هاى دينى در جامعه امروز دينى»، «اسلام سياسى»، «وحدت دينى و تكثر سياسى» و «دينداران و استراتژى قرائت متون دينى» است كه در ۲۶۱ صفحه، تيراژ ۲هزار نسخه و با قيمت ۲۵۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان قرار گرفته است.

 

كتاب ديگر موسسه تحقيقات و توسعه علوم انسانى «جام نو و مى  كهن» مجموعه مقالاتى است كه به كوشش مصطفى دهقان انتشار يافته است. در اين كتاب پاره اى از مقالات اصحاب حكمت جاويدان جمع آمده و سعى بر آن بوده است كه پاره اى از نظريات ايشان - از بحث در مابعدالطبيعه و نقد مدرنيته گرفته تا سخن از دين و عرفان و هنر و رمزپردازى - به واسطه آثار خودشان در دسترس خواننده قرار گيرد. در حقيقت آنچه نويسنده را به گردآورى تازه اى واداشت به نوعى توجه به همين وجه اخير بود. به عبارت ديگر اين كتاب معرفى جماعت سنتيان است به واسطه آثار خود آنان و نه تاويل فلان نويسنده و فلان منتقد، احتمالاً آنچه از اين راه حاصل مى شود يقين و تجربه خواننده است كه با تفسير شخصى اين و آن تفاوت بسيار دارد و خواننده اى كه بدين گونه به حقيقت ايشان علمى مى يابد مثل آن است كه معلوم را به جاى آنكه از روى خبر تصديق كرده باشد با دست خويش پسوده باشد. مقالاتى كه در اين كتاب گردآورى شده است آثار سنتيان را دربردارد، اگرچه از نمونه آثار بعضى از آنها خالى است اما باز اميد است كه تصور بالنسبه روشنى از ميراث «حكمت جاودان» به خوانندگان كتاب عرضه مى دارد و دانشجويان جوان تر را همچون راهنمايى باشد به دنياى افكار و احوال ايشان تا نقد و شناخت و ارزيابى درست آنها براى ايشان ممكن شود. با آنكه مقالات اين نويسندگان با يكديگر قرابت بسيار نشان مى دهد و در واقع همه متعلق به يك مكتب است اما خواننده خواهد ديد كه از نظر عمق تفاوت بارز دارند. ولى مطمئناً اگر بتوان اصول اعتقادات قوم را از لابه لاى اذهان و كتب مختلف آنها بيرون كشيد در عين حال مى توان خواننده را به شناخت ديگر سنتيان و آثارشان رهنمون شد. كتاب «جام نو و مى  كهن» شامل ۲۶ مقاله در زمينه «متافيزيك، نقد مدرنيته، رمزپردازى، هنر و دين و عرفان» است كه در ۵۳۹ صفحه، تيراژ ۱۱۰۰ نسخه و قيمت ۵۴۰۰ تومان انتشار يافته است.

 

كتاب «عرفان و انسان امروز» موسسه تحقيقات و توسعه علوم انسانى كه با همكارى انجمن حكمت و فلسفه ايران منتشر گرديده است مجموعه گفت وگوهايى با تعدادى از شخصيت هاى فرهنگى و علمى در زمينه عرفان است. در اين كتاب ۱۶۷ صفحه اى مقالاتى همچون بى عرفانى، بهتر از عرفان دروغين (دكتر غلامحسين ابراهيمى دينانى )، عرفا توجيه گر حاكمان غاصب (دكتر يحيى يثربى)، عرفان، معنويت و اخلاق، رقبايى براى دين ( دكتر محسن كديور)، پرسش از امر قدسى ازلى و ابدى (دكتر رامين جهانبگلو)، سنجش انديشه گذشتگان، اما نه با ملاك هاى دوران مدرن (دكتر شهرام پازوكى)، اخلاق، فصل مشترك عرفان و سياست (خشايار ديهيمى)، چرا عارفان سياست گريزند (دكتر ابوالحسن تنهايى)، عرفان، محصول سرخوردگى هاى انسان نااميد (اسفنديار نوايى)، ظهور منجى و گرايش به عرفان در جامعه (دكتر بابك عليخانى)، تعاليم عرفانى در آيينى عينيت گرا (دكتر كتايون مزداپور) و تصوف ايرانى، فتيان و جوانمردان (مهران افشارى) ارائه گرديده است. اين كتاب در ۲۰۰۰ نسخه و با قيمت ۱۴۰۰ تومان به كوشش مژگان ايلانلو انتشار يافته است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:55  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
پژوهش هاى بنيادين

 
188781.jpg
شرق: در نمايشگاه امسال اگر به غرفه سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى سر بزنيد، كتاب هاى قابل تاملى براى خريد خواهيد يافت. اين سازمان چندى است مقالات نشريات را كه توسط وزارت فرهنگ در سال هاى قبل و بعد از انقلاب منتشر شده اند، تجديدچاپ مى كند. تجديدچاپ شماره هاى مختلف فصلنامه «ارغنون»- كه بعضاًً سال ها بود بين دانشجويان فلسفه و علوم اجتماعى به عنوان كالاى «ناياب» دست به دست مى گشتند- امسال در نمايشگاه كتاب عرضه شده است و مى توانيد با خيال راحت هر شماره از «ارغنون» را كه نياز داريد تهيه كنيد.«فرهنگ عاشورا» عنوان كتاب ديگرى از اين ناشر است كه در قطع بزرگ و با جلد گالينگور به قيمت ۱۶۰۰۰ تومان عرضه شده است. «فرهنگ عاشورا» در واقع دايره المعارف كليه نام ها، جاى ها و خلقيات مربوط به عاشورا است. اين كتاب را سيدمحمدصادق موسوى گرمارودى، مهدى وحيدى صدر  و سعيد سپهرى نيك نوشته اند و فرهاد طاهرى آن را ويرايش كرده است. به عنوان نمونه اى از مداخل اين فرهنگ به سراغ واژه اى كمترآشنا برويم. ذيل مدخل «ريحانه» آمده است: «كنيز متوكل عباسى. او كنيزى نامشروع و حبشى بود. پس از آنكه اين كنيز مرد متوكل به خاطر علاقه به او دستور داد تا برايش مقبره اى باشكوه بسازند و اين در زمانى بود كه متوكل دستور داده بود تا قبر حضرت سيدالشهدا(ع) را با گاوآهن شخم بزنند و آب نهر علقمه را بر روى آن جارى سازند و بر روى آن زراعت كنند تا ديگر اثرى از آن به جا نماند. يكى از شيعيان كه ناظر اين واقعه دردناك بوده شعرى بدين مضمون سرود:
ايحرث بالطف قبر الحسين
و يعمر قبر بنى الزانيه؟!
آيا سزاوار است كه قبر حسين بن على(ع) را شخم بزنند در حالى كه قبر زنازادگان را تعمير و مرمت مى كنند؟!»
كتاب ديگر انتشارات وزارت ارشاد كتابى است در همان قطع بزرگ و البته اين بار با كاغذ گلاسه و چاپ تمام رنگى به نام «معمارى خانه هاى ايرانى» نوشته دكتر فاطمه كاتب. «معمارى خانه هاى ايرانى» شش فصل دارد: معمارى در ايران باستان (دوره پيش از اسلام، دوره اسلامى، سبك خراسانى، سبك رازى، سبك آذرى و سبك اصفهانى)، ويژگى هاى معمارى ايرانى (اصول معمارى ايرانى، ماهيت معمارى ايرانى، آرايه ها و تزئينات، شكل خانه هاى نخستين، تحولات و تاثيرات)، پيشينه تهران (تهران قديم، توسعه تاريخى تهران، پيش از دوره قاجار، دوره قاجار، ابتداى دوره پهلوى)، محله در تهران (طراحى شهر و محله، محله، عود لاجان، محله عودلاجان، خانه هاى مسكونى دوره قاجار)، تجزيه و تحليل خانه هاى سنتى (اصول كلى، ورودى، عناصر ورودى، جهت نور خورشيد، سازماندهى اتاق ها، مراحل ساخت خانه، چند تفاوت مهم خانه قاجارى با خانه پيش از آن) و نمونه  خانه ها و بناهاى عمومى تمدن.
188748.jpg
كتاب مشحون از تصاوير و عكس ها است و در انتهاى آن نيز بخشى با عنوان «تصاويرى ديگر از تهران قديم» وجود دارد. پيشگفتار كتاب را پروفسور تام مى يود از دانشگاه UCE به تاريخ ژانويه ۲۰۰۵ نوشته است. در اين پيشگفتار مى خوانيم:«اهميت اين كتاب در كامل بودن تحقيق و ماهيت گسترده زمينه اين پژوهش است. اين كتاب پيوند چشم گيرى بين تاريخ، معمارى، هنر تزئينى و برنامه ريزى هاى شهرى ايجاد مى كند. اثر حاضر به ويژه براى كسانى مثل من كه از تاريخ ايران آگاه هستند و از معمارى ايران نيز چيزهايى مى دانند، اما منبعى كه اين جنبه هاى مختلف را به شكلى معقولانه و منطقى كنار هم قرار دهد در دسترس ندارند، بسيار سودمند است. در حال حاضر اين منبع در اختيار علاقه مندان و پژوهندگان است و من مطمئن هستم كه اثر دكتر كاتب به محققان اين رشته كمك هاى بسيار ارزشمندى مى كند.»
يكى ديگر از كتاب هاى انتشارات وزارت ارشاد «توحيد در ادب فارسى» نام دارد و نويسنده آن مهدى دشتى است. اين كتاب چهار فصل دارد: مباحث مقدماتى، توحيد در ادب فارسى، بررسى مسائل توحيد بر مبناى مكتب اهل بيت(ع) و پرسش ها و پاسخ ها. از نگاه نويسنده كتاب «ادبيات فارسى، به ويژه بخش كلاسيك آن از حيث ساخت معنايى به شدت متاثر از فرهنگ اسلامى است. منتها اين فرهنگ در همه جا اصيل و زلال نيست بلكه در اثر تحولاتى كه پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) رخ داد، عناصر و ديدگاه هاى بسيارى بدان راه يافت و با آن ممزوج شد كه شناخت اصل را به طور جدى به مخاطره انداخت تا آن حد كه گاه عناصر دخيل، اسلامى شناخته شد و عناصر اسلامى به كنارى نهاده شد و كار به جايى رسيد كه امروز براى شناسايى دقيق متون ادب فارسى و تشخيص اصيل از دخيل نياز به تلاشى فوق العاده است.در اين راستا هدف از اين نوشتار نيز:
اولاً توجه دادن بيشتر به ساحت معنايى ادبيات فارسى است كه به گمان اين بنده تا حدودى مورد بى مهرى واقع شده است.
ثانياً شناسايى نحوه حضور و جلوه مهم ترين اصل اسلامى (توحيد) در عرصه ادب فارسى است.ثالثاً تشخيص عناصر اصيل از دخيل در اين عرصه مهم است بر مبناى مكتب اهل بيت.»
در پايان بايد به يك كتاب قديمى هم اشاره كرد كه چاپ هشتم آن در نمايشگاه كتاب عرضه شده است: «آئين دادرسى كيفرى» نوشته دكتر محمود آخوندى. اين كتاب سه جلد دارد و در تيراژ ۳۰۰۰ نسخه روانه بازار نشر شده است.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:46  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
اگر پارس يونان را شكست داده بود
ويكتور مارتن
ترجمه: قاسم صنعوى
188763.jpg
انتشارات توس بيش از يك سال است مجلدات گوناگون مجموعه سترگ «يونانيان و بربرها» نوشته اميرمهدى بديع را با ترجمه گروه مترجمان روانه بازار نشر مى كند. نخستين مجلدات اين مجموعه در سال ۱۳۸۳ منتشر شد و در روزهاى پايانى سال ۸۴ نيز مجلدات ديگرى از آن در اختيار علاقه مندان قرار گرفت. قرار بود اين مجلدات در نمايشگاه كتاب عرضه شوند اما از آنجا كه انتشارات توس در نمايشگاه شركت نمى كند مى توانيد كتاب هاى اين ناشر را با همان تخفيف نمايشگاه از كتاب فروشى اش واقع در خيابان انقلاب تهيه كنيد. مقاله زير را به منظور آشنايى خوانندگان با مجموعه يونانيان بربرها در ويژه نامه كتابخانه شرق منتشر مى كنيم.
•••
اميرمهدى بديع نويسنده ايرانى اخيراً «يونانيان و بربرها» را منتشر كرده كه اگر اساس داورى را بر گزارش هاى چاپ شده در مطبوعات قرار دهيم، با استقبال مساعد مواجه شده است. قصد درخور ستايش او اثبات اين امر است كه پارسيان قديم، بربر، به معناى عاميانه اين كلمه نبوده اند. (به علاوه يونانيان كهن نيز مانند تاريخ نويسان جدى امروزى چنين نمى انديشيده اند.) اما دفاع از نظريه اش او را به دنبال خود كشانده تا از برخى وجوه اساسى مسئله غافل بماند يا آنها را ناديده بگيرد.
ما در اينجا فقط مهم ترين آنها، يعنى وجهى را كه به مقاومت هلنيك در برابر اقوام هاى شرق فاتح معناى واقعى اش را مى دهد، در نظر مى گيريم.
مذهبى كه هخامنشيان از آن پيروى مى كردند وظيفه گسترش امپراتورى خود در كره خاكى را تعيين مى كرد. (وظيفه اى كه به جاه طلبى آنان جنبه تقدس مى بخشيد.)
«خداى بزرگ، اهورامزدا است؛ او بزرگ ترين خدا و برتر از ديگر خدايان است؛ او است كه زمين، آسمان و مردمان را آفريده؛ داريوش را به شاهى رسانده و به داريوش شاه چيرگى بر زمين در دورها را اعطا كرده، زمينى كه در آن بسيارى خطه ها وجود دارد، پارس، ماد و سرزمين هاى ديگرى با زبان هاى ديگر، كوهستان و دشت، در اين سوى دريا و آن سوى دريا، در اين سوى صحرا و آن سوى صحرا.» شاه در بيانيه اى كه هدفش قانع كردن رعاياى كنونى و آينده اش از لحاظ توجيه الهى بردگى آنان است چنين اداى مقصود مى كند. تاييدى درخشان تر از اين در باب آئين خودكامگى حق الهى نمى توان تصور كرد. از لحاظ سياسى، از آن نتيجه گرفته مى شود كه هيچ قومى حق استقلال ندارد. به نظر شاهى كه در شوش بر تخت جلوس كرده، هر قومى ناگزير است با نخستين اخطار، اظهار فرمانبرى كند و سلطه پارس را كه خدا خواسته است بپذيرد. در غير اين صورت به مثابه رعيتى طغيان كرده در نظر گرفته مى شود كه نويد داده شده، دير يا زود، گرفتار انتقام پادشاهى خواهد شد. اين قوم چون به ضرب شمشير شكست خورد، بسته به ميل فاتح كه مى تواند تمامى شان را به قتل برساند، يا بخش عمده اى را نابود كند، تبعيدش كند، به بردگى بكشاند يا در شرايط رعيتى به گونه اى كه خوش دارد به آن تحميل كند، باقى بدارد.بقاى واحدهاى سياسى مستقل براى فرمانروايانى الهام گرفته از اين چنين آئين هايى غيرقابل تحمل است. اين آئين، آنان را ناگزير مى كند كه سراسر دنيا را به تدريج كه كشف مى شود تسخير كنند و آنان را از اينكه با قوم هاى بيگانه روابطى قراردادى كه به موجب پيمان هايى مشخص شده باشد منع مى كند؛ آنان فقط مى توانند به طور يك جانبه و بسته به ميل خودكامگى شان، الطافى مرحمت كنند. هيچ يك از به اصطلاح پيمان هاى منعقد شده بين هخامنشيان و قدرت هاى بيگانه كه روايت از آنها ياد مى كند از انتقاد مصون نيستند.چنين برداشتى از روابط بين الملل به كلى مخالف برداشت يونانيان است. براى آنان اشتياق تسلط بر جهان، روياى زاده شده در كرانه هاى نيل و فرات و از آنجا سرايت كرده به پارس، امرى بر خلاف عادت است، محصول افراطى است كه گاه جامعه يا فردى را كور مى كند، كيفر الهى را به زيان محكومان برمى انگيزد. همين اعتقادهاى عميقاً ريشه دوانده در ضمير رزمندگان ماراتن، ترموپيل و سالاميس است كه آنان را به شور درمى آورد. موضوع نبرد روشن است.
188766.jpg

حق هر يك از شهرهاى يونانى بود كه بسته به دهاء خاص خود با آزادى و در صورت امكان با توافق شهرهاى مشابه خود، پيشرفت كند. پيروزى آنها اين اصل را كه اروپا عمقاً از آن زندگى مى گيرد، نجات داد. همچنين شكوفايى تمدن آتنى در قرن پنجم را كه آفرينش هايى كه يكى از عوامل اصلى تمدن غربى را پديد مى آورد ممكن كرد.شرق شناسان كه به ليبراليسم نسبى هخامنشيان و احترام آنان به مذهب رعاياى مختلف خود استناد مى جويند، براى نتايج پيروزى احتمالى پارس كم بها قائل مى شوند. اين دسته از دانشمندان از ياد مى برند كه آتن به كرات اتمام حجت هاى پارس را رد كرده و نسلى كه در حدود ۴۸۰ زاده شده، امكان داشت از لحاظ جسمى نابود شود و در آن صورت شايد سوفوكل، اوريپيد و سقراط چشم به جهان نمى گشودند يا اينكه در دوران خردسالى به بين النهرين تبعيد مى شدند و در آنجا نمى توانستند محيطى مناسب رشد نبوغشان بيابند. اگر برخلاف هرگونه عدم احتمال، بخواهيم بپذيريم كه در آن صورت آتن و مردمش باقى مى ماندند، اين امر نيز به هر حال از روح مدنى و آزادى كه بدون آنها خلاقيت هاى بزرگ قرن پنجم غيرقابل تصورند، ناشى مى شد. بدون وجود اين شرايط لازم، از دموكراسى مستقيم، از تراژدى هاى اوريپيد و سوفوكل، از كمدى هاى آريستوفان، از مكالمات سقراط و جنبش سوفسطاييان نمى شد تصورى يافت. پيروزى پارس، ولو مدت خيلى درازى دوام نمى آورد، به نحو جبران ناپذير، تمامى اين شكوفايى را كه امروز به ميراث فرهنگى ما تعلق دارد و اصالت ما را مى سازد، به خطر مى انداخت. بارى، اگر چيزى آشتى ناپذير با نظام سياسى هخامنشيان وجود داشته باشد، همان وطن پرستى و آزادى است.آندره زيگفريد خطا نمى كرد كه مى گفت ماراتن بايد براى ما زيارتگاهى باشد، نه براى اينكه به آن برويم تا لعن و نفرين نثار پارس هخامنشى كنيم (و اين احساس بسيار بيگانه با آن روح جهان وطنى بود) بلكه براى آنكه به شناخت خود از ارزش هاى اروپايى و انسانى كه با فداكارى رزمندگان سال ۴۹۰ پيش از ميلاد نجات يافتند، طراوت بخشيم. مقاومت آنان كه ده سال بعد به نحوى پيروزمندانه در سالامين و پالاته بر آن مهر تاييد نهاده شد، براى اروپا و در خلال آن براى جهان،  حادثه اى با نتايج بى پايان است و شايسته آنكه سيماى نمادى به خود بگيرد. اين را بايد گفت، اما جنبه هاى مثبت تمدن ايرانى را نيز نبايد از ياد برد. ولى بايد خاطرنشان كرد اگر فدراسيون جمهورى هاى آزاد كه يونانيان مشتاقش بودند و به آن دست نيافتند، امروزه هم آرمان ما از اروپا است، كوشش هاى صلح طلبانه جهانى به شيوه پارس، ضمن آنكه رنج هاى بى پايان به بار آورده اند، همواره در خون و خرابى از پاى درآمده اند.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:43  توسط ح.م.سروستاني  | 

هر ماه دو كتاب از مجموعه «نام آوران فرهنگ»
با ترجمه خشايار ديهيمى منتشر خواهد شد

 
188745.jpg
حامد يوسفى: خشايار ديهيمى آنقدر آشنا هست كه نياز به معرفى مقدماتى نداشته باشد. اگر هم كسى نيازى به معرفى شدن او احساس مى كند، خود اين مصاحبه بهترين معرفى از اوست. مرد انتشار مجموعه هاى به هم پيوسته، اينك براى نمايشگاه كتاب امسال مجموعه تازه اى آماده كرده است. اين مجموعه را ناشر اغلب كارهاى او، انتشارات طرح نو با مديريت حسين پايا، منتشر مى كند. كل مجموعه «نام آوران فرهنگ» نام دارد و هر كتاب با عنوان «فلسفه...» نام گذارى شده است. در نمايشگاه امسال چهار جلد از اين مجموعه در غرفه طرح نو عرضه شده است و از خردادماه هر ماه دو كتاب تازه منتشر خواهد شد. به اين ترتيب براى آن كه به عدد ۱۰۰ برسيم، بيش از چهار سال ديگر زمان لازم است.
•••
• آقاى ديهيمى! سئوال اول من فكر مى كنم از قبل براى شما مشخص باشد چون خود شما در مقدمه اى كه بر مجموعه «نام آوران فرهنگ» نوشته ايد،  پيشاپيش سعى كرده ايد به آن جواب دهيد. اما پاسخ شما از نظر من نه تنها چيزى را روشن نكرده، بلكه به ابهام ماجرا اضافه هم مى كند. سئوال من، با عنايت به صورت بندى اى كه شما از آن در مقدمه تان ارائه كرده ايد، اين است كه «باز هم يك مجموعه ديگر»؟ من اضافه مى كنم كه «باز هم همان آدم ها»؟ كى ير كه گور، جان استيوارت ميل، داستايفسكى، آلبر كامو و...؟ تازه شما در مقدمه ادعا كرده ايد كه مزيت اين مجموعه بر مجموعه هاى قبل اين است كه پيوسته بودن كتاب هايش به همديگر معناى خاصى به آنها مى دهد. خب اين به نظر من نقطه ضعف كار است، نه نقطه قوت آن؛ چون بعيد است خواننده  بتواند چنين حجم عظيمى را مطالعه كند. از اين لحاظ شايد كار شما به نوعى بازگشت به تجربه ناموفق كتاب دايره المعارفى «نويسندگان روس» باشد كه بسيار حجيم بود.
در واقع سئوال شما يك سئوال نيست و سئوال هاى بسيارى است. من سعى مى كنم يك به يك به نكاتى كه مطرح كرديد پاسخ بدهم. اول اين سئوال كه چرا اين چهره هاى آشنا و چرا باز هم همان چهره هاى آشنا. من از شما مى پرسم كه آيا به نظر شما ما بى نيازتر از خود فرنگى ها هستيم كه هر سال چندين و چند كتاب درباره هر كدام از اين چهره هاى آشنا مى نويسند؟ به نظر من يك نيازى وجود دارد كه آنها را به اين كار وامى دارد. نمى توانيم بگوييم كه نياز ما به شناخت اين آدم ها كمتر از خود غربى هاست. نكته دوم اين است كه از قضا در انتخاب مجموعه به اين مسئله توجه كرده بودم كه در مجموعه به افرادى هم كه در ايران كمتر شناخته شده اند، بپردازد. در بين عناوين مجموعه «نام آوران فرهنگ» كتاب هايى وجود دارد كه به افرادى مى پردازد كه ممكن است ما درباره آنها هيچ كتابى به فارسى نداشته باشيم. از چهره هاى قديمى مى توانم به مثلاً «تاماس ريد» اشاره كنم كه ما هيچ كتابى به فارسى درباره او نداريم. از چهره هاى جديد هم مى توانم به جان سرل اشاره كنم كه كتابى درباره او نداشته ايم. در اين مجموعه به هر كدام از اين افراد يك كتاب اختصاص پيدا كرده است. اما طبيعتاً براى اين كه مجموعه اول رونقى پيدا بكند و خواننده به سراغ آن بيايد و انسى با آن بگيرد، از كسانى شروع كرديم كه آشناتر بودند اما از منظر تازه اى بهشان نگاه شده است. طبيعتاً در مراحل بعد كتاب هايى كه به افراد كمتر آشنا اختصاص دارد نيز منتشر خواهد شد. اتفاقاً بعضى از آنها همين الآن هم منتشر شده اند، اما به تدريج چاپ خواهند شد. به علاوه درباره چهره هايى كه آشنا هستند نيز بايد گفت خيلى از آشناها هم «واقعاً» آشنا نيستند، اين ماييم كه خيال مى كنيم آشنا هستند. مثلاً كى ير كه گور. ما چند كتاب درباره كى ير كه گور داريم؟ من به قاطعيت مى گويم كه تنها يك كتاب بسيار كوچك داريم كه آن را هم خود من ترجمه كرده ام، در مجموعه نسل قلم منتشر شده است و اتفاقاً  به هيچ عنوان به فلسفه او نمى پردازد و فقط با جنبه ادبى او كار دارد.
• كتاب خود كى ير كه گور را هم داريم. «ترس و لرز».
كتاب خود كى ير كه گور كه جداست. آن به جاى خودش. اتفاقاً من در مقدمه به ترجمه آقاى رشيديان از «ترس و لرز» اشاره هم كرده ام. ولى چه كتاب مستقلى براى آشنايى با فلسفه كى ير كه گور داشته ايم؟ اسم كى ير كه گور زياد بوده، اما كتابى درباره اش نبوده. متأسفانه بعضى اسامى اين قدر تكرار مى شوند كه ما پيش خودمان فكر مى كنيم مى شناسيم شان در حالى كه اين طور نيست. جز اين بايد اشاره كنم كه در اين مجموعه رويكرد تازه اى هم به موضوعات شده است. من كه خودم راجع به آلبر كامو و راجع به داستايفسكى دو- سه كتاب به فارسى ترجمه كرده بودم، وقتى اين كتاب را ترجمه مى كردم همچنان برايم تازگى داشت، چون اين كتاب ها منحصراً از منظر فلسفى و آن هم فلسفه تحليلى به افراد نگاه كرده اند.
در خصوص پيوستگى مجموعه هم بايد بگويم پيوستگى اين مجموعه با «نويسندگان روس» فرق دارد. «نويسندگان روس» از نظر من تجربه ناموفقى بود، چون اصولاً كتاب حجيمى كه اين ميزان اطلاعات را در يك كتاب درباره نويسندگان مختلف ارائه كند و در يك زمان عرضه شود، به كتاب مرجعى بدل مى شود كه فقط در كتابخانه ها مى تواند استفاده شود، يا خوانندگان متخصصى كه به صورت دايره المعارف هر از گاهى به آن مراجعه كنند مى توانند از آن استفاده كنند. اين كتاب براى عموم خوانندگان نيست. در حالى كه مجموعه حاضر به اين ترتيب است كه هر ماه دو جلد از آن منتشر مى شود و اگر خواننده وقت بگذارد هر كدام شان در يك روز قابل خواندن است. يعنى حجم هر كتاب طورى است كه يك روزه مى شود هر كدام از آنها را خواند.
• فقط مى شود خواند يا آن كه مى شود فهميد هم؟
نه خير. مى شود فهميد. هم متون پايه اى است و هم اين كه من هم سعى كرده ام در ترجمه با توجه به تجربه اى كه در مجموعه هاى قبلى داشتم كار بهترى ارائه كنم كه آسان خوان تر باشد. حالا حتى اگر يك روزه هم نشود هر كتاب را خواند، دو روزه مى شود. باز هم در ماه دو جلد كتاب ۲۰۰ صفحه اى جيبى را خواندن گمان نمى كنم كار دشوارى باشد. از نظر من يكى از محاسن اينجور مجموعه ها اين است كه كتاب هايى نسبتاً  كوچك در اختيار مى گذارند و در خواننده اين رغبت را ايجاد مى كنند كه كتاب ها را بخواند. قطع كتاب ها را هم طورى انتخاب مى كنند كه راحت تر قابل حمل باشد. لذا منظور من از «پيوستگى» فقط اشاره به يك نكته بود و آن اين كه خوانندگان فقط به سراغ كسانى نروند كه براى شان آشنا هستند. اگر كتاب ها را مستقل بخوانند نفع خود را خواهند داشت، اما اگر آنها را پيوسته بخوانند چشم انداز كلى اى هم بر فلسفه پيدا خواهند كرد كه بسيار مفيد است.
نكته آخرى كه در پاسخ به اين سئوال اول شما بايد اضافه بكنم نكته اى است كه در مقدمه هم آورده ام. اى كاش عنوان اين مجموعه را مى گذاشتيم «آشتى با فلسفه». دليل اين كه من اين مجموعه را انتخاب كردم اين است كه در عين اين كه از فلسفه هيچ كس كاريكاتور نمى سازد، بيش از اندازه فلسفه را ساده نمى كند (آن طور كه بسيارى از كتاب هاى مجموعه هاى مشابهى كه درآمده اند برخورد مى كنند)، ولى واقعاً به زبانى نوشته شده است كه خواننده را آشتى مى دهد با فلسفه. به مسائلى مى پردازد كه در ذهن هر آدمى مى گذرد و هر كس به دنبال پاسخ به آنها است. فلسفه را ربط مى دهد به همين مسائل زندگى روزمره ما. نشان مى دهد كه فلسفه هيولايى نيست دور از زندگى ما كه فقط كسانى با آن سر و كار دارند كه از زندگى چشم پوشيده اند و خود را وقف تفكرات انتزاعى كرده اند. اين مجموعه نشان مى دهد كه اصل و جوهر فلسفه همان مسائلى است كه ما در زندگى مان با آنها روبه رو مى شويم. به همين دليل فلسفه اخلاق در تمام اين مجموعه پررنگ تر از فلسفه محض است. چون فلسفه اخلاق مسئله روزمره ماست و از همه بابت ما به آن فكر مى كنيم. منطقى فكر كردن، تصميم درست گرفتن و مشكلات فراروى انسان براى اتخاذ تصميم درست، پيدا كردن زاويه مناسب براى نگاه كردن به معناى زندگى و... مسائلى است كه به نظر من در اين مجموعه به نسبت مجموعه هاى مشابه بهتر طرح شده است و با توجه به اين دلايل مى توانم بگويم كه انتخاب اين مجموعه به هيچ وجه تصادفى نبوده و كاملاً آگاهانه صورت گرفته است.
• در عنوان اصلى مجموعه هم قبل از نام هر كس تعبير «Philosophy of» آمده است؟
خير. در عنوان اصلى قبل از هر اسم كلمه «on» آمده است كه در فارسى ترجمه آن مثلاً مى شود «درباره» فلانى.
• ناشرش كيست؟
ناشر مجموعه اصلى Wadsworth است كه در آمريكا عمدتاً ناشر كتاب هاى درسى آمريكايى در حوزه علوم انسانى به حساب مى آيد. خود همين كتاب ها هم اكثراً نوشته هاى اساتيد دانشگاه هستند كه اين متون را براى تدريس به دانشجويان ليسانس آماده كرده اند.
• كل مجموعه چند جلد است و شما چند جلدش را به فارسى ترجمه مى كنيد؟
اصل مجموعه ۱۰۰ جلد است كه البته احتمال دارد ادامه داشته باشد، چون امسال فقط يك جلد، جلد صد و يكم را درآوردند. اميدوارم ما تمام اين كتاب ها را به فارسى ترجمه كنيم،  البته به استثناى پنج-شش جلد كه به افرادى مى پردازند كه بيش از حد براى ما دور از ذهن هستند، مثلاً به فيلسوفان بودايى امروز در چين اختصاص پيدا كرده اند. مى دانيد كه آنجا فعلاً بازار بوديسم و امثال آن رونق دارد، و چون اين مسئله ذهن شان را مشغول كرده  كتاب هايى را هم به چنين چهره هايى اختصاص داده اند. شايد فقط همين مجلدات را ترجمه نكنيم. شايد هم به اين نتيجه برسيم كه چون همه مجموعه را ترجمه كرده ايم، حيف است اين چند جلد را ترجمه نكنيم و آن وقت آنها را هم ترجمه كنيم.
188826.jpg
• اگر اجازه بدهيد برگردم به بحث اول. فرموديد كه اين كتاب ها زاويه ديدهاى تازه اى را درباره آدم ها مطرح كرده اند، در عين حالى كه فيلسوفان و چهره هاى «نام آشنا» الزاماً در ايران واقعاً آشنا نيستند. اما آقاى ديهيمى! نكته ديگرى هم اين ميان مطرح است كه به وضعيت ترجمه در ايران امروز برمى گردد. ترجمه ما وضع خوبى ندارد. هر روز تعداد زيادى كتاب به فارسى چاپ مى شود كه متأسفانه شمار غالب شان قابل استفاده نيستند، چون ترجمه هاى شان غيرقابل اعتماد و ناخوانا است. به همين دليل وظيفه معدود مترجمانى كه ترجمه هاى خوانايى دارند، سنگين تر مى شود. شما يكى از همين مترجمان هستيد كه به نظر من به دليل مجموعه توانايى هاى تان بايد توقع بيشترى هم از شما داشت. به نظر خودتان آيا پس از سال ها ترجمه كتاب مقدماتى درباره اين و آن براى آشناكردن ايرانيان با آنها وقت آن نرسيده است كه بخشى از وقت تان را به ترجمه متون اصلى و پايه اى فيلسوفان و فرهنگ سازان اختصاص دهيد؟ يا آن كه به سراغ معرفى آدم ها و تحولات تازه تر برويد؟ به نظر مى رسد اين كتاب هايى كه فعلاً ترجمه كرده ايد كتاب هايى هستند كه احتمالاً ديگرانى هم از پس ترجمه شان برمى آمده اند. براى آدمى مثل شما هم آدم هاى تازه اى در جهان انديشه ظهور كرده اند كه با ترجمه هاى مغشوش به خواننده فارسى زبان معرفى مى شوند، هم متون پايه اى اى هستند كه خوانندگان منتظر ترجمه آنها به فارسى هستند. به علاوه دانشگاه ها هم متوقف اند به ترجمه متون تحصيلات تكميلى توسط امثال شما.
من باز اين سئوال شما را به چند بخش تقسيم مى كنم تا بتوانم به اجزاى آن جواب دهم. خب من تا به حال چندين مجموعه منتشر كرده ام.
آدم ها خيال مى كنند وقتى كتاب كوچك است يا اسمش اين است كه «مقدماتى» است، بنابراين ترجمه اش هم ساده تر است و هر كسى از عهده آن برمى آيد. من مى خواهم بگويم كه اين جا يك اشتباهى شده است. ترجمه چنين كتاب هايى هم دشوارتر است و هم اهتمام بيشترى مى خواهد چون اين آشنايى مقدماتى بايد به صورتى ترجمه شود كه خواننده به زحمت نيفتد. خواننده بايد بتواند چنين كتابى را آسان بخواند و موضوع برايش جذاب و شيرين شود. البته اين نكته نافى ضرورت ترجمه  شدن كتاب هاى اصلى نيست. ولى مجموعه شرايط فرهنگى اجازه نمى دهد كه ما اين كار را بكنيم. مجموعه شرايط فرهنگى متشكل از چند عامل است. يكى اين كه همان طور كه خود شما هم اشاره كرديد، مترجم قابل اعتمادى كه بشود ترجمه اش را خواند و فهميد كم است. خب تاوان اين را كه ما نمى توانيم بدهيم. بايد صبر كنيم تا به تدريج وضع ترجمه و مترجمان بهتر شود. شايد اصلاً در همين مجموعه يا در مجموعه كارهايى كه من كرده ام يكى از اهداف الگوسازى براى مترجمانى بوده است كه قصد دارند نمونه اى براى مرور شيوه ترجمه داشته باشند. وقتى چهل- پنجاه كتاب با معيارهاى خاص و تكنيك هاى خاصى ترجمه شده باشد، اين مى تواند الگوى مناسبى به جوان ترها ارائه كند. من مطمئنم حتى اگر اين مسئله از ديده ها پنهان باشد، باز در لايه هاى عميق تر اجتماع كار مى كند و به همين خاطر است كه با اين كه ما امروزه هنوز ترجمه هاى بد كم نداريم ولى تعداد ترجمه هاى خوب مان قطعاً بيش از يكى دو دهه پيش است. اين يعنى كه به جلو حركت كرده ايم و سطح ترجمه مان بهتر شده است. دومين عاملى كه مانع ترجمه شدن كتاب هاى اصلى مى شود اين است كه ترجمه كتاب هاى اصلى واقعاً زمان بسيار زيادى مى طلبد و بخش خصوصى توانايى اين را ندارد كه روى آنها سرمايه گذارى كند. بخش دولتى هم كه الحمدلله از اين وادى به دور است. خود من اگر بخواهم به خاطر دل خودم ترجمه كنم تا چيزى به خودم هم اضافه شود، ترجيح مى دهم به جاى آن كه كتابى درباره راولز ترجمه كنم، كتابى از خود او ترجمه كنم. اما كتاب هاى original واقعاً براى چند نفر قابل مطالعه هستند؟ ما هنوز پايه لازم براى مطالعه كتاب هاى اصلى را نداريم. فرض بفرماييد اگر يكى از كتاب هاى اصلى راولز ترجمه شود شايد فقط ۱۰۰ نفر بتوانند از آن استفاده واقعى بكنند. به دليل همين تيراژ پائين است كه بخش خصوصى هم نمى تواند در اين كار سرمايه گذارى كند. ما مقدمتاً بايد پايه ها را فراهم كنيم تا بعد ترجمه متون اصلى هم براى ناشران خصوصى مقرون به صرفه شود. به هر حال در ترجمه هر كدام از اين كتاب هاى مقدماتى دستگاه فلسفى فيلسوف مورد بحث بايد به فارسى ترجمه شود و اصطلاحات اصلى آنان معادل گذارى شود. اينها همه به گنجينه ما اضافه مى شود و بنيان هاى ما را قوى مى كند. در شرايطى كه پايه هاى ما تا اين حد ضعيف است اين كارها تاثير قابل توجهى خواهد داشت. من گاهى حتى با دانشجويان دكترى كه مواجه مى شوم باز مى فهمم كه پايه ها آنقدر ضعيف است كه نمى توان به سراغ متون اصلى يا جدل هاى ظريف فلسفى رفت.
در خصوص وظيفه و رسالت مترجم كه شما به آن اشاره كرديد، بايد بگويم از يك مترجم نمى توان بيشتر از يك مترجم انتظار داشت. يك مترجم شاخ غول نمى تواند بشكند، انقلاب فرهنگى نمى تواند به پا كند، و فقط مى تواند با صبر و طاقت ذره ذره خلاءها را پر كند. من در واقع كتاب ها را با اين هدف ترجمه مى كنم كه فرهنگ عمومى را ارتقا بدهند، يعنى حتى بچه هايى كه فقط ديپلم گرفته اند يا سال اول دانشگاه هستند هم بتوانند از آنها استفاده كنند. براى همين تعجب مى كنم كه گاهى مى بينم اين كتاب را دارند در دوره دكترى تدريس مى كنند. اين جا من چه مى توانم بكنم؟ اين كتاب ها كه قرار نيست جاى متون تخصصى براى خوانندگان متخصص حرفه اى را بگيرند. اين كتاب ها آمده اند تا بستر را آماده كنند. اما بايد كمى صبر داشت. وقتى دستگاه آموزش و پرورش يا دستگاه آموزش عالى اصلاً اعتنايى به اين مسائل ندارد، نمى توان از يك مترجم انتظار داشت كه يك تنه ضعف آن دستگاه عريض و طويل را مرتفع سازد. الان براى من دو چيز از همه چيز مهم تر است. يكى اين كه شوق افراد براى رفتن به دل اين مباحث و مسائل را از طريق اين نوع ترجمه ها بيشتر كنم. دوم اين كه با بالا بردن اين شوق، فشارى را از طريق بدنه به سيستم هاى آموزشى وارد كنم براى اين كه خودشان را اصلاح كنند. اگر دانشجو يك حدى از سواد پايه اى را كسب كرد، ديگر قناعت نخواهد كرد به اين كه استاد بيايد سر كلاس و جزوه اى ساده بگويد تا بقيه رونويسى كنند.
•توپ را انداختيد در ميدان من و به نظر من اين از محالات است. ورودى دانشگا ه ها آنقدر زياد و تصادفى است و ميل دانشگاه ها به اين كه دائم فارغ التحصيل توليد كنند آنقدر بالاست كه آرزوى شما شايد از محالات باشد.
نه، اينطور نيست. فقط صبر مى خواهد. البته شايد من بيشتر از شما محق باشم كه بگويم ديگر بى طاقت شده ام، چون پانزده سال اين بار روى دوش من بوده است. بيست سال است من مرخصى نرفته ام. يك روز دل آسوده نداشته ام كه بگويم اين يك روز مال خودم است. ولى لذتش همين جاست كه آدم مى بيند جاهايى تحت تاثير قرار گرفته اند كه آدم اصلاً انتظار نداشته. از قضا براى من در مجموعه هايى كه درآورده ام بيشتر اين محسوس بوده است تا در كتاب هاى تكى. از بوكان مثلاً يكى زنگ زده و گفته كه آقا من فلان كتاب را خواندم و احوالاتم دگرگون شد، روزنه اى برايم باز شد و... از بندرعباس و از خيلى جاهاى ديگر. همه را كه من به چشم نمى بينم. همه هم كه با آدم تماس نمى گيرند. اما دامنه تاثير اين كتاب ها- كه قصدشان ارتقاى فرهنگ عمومى است- نمى تواند منحصر به همين هايى باشد كه تماس گرفته اند.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:39  توسط ح.م.سروستاني  | 

  ويکتور هوگو مي گوید :


  خوشبخت کسي است که به دو چيز دسترس دارد


  1- کتاب خوب


 2- دوستان اهل کتاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:32  توسط ح.م.سروستاني  | 


ارسال شده توسط علی پارسا در 09 اردیبهشت 1385 - 20:07 -
 پایگاه مركزی فیلترینگ ایران با قابلیت شناسایی كاربران اینترنت و ذخیره‌ی تمام مراجعات آن‌ها به سایت‌ها، طی روزهای آ‌ینده فعالیت خود را به‌طور آزمایشی آغاز خواهد كرد.

طبق اعلام، این مركز به‌منظور یكسان‌سازی فیلترینگ سایت‌های غیرمجاز در سراسر كشور و بومی‌سازی نرم‌افزار آن، كه سالانه نزدیك به 500 هزار دلار صرفه‌جویی ارزی برای كشور دارد، راه‌اندازی می‌شود.

مرحله‌ی آزمایشی بانك اطلاعاتی فیلترینگ پس از نصب كامل تجهیزات در شهرهای تهران، شیراز، مشهد، تبریز و اهواز و دو مركز ICP پرظرفیت و هشت مركز كم‌ظرفیت تا دو هفته‌ی آ‌ینده آغاز می‌شود و حداكثر تا دو ماه آینده فیلترینگ سایت‌های غیرمجاز در سراسر كشور تنها توسط این مركز صورت خواهد گرفت.

تجهیزات این مركز از چهار بخش كنترل ترافیك كل شبكه، ربات جست‌وجوگر، سیستم مدیریت و پشتیبانی از مشتری تشكیل شده و سیستم بانك اطلاعاتی آن از دو هزار كلمه‌ی كلیدی پشتیبانی می‌كند.

نرم‌افزار این پایگاه علاوه بر سرویس‌دهی در بیش از 300 نقطه، توانایی پشتیبانی زبان‌های فارسی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، روسی، اسپانیایی، ایتالیایی‌ و تركی با الگوریتم‌های مختلف را دارد.

همچنین ربات جست‌وجوگر پایگاه، برخلاف نرم‌افزارهای خارجی فعلی، توانایی وارد كردن كلمات و URL‌های جدید را در CATEGORYهای مربوط (طبقات مخصوص‌) مطابق با فرهنگ بومی ‌مناطق مختلف دارد و همچنین به‌طور نامحدود CATEGORY جدید به دیتابیس این مركز می‌توان اضافه كرد‌.

منبع خبر:
IrTn

یكی از ویژگی‌های پایگاه مركزی فیلترینگ این است كه كلمات سیاه، خاكستری‌ و سفید را تفكیك می‌كند،‌ كه كلمات لیست سیاه به طور اتوماتیك توسط نرم‌افزار شناسایی و سایت مورد نظر فیلتر می‌شود و فیلتر شدن سایت‌هایی كه كلمات لیست خاكستری در آن‌ها قرار دارد، به نظر اپراتورهای متخصص كه در زمینه‌ی پزشكی، علمی و اجتماعی تشكیل شده‌اند، بستگی دارد.

در صورت تغییر در محتوای سایت‌های غیر مجاز، نرم‌افزار به‌طور اتوماتیك اسامی‌ سایت‌های مورد نظر را در لیست خاكستری قرار می‌دهد.

نرم‌افزار بانك اطلاعاتی فیلترینگ قابلیت حذف و اضافه كردن IP سایت‌های غیرمجاز، كلمات و URL‌های آن‌ها را به دتیابیس به‌صورت دستی و اتوماتیك را دارد.

یكی از مهم‌ترین ویژگی پایگاه مركزی فیلترینگ این است كه كاربران اینترنت را از روی IP آدرس شناسایی و تمام مراجعات آن‌ها را به سایت غیرمجاز و معمولی در دیتابیس خود ذخیره ‌كرده و ازسوی مدیریت شبكه و اپراتورهای آن قابل استخراج است.

سایر سیستم‌های فیلترینگ داخلی نیز تحت پروتكل مشخصی می‌توانند از طریق این پایگاه به‌روز شوند. ربات جست‌وجوگر این سیستم نیز بین دو تا پنج روز تمام فیلترشكن‌ها را شناسایی و مسدود می‌كند.

رضا رشیدی - مدیرعامل شركت فناوری اطلاعات - در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، با تاكید بر این‌كه مرحله‌ی آزمایشی این طرح در دو هفته‌ی آینده به بهره‌برداری می‌رسد، اظهار داشت‌: این مركز تنها برای فیلترینگ سایت‌های غیرمجاز به كارگرفته می‌شود و هدف اصلی ما از راه‌اندازی پایگاه، بومی‌سازی این تكنولوژی است.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:1  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:40  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:37  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:34  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:32  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:30  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:29  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:26  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:24  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:21  توسط ح.م.سروستاني  | 

Welcome to the
Internet Library of Early Journals
A digital library of 18th and 19th Century journals

Journal covers


Latest News:

The full service has now been restored. We apologise for the past interruption in service.
24 April 2006.


Elib Logo An eLib (Electronic Libraries Programme) Project by the Universities of Birmingham, Leeds, Manchester and Oxford
Dublin Core  Scout Report Selection 
منبع : http://www.bodley.ox.ac.uk/ilej/
+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 20:50  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

Locating Printed Journals . Electronic Journals . Journal Indexing and Abstracting Tools

 
+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 20:44  توسط ح.م.سروستاني  | 

University of London Theses . The British Isles . American, Canadian & some European Universities

 
+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 20:39  توسط ح.م.سروستاني  | 

Humanities resources for research

 

This is a listing of general reference sources available on the world wide web, selected by British Library staff. The focus is primarily on sources in English which have particular reference to the United Kingdom; an indication is given if the source has worldwide coverage. Most of the resources included are freely available on the web; any subscription based sources included carry the information 'Onsite access only'.

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 20:34  توسط ح.م.سروستاني  | 

 

Locating Books . Bibliographic Databases . Books Full Text . Books in Print . Books out of Print & Second Hand . Book Reviews


TopLocating Books

TopBibliographic Databases

See also the catalogues of National Libraries and InforM25 College and University library catalogues in the London (UK) area.

TopBooks Full Text Online

TopBooks in Print

For details of publishers, see Guardian Unlimited Lists of publishers, HERO Bookshops and Publishers, Literary Market Place, Publishers' Catalogues Home Page and Publishers Home Pages (Bowker's)

Amazon (UK) / Amazon (USA) / Barnes and Noble / BOL The New British Bookshop on the Internet / BookBrain (UK online bookshops) / Books for Academics / BookScan / Bookwire / eBooks / eBooks-in-Print.com (searchable database of electronic titles) / German Books in Print / Harrassowitz / Ibero-American Booksellers / isbn.nu (comparision of new and second hand  London Review of Books Bookshop / 123PriceCheck ) /books comparisons) / Postscript Books / Read Ireland Bookstore / OECD Online Bookshop / Sous La Lampe / Waterstone's Bookshop / WHSmith

TopBooks Out of Print & Second Hand

Abook4all Antiquarian Books / Advanced Book Exchange (abebooks) / Alibris (includes classicforum) / Bibliofind / Biblion, Antiquarian Books Online / Bibliophile / Bibliology / Bibliopoly / Bloomsbury Book Auctions / Book Cooperative / Bookfinder (the book search engine) / Books and Book collecting (includes Set Maker to find missing volumes of sets) / Private Presses of the UK , see also Fine Press Book Association

TopBook Reviews

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 20:28  توسط ح.م.سروستاني  | 

University of London Research Library Services - Home  
+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 20:1  توسط ح.م.سروستاني  | 

 
  • سياست هاي آموزشي
  • ساختار آموزشي
  • آموزش پيش دبستاني
  • آموزش همگاني
  • آموزش پايه
  • آموزش ابتدايي
  • آموزش متوسطه
  • آمارتحصيلي
  • آموزش عالي
  • آموزش غير رسمي
  • آموزش بزرگسالان
  • آموزش فني و حرفه اي
  • آموزش معلمان
  • آموزش استثنايي
  • اصول و اهداف كلي آموزشي
  • اولويت ها و علايق آموزشي
  • اصلاحات آموزشي
  • ارزيابي تحصيلي
  • مشاوره تحصيلي
  • قوانين آموزشي
  • نهادهاي مركزي آموزشي
  • نظارت آموزشي
  • هزينه هاي آموزشي
  • بودجه آموزشي

    تحصيل در انگلستان
  • مراحل اخذ پذيرش تحصيلي در انگلستان
  • هزينه هاي تحصيلي و مخارج زندگي در انگلستان
  • نحوه ارزشيابي مدارک تحصيلي در انگلستان
  • ليست کامل دانشگاه هاي انگلستان
  • فهرست کالجهای زبان در انگلستان

    تحصيل در لندن
  • تحصيل در لندن
  • شرايط تحصيل در لندن
  • يادگيري زبان انگليسي
  • بزرگترين مراکز تحصيلي لندن
  • دانشگاه لندن University of London
  • دوره هاي تخصصي: اقتصاد و بازرگاني
  • دوره هاي تخصصي: علوم و پزشکي
  • دوره هاي تخصصي: هنر، موسيقي و طراحي
  • کتابخانه بريتانيا و دانشگاه لندن
  • + نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:58  توسط ح.م.سروستاني  | 

     
    You are in the British Library website. If you are using a text browser or screen reader please use this link to view our site map.
    Click here to skip to content
    British Library logo
    The British Library - The World's Knowledge
    About UsCollectionsCataloguesServicesWhat's OnNewsContact Us
    Sir Eduardo Paolozzi's statue of Newton
    Business and IP Centre
     

    What's new

    Content Strategy Consultation
    Your chance to comment

    Vanishing Wildlife CD
    Get it from our online shop

    Bird Mimicry CD
    Get it from our online shop

    Business & IP Centre
    Find the help your business needs

    Freedom of Information
    British Library publication scheme

    Black British Entrepreneurs
    A must-attend panel discussion on 15 May

    Go to
    Services for researchers
    Whether you use our reading rooms or do your work elsewhere
    Services for business
    Our expertise and secure electronic delivery system can help you
    Services for library and information professionals
    Including archivists and curators
    Online Gallery
    See our treasures and find out what's on at our London building
    Learning area
    Resources for learners and teachers
    Support us
    We need your help to enhance our collections and services
    Press Room Information for journalists
    Job vacancies Work for us in London or Yorkshire
    Site search
    Search tips
    Search our catalogues
    Buy books and more from our Online Bookshop
    Turning the Pages™: 15 great books
    Treasures in Full - complete digitised texts
    Preorder
    Quick links

    Who we are


    What you can do on this website


    Legal deposit

    Users with disabilities

    Opening hours, directions

    About us  Collections  Catalogues  Services  What's on  News  Contact us
    Site map  Privacy  Disclaimer  Copyright © The British Library Board
    + نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:55  توسط ح.م.سروستاني  | 

     

    كتابخانه ها از محبوبترين اماكن در بريتانيا هستند و كمتر كتابخانه اي توان رقابت با كتابخانه هاي بريتانيا و دانشگاه لندن را دارد.

    كتابخانه بريتانيا


    استفاده از اين كتابخانه كه يكي از نفيسترين مجموعه هاي كتاب در جهان را دارد، تنها از سال ۱۹۹۷ براي عموم آزاد شده است.


    در اين كتابخانه بيش از يكصدوپنجاه ميليون اثر در قالب كتاب، نقشه، دست نوشته، عكس، صفحات چاپي، طراحي، نت موسيقي، روزنامه، مجله و هشت ميليون تمبر وجود دارد كه هيچكدام از آنها به امانت داده نمي شود.


    همچنين برخي از بزرگترين گنجينه هاي ادبي جهان در اين موزه جاي دارد كه مي توان آنها را در گالري جـــان ريتبلات ديد.


    برخي از اين آثار عبارت است از: اولين نمونه كتاب چاپي بنام الماس سوتـرا كه در قرن هشتم در چين چاپ شده است. بي ولف، قديمي ترين شعر حماسي موجود به زبان انگليسي كه در قرن يازدهم سروده شده، انجيل گوتنبرگ كه در قرن پانزدهم و با حروف متحرك چاپ شده، دفترچه يادداشت و مجموعه اي از مقالات داوينچي (۱۵۱۹ – ۱۴۵۲) و نخستين مجموعه نمايشنامه هاي شكسپير كه در سال ۱۶۲۳ منتشر شده است.


    آرشيو ملي صفحه ها و نوارهاي ضبط شده كتابخانه نمونه هايي در اختيار دارد كه برخي از آنها در اواخر قرن نوزدهــــم ضبط شده است. يكي از جالبترين و سياسي ترين نوارهاي ضبط شده صداي نلسون ماندلا هنگام ايراد دفاعيه خود در پرتوريا در بيستم آوريل 1964 است، وي در آن زمان به تحريك مردم و راه اندازي انقلاب سياسي متهم شده بود.


    شايان ذكر است كه استفاده آزادانه از كتابخانه مشروط به تهيه بليط مطالعه است.


    Address: British Library, 96 Euston Road,
    London, NW1 2DB
    Tel: +44 (0)20 7412 7677



    كتابخانه دانشگاه لندن


    كتابخانه دانشگاه لندن يكي از كتابخانه هاي مهم دانشگاهي در بريتانياست و وجود بيش از دو ميليون عنوان كتاب در موضوعات علوم اجتماعي، هنر و علوم انساني در آن به اين معني است كه اين كتابخانه بي شك ارزش يكبار ديدن را دارد.


    كتابخانه ادبيات اقتصادي گلد اسميت حاوي كتب و مقالات منتشر شده در رشته اقتصاد از قرن پانزده تاكنون است.


    Address: Senate House, Malet Street,
    London WC1E 7HU
    Tel: +44 (0)207 862 8500



    سايتهای مرتبط

     
    + نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:50  توسط ح.م.سروستاني  | 

     
    نمایش کامل لینک ها